فرهنگ

الهامی بابا ، شاعر و صوفی مقتول بوسنیایی

الهامی بابا از شیوخ تصوف و شاعران پرکار بوسنیایی قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی است. شخصیتی که بخاطر سرودن اشعاریدر انتقاد از دولت عثمانی به دست این حکومت به قنل رسید. مقبره این شاعر صوفی در تراونیک اکنون زیارتگاه عاشقان تصوف است .
عبدالوهاب بن عبدالوهاب ژپچوی الهامی در سال 1775 میلادی در ژپچه شهری اقع در بوسنای مرکزی به دنیا آمد. والدین خود را در کودکی از دست داد . کاسیم دوبراچا از تحصیل الهامی در کودکی و نوجوانی اطلاعاتی را در دست ما می دهد. الهامی در شهرهای ژپچه ، تشان و فوینتسا تحصیل کرد. این اطلاعات در اجازه نامه محمد اژدرالویچ جایی قید شده است. یکی از اساتید الهامی ، عبدالله کاراهوجیچ بود. او علاوه بر تدریس علم دینی و ادبیات در مکتب ، به زبان بوسنیایی شعر می سرود. یاد آوری کنیم در دوره حکومت عثمانی نگارش به زبان بوسنیایی و سایر زبانهای غیر ترکی ممنوع بود ولی سنت شفاهی سرودن شعر و شعرخوانی ، عامل اصلی در تداوم فرهنگ بوشنیاکها در این دوره بود.
به نظر می رسد الهامی در دوران نوجوانی تحت تعلیمات صوفیانه عبدالرحمان سری از شیوخ نقشبندیه قرار گرفت. عبدالرحمان سری مدرس ، شاعر و عالمی دانا در علوم دینی و تصوف بود. یک روایت دیگر نشان می دهد شیخ حسین بابا زوکیچ ، بنیانگذار نقبشندیه در بوسنی و هرزگوین ، الهامی را تحت تعلیمات خود قرار داده است. ولی اینروایت ضعیف است ، چرا که حسین بابا زوکیج در سال 1800 رحلت کرده بود و همان روایت عبدالرحمان سری بابا درست بنظر می رسد.
آثار الهامی در باره زمان و بحرانهای آن دوره صحبت می کند. الهامی در دوران ضعف و فروپاشی تدریجی حکومت زندگی می کرد . بویژه در بالکان این ضعف بشدت احساس می گردید و جنبشهای استقلال طلبی صربها و مونته نگرویی ها و سایر اقوام در بالکان بشدت علیه دولت عثمانی فعال بود. بوسنی و هرزگوین غربی ترین سرزمین عثمانی و نقطه مرزی این کشوربا غرب بود. در این ایام جنگهای بی حد و صدر عثمانی ها با دولتهای اروپایی موجب ضعف اقتصادی و جمعیتی مسلمانان بوسنیایی شده و نارضایتی را افزایش داد. ضعف عثمانی در دربار و استانبول خود را در شورش ینی چریها علیه سلطان نشان داد و شورش کسبه و تجار در استانبول هر از چند گاهی رخ می داد.
الهامی بابا به طریقت نقشبندیه تعلق داشت . در تراونیک مرکز ادارای ایالت بوسنا ، جلال الدین پاشا فرماندار بود. الهامی بابا بیان انقلابی و انتقادی علیه ظلم عمال عثمانی در اشعارش داشت و کم کم آوازه اشعار انتقادی او به گوش عامل عثمانی در تراونیک رسید. و نهایتا این اشعار موجب قتل این شیخ صوفی و شاعر بوسنایی شد.
قصیده ” زمان عجیبی است ” ، آخرین قصیده این شاعر و صوفی است . به محض پخش اشعار الهامی بابا در بنی تکایا و مردم که حاوی از انتقاد به سلطان عثمانی بود ، جلال الدین او را از تشان به تراونیک فرا می خواند. الهامی بابا که برایش مسلم بود این سفر مرگ است ، دعوت جلال الدین را می پذیرد. در تراونیک از الهامی بااب خواسته می شود تا اشعارش را منکر شد. بعد از رد این خواسته ، وی را به قلعه تراونیک برده و سر او را از جدا جدا می کنند.
قصیده ” زمان عجیبی است ” ، آخرین قصیده الهامی بابا است که او را به کام مرگ فرستاد :

زمان عجیبی است
عصر ظالمین است
دشمنان دین ظاهر شدند
بخدا دنبال چی هستند؟

همه چیز نابود می شود
شر همه جا را فرا گرفته
افراد خوب ناپدید می شوند
بخدا دنبال چی هستند؟

به کتاب خدا نگاه نمی کنند
و از همه بیشتر ترکها مایه آّبرو ریزی هستند
منافق ها همه جا هستند
بخدا دنبال چی هستند؟

ترک عمل خوبی ندارد
عدالت را منحرف می کند
او عدالت را ربوده است
بخدا دنبال چی هستند؟

علمای ما عجیب اند
عمل خیری از خود ندارند
از آنها یکی بیش سالم نیست
بخدا دنبال چی هستند؟

اموال علما اکنون حلال
هر جا که باشد شکر
گردنشان بخاطر ثروت می شکند
بخدا دنبال چی هستند؟

تقدیر نیست روحانی باشی
و بعد بگویی همه چیز حل است
ولی مرتدها به راه کج هدایت می کنند
رنج سختی است ، بخدا
در بین سلطان افرادی هستند
اگر خوب خیلی خوب
و اگر بد خیلی بد
هیچ کس نمی داند بخدا

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن