چالشهای جامعه اسلامی بوسنی و هرزگوین

This post is also available in: فارسی (Persian)

جامعه اسلامی مهمترین نهاد دینی مسلمانها در بوسنی و هرزگوین است. این نهاد دینی عهده دار نقشهای متفاوتی از جمله نقشهای سیاسی و اجتماعی است و جایگاه خود را از یک نهاد دینی غیر سیاسی از دهه 80 میلادی به این طرف به سمت نهاد دینی – سیاسی تغییر داده است. موقعیت جامعه اسلامی در امور دینی و گاه سیاسی بیشتر شبیه به موقعیت کلیسای ارتدوکس و کاتولیک در بین صربها و کرواتها است. در تحولات منتهی به فروپاشی یوگسلاوی و سپس برآمدن دولتهای نوین در کرواسی ، صربستان و بوسنی و هرزگوین ؛ نهادهای دینی سهم عمده ای را در این تحولات ایفا کردند. در برخی موارد نقش برخی از این نهادهای دینی در حمایت از جنایت و قتل عام بود و مشخصا کلیسای صربستان سهم بزرگی در تشویق سیاستهای پاکسازی مسلمانها و کرواتها ایفا کرد. در کلیسای کاتولیک ، عوامل تندرویی مانند آنچه در کلیسای کاتولیک هرزگوین وجود دارد ، همچنان از تفکرات جدایی سازی و آپارتاید مذهبی دفاع می کنند. در بین این نهادهای دینی جامعه اسلامی بوسنی و هرزگوین سهم مهمی در حفظ هویت دینی و سیاسی در طی سالهای جنگ و بعد آن دارد.
رهبری کنونی جامعه اسلامی که حسین کوازویچ در راس آن است با رهبری سابق جامعه اسلامی تفاوتهایی دارد. مصطفی سریچ رییس العلمای سابق در دوران بعد جنگ فضا را برای حضور تبلیغی و سیاسی مسلمانانی از کشورهای عربی ، ترکیه و ایران گشود . او بتدریج تحت تاثیر کمکهای مالی عربستان سعودی در بازسازی مساجد و سایر بناهای جامعه اسلامی ، فضای بیشتری به وهابیها اختصاص داد. رهبری کنونی جامعه اسلامی بیشتر متاثر از اخوان المسلمین بوده و به ترکیه و قطر فضای بیشتری برای حضور فرهنگی و تبلیغی می دهد و البته تساهل و بردباری نسبت به حضور فرهنگی ایرانیها از خود نشان می دهد. هر دو رییس العلمای سابق و کنونی و بسیاری از اعضای جامعه اسلامی آگاه به نقش موثر ایران در کمک به مردم بوسنی و هرزگوین در دفاع و نقش مهم فکری و فرهنگی کشورمان در بوسنی و هرزگوین می باشند.
جامعه اسلامی تشکیلاتی بورکراتیک و تا حدی متاثر از مدل کلیسایی است. در این سیستم تمامی مساجد و نهادهای دیگر درون سازمانی در بوسنی و هرزگوین و مساجد بوشنیاکها در کشورهای دیگر تحت نظارت دقیق این جامعه قرار دارد. بیش از 1700 مسجد در بوسنی و هرزگوین و دهها نهاد دیگر مانند مدارس اسلامی ، کتابخانه ها ، موسسات پژوهشی، اوقاف و غیره تحت نظر ریاست العلما قرار دارد. از اینرو سیستم جامعه اسلامی عمودی و ریاستی است. روسای ادارات ، موسسات و بنیادهای جامعه اسلامی توسط رییس العلما انتخاب می شوند. جامعه اسلامی همچنین مهمترین نهاد حامی حزب اقدام دموکراتیک است و اعضای جامعه اسلامی معمولا در شهرها و روستاها به حمایت از نامزدهای حزب در زمان انتخابات می پردازند. در مقابل سیاستمداران بوشنیاک ، جامعه اسلامی را در قدرت سیاسی درحد ممکن سهیم ساخته اند. از تعلق چندین سفارت در کشورهای مسلمان به جامعه اسلامی تا عضوی اعضای جامعه اسلامی در شوراهای شهری ، کانتونها و احیانا مدیریت برخی نهادهای دولتی ؛ طیفی از مشارکت جامعه اسلامی را در قدرت نشان می دهد.
رابطه جامعه اسلامی با کشورهای دیگر رابطه ای مستقیم و به دور از نظارت دولت است. جامعه اسلامی به عنوان یک تشکیلات غیر دولتی مستقیما از کشورهای اسلامی کمک برای تامین هزینه ها ، ساخت و بازسازی نهادهای دینی دریافت می کند.
جامعه اسلامی سازمان وسیعی با چند هزار پرسنل است . سنگینی فضای بورکراتیک و ادارای ، اسلام رسمی و حساسیتها و محدودیتهای خاص در جامعه اسلامی به دلیل روابط سیاسی با حزب اقدام دموکراتیک و احیانا سیاستمداران بوشنیاک دیگر ، رابطه با کشورهای اسلامی و غیره موجب شده تا جامعه اسلامی نقش روشنگر انتقادی خود را به سود سهیم شدن در قدرت سیاسی تا حدی از دست بدهد. از نظر بسیاری ساختار جامعه اسلامی علیرغم غیر دولتی بودن آن بسیار دولتی است. جامعه اسلامی از اینرو همواره سعی در دفاع از دولت موجود را دارد و در دوران کمونیستی جامعه اسلامی بشدت محافظه کار و مخالف طرح دیدگاههای انتقادی علیه دولت کمونیستی یوگسلاوی بود. برخی ازعناصر جامعه اسلامی به عنوان عنصر اطلاعاتی برای پلیس مخفی یوگسلاوی کار می کردند . به دلیل همین رویکرد که در ساختار و سنت فعالیت جامعه اسلامی مشاهده می گردد ، زمانی که مسوولین جامعه اسلامی تصمیمی می گیرند و یا احیانا تصمیمی نمی گیرند ؛ هر دو مورد به عنوان سیاست جامعه اسلامی تلقی می گردد. در دوران بعد جنگ بوسنی و هرزگوین رشد تفکرات افراطی در جامعه اسلامی تا حدی متوجه فضایی است که مسوولین این جامعه با سکوت و عدم تصمیم گیری در اختیار گروههای تند وهابی و سلفی قرار دادند.
عدم استقلال اقتصادی جامعه اسلامی آن را بشدت به کمکهای خارجی وابسته کرده است. هر چند دولت سالیانه مبلغ مشخصی به این نهاد کمک می کند ، ولی هزینه ها و احتمالا بریز و بپاش ها در جامعه اسلامی بالا است. آنهایی که به نهاد ریاست العلما نزدیک و یا جزو مدیران می باشند ، معمولا از امتیازات درست و یا نادرستی استفاده می کنند . یک نمونه در باره املاک وقفی جامعه اسلامی سواستفاده هایی صورت می گیرد و یا در جریان کمکهای سازمان تیکا ( ترکیه ) برای بازسازی یا ساخت بناهای دینی شاهد سواستفاده هایی از موقعیت توسط معدودی از اعضای جامعه اسلامی هستیم.
تغییر تدریجی گفتمان دینی در بوسنی و هرزگوین از دهه 90 میلادی به بعد به تضعیف گفتمان اسلام بوشنیاک و به تقویت اسلام وهابی یا سلفی انجامیده است. جامعه اسلامی پیشتر از تساهل و بردباری بیشتری بود و تا حدی نیز در چارچوب میراث عثمانی عمل می کرد. از جنبه های بارز این میراث تساهل و بردباری در مقابل مسیحیان ، مشارکت با صوفی ها و عدم تمرکز شدید بر مساجد بود. در وضعیت کنونی ، روحانیون و روشنفکران مسلمان داخل جامعه کمتر به طرح دیدگاههای انتقادی سازنده می پردازند. گروهی مدافع تام رییس العلما اجازه طرح دیدگاهها را نداده و با این دیدگاهها برخورد تندی می کنند. حضور تفکرات سلفی در بین کادر جامعه اسلامی در مساجد ، دانشکده ها و مدارس آموزشی ، شکاف بین اسلام سنتی بوشنیاک با تفکر کنونی جامعه اسلامی را بیشتر کرده است. از اثرات حضور اعراب طرح مباحثی در باره عدم تحمل گروههای دینی دیگر مانند مسیحیان ، شیعیان و صوفیه است که اکنون به عنوان یک بحث مورد قبول سعی دارند آن را تبدیل به یک رویه و گفتمان در جامعه اسلامی کنند.
شرایط سیاسی و دینی موجب شده تا جامعه اسلامی وارد چالش هایی بشود که گاه قدرت برخورد با آن را ندارد. از جمله نمی توان پیوند جامعه اسلامی با سیاست را نفی کرد و آن را منفی دانست. این پیوند بخاطر شرایط سخت رویارویی فکری و سیاسی مسلمانان بوسنیایی با متجاوزان و دشمنانشان تحمیل شده است. جامعه اسلامی در نبردی تاریخی و سیاسی با تفکرات افراطی ارتدوکس و کاتولیک در منطقه می باشد و از سویی هم نیاز به ارتباط بهتر و سازنده با نهادهای مسیحی و یهودی را دارد. بنابراین جامعه اسلامی و بویژه روحانیون در مناطقی چون جمهوری صربسکا و هرزگوین در چالش مدام با عناصر افراطی می باشند. این حضور نیازمند حمایت سیاسی است . شاید ورود اعضای جامعه اسلامی به حوزه سیاست عملی مانند تصدی وزارت یا سفارت یکی از نقاط ضعیف جامعه اسلامی باشد. کادرهای جامعه اسلامی از دانش و تجربه سیاسی برای ایفای نقش های مدیریتی بزرگ برخوردار نیستند.
یکی از مشکلات جامعه اسلامی سیستم ریاستی آن است. بسیاری از امور را شخصا بایستی رییس العلما تصمیم گرفته یا در برنامه ها حضور داشته باشد. سالیانه رییس العلما سفرهای متعدد خارجی دارد . چنین سیستم متمرکز تصمیم گیری موجب شده تا رییس العلما وقت و فرصت کافی برای ارتباط با مردم عادی و نخبگان دینی و سیاسی را نداشته باشد و شاید این مساله مهمترین مشکل جامعه اسلامی می باشد.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close