گسترش مسیحیت در بالکان

This post is also available in: فارسی (Persian)

گسترش مسیحیت در بالکان ، زمان طولانی را سپری کرد . شبه جزیره بالکان ، هنگام ورود مسیحیت تحت حاکمیت رم بود. رومیان ، مستعمرات خود را در مناطق مختلف بالکان گسترش دادند .  ایلیرها و آوارها ، مهمترین رقیب حکومت رم در این شبه جزیره بود ند که از سوی شرق به بالکان آمدند. قبل از مسیحیت ، شاهد درگیریها و جدالهای خونین بین ایلیرها و آوارها با  رومیها بودیم.

بر اساس اصلاحات دیوکلیسان  امپراطور روم (284-202میلادی ) ، مرزهای امپراطوری در بالکان به ساحل رودخانه دانوب و نقطه اتصال آن با رودخانه ساوا در شمال و  رودخانه درینا در شرق محدود شد. ولی چنانچه مارکو شونیچ مورخ کروات نوشته ، مهاجرتهای بزرگ اقوام مختلف در حوالی سال 350 میلادی به مناطق بالکان رخ داد، زمانی که هونها بر ضد آلانها ، آلانها علیه گوتها و گوتها علیه تایفالها وارد جنگ شدند ، این وضعیت منجر به تضعیف قدرت امپراطوری رم غربی در بالکان گردید که بدون شک ، عامل اصلی ثبات منطقه بود.

تضعیف قدرت رم در قرن 5 میلادی رخ داد و در این روند  منطقه گوتهای شرقی یا استروگوتها  جالب توجه است. اینان قبل از آمدن اسلاوها ، بر مناطق غربی بالکان حاکمیت داشتند. دین این اقوام ، کونپسکا اریانستود یا چنان که در مطالعات علمی گفته می شود ، فیدس گوتیکا بود و تاثیر قابل توجهی در بوجود آوردن بوسانسکا پاتارنها ( پارتارنهای بوسنیایی ) یا مسیحیان بوسنی در دوران قرون وسطا داشتند . این موضوعی است که اکنون یکی از مباحث مهم در باره خاستگاه کلیسای بوسنی و هرزگوین است .

مسیحیت در آن دوران عمیقا بین کاتولیکها و آریانها تقسیم و آنها بخاطر غلبه بر دیگری با هم مبارزه می کردند. ورود اسلاوها به بالکان و سپس پذیرش مسیحیت از طرف آنها باعث تشکیل فرقه های مسیحی شد که در آن زمان تحت تاثیرات سیاسی مذهبی دولتهای متعدد آن زمان بودند. اسلاوها با جمعیت زیاد اما از نظر تشکیلاتی ضعیف بیش ازیک قرن در مرزهای بیزانس زندگی کرده ، اما این امر به علت اتحاد با آوارها در اواسط قرن 6 میلادی تغییر یافت ، زمانی که از رودخانه دانوب گذشته و به بیزانس حمله کردند . با کشته شدن امپراطور ماوریکی در اوایل قرن 7 میلادی بدست سرباران ناراضی ، مقاومت بیزانس درهم شکست.

نژاد اسلاو و سازماندهی و تشکیلات درونی اقوام آن ، از نظر علمی امری تقریبا ناشناخته مانده است . اما مشخص است که مناطق تحت سلطه آنها یکپارچه نبوده ، بلکه به نواحی مستقل بسیاری تحت عنوان ” اسکلافیا ” یا سرزمین اسلاوها تقسیم می شد. بنا بر یک سند از یک منبع ارمنی در قرن 7 میلادی ، بروشنی دیده می شود که در قلمرو بیزانسی اروپا ، 25 قبیله به نام اسلاو زندگی می کردند.

اسلاوها ، مشرک و عقاید و باورهایشان مبتنی بر آنیمیسم و توتم پرستی بود و بعدها   سیستم چندخدایی رومیان را پذیرفتند. اسلاوها بعد از ورود به بالکان و پذیرش مسیحیت ، برخی از عقایدشان از جمله خرافات ، نفرین ، سحر و جادوگری  را حفظ کردند. اسلاوها بعد از ورود به بالکان ، بتدریج  مسیحیت را پذیرفتند ، بخش دیگری از اسلاوها که کلیسای خاص خود را داشتند و به کلیسای رسمی کنستانتین پول و رم وابسته نبودند، اسلام را پذیرفتند که این شامل بوسنیاییها و آلبانیاییها می شود.

اسلاوها در واقع گروه بزرگی از اقوام هندو اروپایی هستند که زبان اسلاویی آنها را به همدیگر پیوند داده و به اقوام مختلفی تقسیم می شوند. امروزه اسلاوها به سه گروه تقسیم می شوند :

  • اسلاوهای جنوبی : بوسنیاییها ، بلغارها ، مونته نگروییها ، کرواتها ، مقدونیه ایها ، اسلاونها و صربها .
  • اسلاوهای شرقی : روسیه ، روسهای سفید و اوکرایینها.
  • اسلاوهای غربی : چکها ، لهستانیها، اسلاواکیها و صربهای لوژیچ .
  • اقوام دیگربویژه ایلیرها که اجداد آلبانیاییهای کنونی می باشند ، قرنهاهای متمادی درگیری با رومها داشتند و آنها نیز تجربیات دینی گوناگونی را پشت سر گذاشتند. ایلیرها بر خلاف اسلاوها ، ازنظر قومی یکپارچه نبودند ، بلکه از قبایل مختلفی تشکیل شدند و در مناطقی از اسلاونیا تا یونان زندگی می کردند.

ورود مسیحیت به بالکان ، سرنوشت جوامع و قبایل این شبه جزیره را تغییر داد. از آنجایی که بالکان بین دو امپراطری غربی (رم)  و شرقی ( بیزانس ) قرار داشت ، بالکان به صورت منطقه تخاصم ، رقابت و درگیری بین دو نوع مسیحیت و دو نوع قدرت سیاسی از آغاز تاکنون نقش ایفا کرده است . لذا باید دید شکل گیری مسییحت غربی و شرقی در بالکان به چه شکلی بوده است . بالکان از نظر مسیحیت به دو منطقه کاتولیک و ارتدوکس تقسیم می شود. در بالکان ادیان اسلام  مسحیت نقش عمده در تعیین مرزهای هویتی و حتی سیاسی دارند.

کلیسای کاتولیک ، جامعه مذهبی است که پاپ را به عنوان رهبر بلامنازع مذهبی قبول دارد و گسترش آن از سال 1054 میلادی پس از تقسیمات بین مسیحیت شرقی و غربی آغاز شد. مقر آن در رم است و به همین جهت آن را کلیسای رومی می نامند. دارای سلسله مراتب درونی بسیار منطمی است . شعار اصلی کلیسای رومی ، نجات انسان از طریق آیین قربانی ( ساکرامنت )  و مراسم و عبادات مذهبی است .

هفت مراسم و عبادت از جمله غسل تعمید ، تطهیر ( پس از گرفتن روزه و خوردن نان و شراب ) ، اقرار ( اعتراف به گناه در مقابل کشیش ) ، استشمام روغن مقدس برای بیماران ، کشیدن صلیب بوسیله روغن مقدسی که پس از غسل تعمید انجام می شود ، قرار گرفتن در صف روحانیون و منع کامیابی جنسی و ازدواج و شرکت در عبادات جمعی از جمله امور واجب و بنیادی این کلیسا است .

مذهب کاتولیک ، امروزه از گسترده ترین و از نظر تشکیلاتی جزو منظم ترین نهادهای دینی است . رهبر مذهبی این کلیسا در واتیکان ( منطقه ای مستقل در وسط رم ) قرار دار. امروزه 47/17 درصد جمعیت جهان ، کاتولیک بوده و بیشتر آنها در اروپا و امریکا زندگی می کنند.کاتولیکها در کرواسی اکثریت قابل توجهی دارند و البته در بوسنی و هرزگوین ، مونته نگرو ، صربستان و آلبانی درصد بزرگی از جمعیت کاتولیک زندگی می کند.  کلیسای واتیکان بر زندگی کاتولیکها نظارت دارد .

کلیسای ارتدوکس ( پراوو  اسلاو یعنی اسلاوهای راست دین ) ، دومین جریان مذهبی است که در سال 1054 میلادی ، پس از جدایی بین مذاهب مسیحیت بوجود آمد. این مذهب برخلاف مذهب کاتولیکی  ، تشکیلات متحد و یگانگی نداشته ، بلکه دارای تشکیلات خودمختار و جداگانه ای است . رهبر مذهبی ارتدوکسهای جهان در استانبول مستقر می باشد ، تنها دارای رهبری صوری و برتری ظاهری بر سایر کلیساهای ارتدوکس می باشد. عثمانی با درایت پس از فتح قسطنطنینه و سقوط حکومت مسیحی و کلیسای ایاصوفیه ، به اارتدوکس ها اجازه فعایت آژادانه دینی را دادند تا از طریق کلیسای ارتدوکس بتوانند راحت تر بر مناطق ارتدوکس حاکم بشوند.  ارتدوکسها مانند کاتولیکها ، هفت عبادت مقدس دارند که به آن ” رازها  ” گفته می شود. غسل تعمید با فرو رفتن در آب انجام می شود و بر خلاف کاتولیکها ، تطهیر یا پاکی از گناهان با نان و شراب حاصل می شود و نه با اعتراف . آنها عالم برزخ ، عالمی که در آن گناهان پاک می شود را قبول ندارند. ارتدوکسها ، رهبری پاپ و عصمت  او در مسایل دینی و اخلاقی را نمی پذیرند..

عدم ارضای جنسی دربین ارتدوکسها مختص ، راهبان است . در حالی که نامزدی برای حرفه کشیشی ، باید قبل از آن ازدواج کنند. پس از روحانی شدن و درآمدن به سلگ کشیشان ، این امر میسر نیست . ارتدوکسها از تشکیلات قوی برخوردارند. طبق قانون 28 و بر مبنای نشست هالکدونی ، مرزهای هر کلیسای ارتدوکس با مرزهایی که در آن یک دولت وجود دارد ، مشخص می شود. به جز بوسنی و هرزگوین و کرواسی که وابسته به کلیسای صربستان هستند ، بقیه دولتهای بالکان ، تشکیلات مستقل کلیسای ارتدوکس خود را دارند. ارتدوکسها امروزه ، 6/5 درصد جمعیت دنیا را تشکیل  می دهند. و بیشترین آنها ، در جنوب شرقی بالکان و روسیه می باشند. ارتدوکسها در منطقه بالکان ، بلغارستان ، رومانی ، یونان ، مونته نگرو و صربستان دارای اکثریت و در آلبانی و بوسنی و هرزگوین از اقلیت قابل توجهی برخورداند.

 

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close