kniževnostkultura

پیپی و مومی

ریچارد اورنج

در فوریه 1944 ، بمب های روسی شیشه های استودیوی هنری توو جانسون در هلسینکی را خرد کردند. نویسنده در دفتر خاطرات خود نوشت: ” من تکه های شیشه باقی مانده را از شیشه پنجره بیرون آوردم ” . او آنقدر افسرده بود که یک سال نتوانست نقاشی کند و ناامید شد زیرا جنگ ” ما را کم ” می کند. اگر جنگ به مدت طولانی ادامه یابد مردم قدرت آن را ندارند که بزرگوار باشند. 

حدود 400 کیلومتر در آن طرف دریای بالتیک ، زن دیگری در مورد همان بمب گذاری از امنیت آپارتمان خود در استکهلم نوشت. آسترید لیندگرن در آلبوم جنگی خود اشاره کرد: ” حدود 200 هواپیمای روسی هلسینکی را بمباران کردند. ” ” فکر کردن در مورد سرنوشت فنلاند دردناک است .”

جلد چاپ اول کتاب درباره پیپی جوراب ساق بلند (منتشر شده در سال 1945) ، با تصویرگری اینگرید وانگ نیمانحق چاپ: شرکت آسترید لیندگرن

جدا از تفاوت هفت ساله از نظر سال تولد ، این دو نویسنده اشتراکات زیادی داشتند: هر دو در اواخر نوجوانی و اوایل بیست سالگی موهای خود را کوتاه می کنند و شلوار و کراوات می پوشند – سبک زنان رادیکال در دوره جاز. هر دو در جوانی شیفته فیلسوفانی مانند فریدریش نیچه بودند. هر دو ضد فاشیست شدید بودند.

وظیفه لیندگرن در آن زمان ، نظارت بر نامه های الکترونیکی برای سرویس های امنیتی سوئد بود. وی در معرض نامه های تکان دهنده ای خانواده های یهودی قرار گرفت . خاطرات روزانه وی بیانگر خشم او از آلمان نازی است. جانسون ، بدون فرزندانی برای مراقبت  شجاعانه دولت فنلاندی طرفدار آلمان را تهدید کرد و نقاشی های که از آدولف هیتلر ترسیم و در یک مجله چپ  چاپ کرد.

از همه مهمتر ، هر دو نویسنده از ابتدای جنگ کار روی کتاب های کودکان را شروع کردند. در نوامبر 1945 ، پیپی جوراب ساق بلند ، با دم اسبی نارنجی روشن ، کک و مک روی صورت ، جوراب های رنگی غیر معمول ، منطق پیچ خورده و قدرت فوق بشری ، جهان را آلوده خود کرد. یک ماه بعد ، خانواده مومی ملایم ، معمایی و ماجراجوی جانسون ، با چشمان کوچک ، زیبا و بدن عجیب و غریب شبیه اسب های آبی ، با احتیاط شروع به اولین ماجراجویی های خود کردند.

توتالیتاریسم و ​​خشونت جنگ جهانی دوم هر دو نویسنده را عمیقاً مورد توجه قرار داد. هر دو ، به روشهای مختلف ، درصدد واکسیناسیون نسلهای آینده در برابر انطباق با قدرتی بودند که منجر به این فاجعه انسانی شد.

در حالی که این کتابها 75 سالگی خود را جشن می گیرند ، آنها هنوز بر ادبیات کودکان در کشورهای خود سوئد و فنلاند حاکم هستند و به زودی به نسل جدید معرفی می شوند.  ، سازندگان فیلم های پادینگتون و هاری پوتر  قصد دارند فیلمی درباره پیپی بسازند ، در حالی که شرکت انیمیشن سوئدی سینماتک در حال کار بر روی ” سریال سرزمین مومی ها ” است. در دنیای گرفتار یک بیماری همه گیر ، تهدید بحران زیست محیطی ، و سیاستمداران پوپولیست که به تفرقه و نفرت دامن می زنند ، این پیام های آزادی ، مهربانی ، تحمل و بردباری همه مهمتر هستند.

آسترید لیندگرن در هنگام معرفی کتابمنبع: شرکت آسترید لیندگرن

” سال های جنگ بسیار وحشتناک،  من یک هنرمند اجباری، به نوشتن داستان پری ؛” جانسون در مصاحبه گفت: پس از آن کتاب دوم در مومی، ” ستاره های دنباله دار در سرزمین مومی ها ” در سال 1946 منتشر شد.. ” من از بمب غمگین و ترسیده بودم و می خواستم به نوعی از افکار غم انگیز فرار کنم

برای شخصی که می خواهد از جنگ فرار کند ، او هنوز ترس های زیادی را با خود به همراه دارد. ما اولین بار در کتاب “مومی ها و سیل بزرگ ” منتشر شده در سال 1945 با مومی جوان و مادر مومی وی آشنا می شویم . آنها پناهنده هستند و در جستجوی پناهگاه از مقابل یک منظره عجیب و خطرناک عبور می کنند. پدر مومی در آن زمان غایب بود ، همانطور که پدران اغلب در طول جنگ غایب بودند.

فقط بعد از چند صفحه کتاب ، مومی ها هنگام غروب در جنگل تاریک سرگردان می شوند ، جایی که با چشمانی درخشان ، مه عجیب و باتلاقی پر از موجودات آبزی ، از جمله یک مار دریایی روبرو می شوند که تقریبا آنها را می خورد. سپس طوفانی وحشتناک آنها را در دریا گرفتار کرد. و همه اینها قبل از رسیدن به سیل ذکر شده در عنوان کتب اتفاق می افتد.

در کتاب بعدی ، یک ستاره دنباله دار جهان را تهدید می کند که آب دریا را می مکد و حال آخرالزمانی را پشت سر می گذارد. مومی و دوستانش با افرادی روبرو می شوند که در حال فرار هستند ، ” برخی راه می رفتند ، برخی رانندگی می كردند ، برخی دیگر سوار می شدند و برخی حتی خانه های خود را با صندلی های چرخدار حمل می كردندهمه با ترسو به آسمان نگاه می کردند و بندرت کسی وقت داشت که بایستد و با آنها صحبت کند

هر چقدر همه اینها ترسناک باشد ، اما هنوز هم در دنیای کودک اتفاق می افتد که مادر می تواند همه چیز را برطرف کند. مومی با نگرانی هنگامی که می فهمد ستاره دنباله دار به چه زمینی برخورد می کند ، با نگرانی می گوید: ” اگر فقط ما می توانستیم پیش مادر بیاییم همه چیز خوب خواهد شد . ” او می داند چه کاری انجام دهد .”

این احساس شدید وجود دارد که وحشت جنگ جایگاهی برای دنیای بهتر خواهد گذاشت. وقتی آب عقب می رود ، مومی و ماما مومی متوجه می شوند که سیل دره مومی را پشت سر گذاشته است.

و در حالی که جنگ در هر صفحه از دو کتاب نخست مومی ها طنین انداز است ، اما در کتاب های مربوط به پیپی جوراب ساق بلند ، جایی که طرح داستان در دهه 1940 تنظیم شده و جنگ ناشناخته است ، این وحشت وجود ندارد.  پیپی نقطه مقابل رهبر تمامیت خواه است و پاسخ لیندگرن به جنگ است.

لیندگرن در نامه ای که به همراه اولین نسخه خطی پیپی خود برای ناشرش ارسال کرد ، قهرمان خود را با استفاده از مفهوم نیچه که در آن زمان در قلب ایدئولوژی نازی بود . ابر انسان در بدن کودک  توصیف کرد.

در طول جنگ ، این واقعیت که در شخصی مانند هیتلر چنین قدرتی در او جمع شده بود ، لیندگرن مبهوت شد. لیندگرن او را “یک صنعتگر کوچک و ناشناخته آلمانی ” توصیف کرد که ” دشمن مردم خود و نابودگر فرهنگ ”  است.

هجو او زمانی است  که پیپی با مرد قوی سیرک آدولف روبرو می شود . او هیتلر را تحقیر می کند و گریه می کند. او همچنین با قلدرها روبرو می شود و یک قلدر مست شهری را که یک فروشنده خیابانی را تهدید می کند ، می اندازد. او همچنین پلیس و همچنین یک جفت سارق بدبخت را به بالای کمد می اندازد.

لیندگرن بعدا توضیح داد که ” پیپی نشان دهنده آرزوی من از کودکی برای ملاقات با شخصی است که قدرت دارد و از آن سو استفاده نمی کند. “

بول وستین ، استاد بازنشسته ادبیات کودکان در دانشگاه استکهلم که زندگی نامه ای از جانسون را نوشت ، به من گفت که 1945 در کشورهای شمال اروپا به عنوان ” سال طلایی ادبیات کودکان است.علاوه بر پیپی و مومی ها ، در آن سال آلف پروجسن اولین مجموعه داستان کوتاه خود را در نروژ منتشر کرد و شغلی را آغاز کرد که بعداً شامل خانم پپر پات شد ، مجموعه ای از کتاب ها که هنوز هم در جهان محبوب است. سالی بود که لنارت هلسینگ ، که هنوز در سوئد خوانده می شود ، اولین کتاب خود را برای کودکان منتشر کرد.

وستین گفت ، پس از جنگ ، كودك نوید چیز جدیدی را داد. افزایش ناگهانی نرخ زاد و ولد در آن زمان،  رونق کودک  در اوج بود و ” این احساس وجود داشت که همه چیز ممکن است “. در حالی که بقیه اروپا در اثر جنگ فقیر شدند ، اقتصاد بی طرف سوئد رونق گرفت. بازسازی اروپا منجر به رونق اقتصادی پایدار شد که حزب سوسیال دموکرات از درآمد آن برای ایجاد یک کشور رفاهی سخاوتمندانه استفاده کرد. به عنوان بخشی از این سیاست ، پارلمان سوئد تصمیم گرفت که بودجه مرکزی کودکستان ها را از سال 1943 تامین  کند (دانمارک این سیاست  را در سال 1949 دنبال کرد) ، این تصمیمات  تحت تأثیر اندیشه های جامعه شناس فمینیست آلوا میردال قرار داشت ، که می خواست با انتقال مسئولیت های زیادی به مراقبت از زنان ، زنان را آزاد کند.

فرزندان دولت

به موازات این سیاست ، در آلمان و اتریش ، نیاز به كتاب های كودك بود كه جایگزین تبلیغات نازی شود ، كه شامل کتابهای بدنام ” به روباه ها اعتقاد نداشته باشید ” ، نباشد كه یهودیان را به عنوان ساكنان پست ، بی اعتماد و بیمار شهر نشان می داد كه مانند انگل ها با هزینه آلمانی های کوشا ” زندگی می کنند.  یک فقدان فرهنگ کودکان در آلمان پس از جنگ وجود داشت ،” دختر لیندگرن ، یک مترجم ادبی از زبان آلمانی به سوئدی، به من گفت. ” وقتی همه کتابها و میراث فرهنگی نازی ها دور ریخته شد ، خلا ایجاد شد. 

به طور خلاصه ، تقاضای زیادی برای نویسندگان جدید کودکان وجود داشت. به جای تلاش برای تلقین شهروندان آینده در برابر فاشیسم ، نسل جدیدی از نویسندگان احساس كردند كه این مساله خود تلقین است. آنها شیوه تعلیم و تربیت ” آموزش رایگان ” متفکرانی مانند مربی اسکاتلندی آس نیل یا فیلسوف برتراند راسل را ترجیح دادند .

هلسینگ این موضوع را در كتاب مروری بر ادبیات كودكان چاپ 1963 به روشنی توضیح داد : ”  همه هنرهای خوب تربیتی هستند” برای او ، ادبیات کودکان باید مانند سرگرمی های بزرگسالان ، برای سرگرمی ، روشنگری و تشویق تلاش کند. در گذشته ، ادبیات کودکان به ندرت به این مهم دست می یافتند ، وی گفت: ”  انگیزه های با فضیلت  ، تبلیغ همه فضایل قابل تصور انسان و البته برآورده ساختن نیاز ما به خنده،  بطور هم زمان دشوار است.

اولا لوندکویست ، استاد دانشگاه مقاله ای را از اوایل دهه 1930 در یک روزنامه سوئدی برای معلمان مدارس دولتی ذکر می کند . او معتقد است قبل از ورود به کتابخانه های مدارس ، همه کتاب های کودکان باید مورد بررسی قرار گیرد تا موارد موجود در آنها مانند  فحش دادن ، عبارات بی ادبانه یا تصاویری از نقاط شرم آور بدن  انسان، حذف شود. وی پس از تحقیق در مورد كتاب های دیگر كودكان كه در سوئد در سال 1945 منتشر شد ، نتیجه گرفت : “من بیشتر دنبال اخلاق گرایی شدم .” ” قهرمان داستان به طور کلی یک کودک قابل قبول ، منظم ، مطیع و اغلب حتی خدا ترس است

جذابیت پیپی این است که همه چیز را برعکس عمل می کند. او با پاهای خود روی بالش می خوابد ، خمیر کلوچه را روی کف آشپزخانه پهن می کند و با قرار دادن تخم مرغ ، همراه با صدف در یک کاسه ، پنکیک درست می کند. او تا دیروقت شب بیدار می ماند و از باغ خود محافظت می کند. او در حالی که داستان های جالبی در مورد افرادی که در برخی از کشورهای دور با آنها ملاقات کرده بود ، استادانه دروغ می گوید.

و هنگامی که روزی در مدرسه بود ، پیپی با استفاده از ضمیر غیررسمی تو خطاب به معلم ” تو دلتنگ ” استفاده می کند.. این امر به ویژه با توجه به اینکه در سوئد در سال 1945 ، از کودکان انتظار می رفت که بزرگسالان را با شما ،  خطاب کنند و همچنین با استفاده از عناوین خود مانند آقا یا خانم  پروفسور ، بسیار جالب است.. وقتی معلم از پیپی می پرسد پنج به علاوه هفت چیست ، پیپی پاسخ می دهد ، ” اگر این را نمی دانید ، فکر نکنید من به شما بگویم

وقتی بعداً دوستش آنیکا از او سوال کرد که چرا باید بلغور جو دوسر بخورد ، پیپی پاسخ می دهد: ” البته تو باید فرنی زیبای خود را بخوری .ولی با  آن بزرگ و قوی نخواهی بودو اگر بزرگ و قوی نشوی ، نمی توانید فرزندانی داشته باشی  تا یک فرنی خوب بخورند

و هنگامی که افراد محلی خوب سعی می کنند او را در یک بارنم (به معنای واقعی کلمه “خانه کودکان” به سوئدی) قرار دهند ، پیپی پاسخ می دهد: ” من در حال حاضر در خانه کودکان هستم … من یک کودک هستم و این خانه من است

کتابهای مربوط به پیپی دائماً با اخلاقی که بر اساس آن جامعه بنا شده اند ، مخالفند. و در عوض فردگرایی آنارشیستی را ترویج می کنند. لیندگرن آگاه بود که آنچه می نویسد در مرز بدعت است. در اولین نامه خود به ناشر ، او اشاره می کند که بچه ها از شخصیت اصلی او تقلید نمی کنند ، بلکه در عوض با تامی و آنیکا خود را وفق می دهند، بچه های خوش برخورد و دوست و همسایه پیپی. کوشش او برای نمایش پیپی ، در واقع نوعی بیان اخلاقی بود . پیپی خوش قلب ، مهربان و در کمک به دیگران بود.

شاید در کمال تعجب ، پیپی برای اولین سال انتشار مورد انتقاد قرار نگرفت. پس از آن جان لندقویست ، استاد برجسته ادبیات و منتقد ، به کتاب ها حمله کرد و اظهار داشت که آنها به طور ناپسندی بی اخلاقی هستند. او با عصبانیت ادعا کرد: ” هیچ بچه عادی در یک مهمانی یک کیک کامل نمی خورد .” ” این نشانه ای از یک تخیل بیمارگونه یا یک رفتار وسواسی است .”

با شدت گرفتن بحث در روزنامه های سوئد ، لیندگرن ساکت بود ، اما در مصاحبه ها مدام می گفت که پیپی شیر تخلیه الگو نیست.  پیپی جوراب ساق بلند ،  برآورده رویای یک کودک از قدرت بود.،  

اما لیندگرن معنای عمیق تری را نیز در ذهن داشت.  وی درباره کتاب دیگری که نوشت ، گفت : ” من دوست دارم داستان من تحقیر مادام العمر نسبت به بدترین خصایص روحی را در یک کودک القا کند: افراد قدرتمندی که بد فکر می کنند. ” از نظر لیندگرن ، ادبیات کودکان ، بیش از سایر مطالب ، قدرت شکل دادن به آینده را دارد. وی توضیح داد: ” ما می توانیم با اطمینان بگوییم که سرنوشت جهان در اتاق های خواب کودکان شکل می گیرد .”

در نگاه اول ، مومی ها  معمولی هستند. پیپی تنها و بدون پدر و مادرش زندگی می کند ، در حالی که ماجراهای لطیف مومی همیشه با بازگشت مومی به دنیایی که عشق و بردباری در آن حاکم است پایان می یابد. جانسون در مصاحبه ای در سال 1983 توضیح داد: “من سعی کردم داستان یک خانواده بسیار شاد را ترسیم کنم. “

جانسون در دهه 1960 یا 1970

مومی ها و دوستانشان بخشی از خانواده بوهمی جانسون را تشکیل می دهند: پدر مجسمه ساز و مادر تصویرگر او که در یک خانه در هلسینکی با هم زندگی می کنند . کودکان در اطراف آنها می دوند و دوستان غیرمعمولی که از آنها دیدار می کنند. وستین با ادعای اینکه مومیایی ها نماینده یک خانواده هسته ای با نوعی ” جمع گرایی آزاد ” هستند ، گفت: ” ممکن است محافظه کار به نظر برسند ، اما در واقع این گونه نیستند . ” به عنوان مثال ، در صفحه اول ” طغیان بزرگ در دره مومی ها” ، همه دوستان جدید مومی ها جای خود را دارند. او گفت: ” آنها فقط به آنجا نقل مکان کردند و سپس مامان مومی فقط میز را زیاد کرد و تخت های جدید اضافه کرد

به همان روشی که عشق باعث می شود یک خانواده از خصوصیات کمتر خوب اعضای آن غفلت کند ، خانواده گسترده مومی همه چیز را تحمل می کند. نه تنها سویرت ، یک شاعر-فیلسوف سرگردان که فقط سازدهنی دارد ، بلکه همچنین نیوشا ، دوست بزرگ مومی که خودخواه است اما یک ترسو و مومکا نیز هست. که کم عمق و متکبر است. به گفته تولا کارجالاینن ، که همچنین بر روی بیوگرافی جانسون نویسنده کار کرده است ، برای گروکا ، که سردی و عصبانیت ” تجسم … ترس و طرد ” را درک می کند ، نیز تفاهم وجود دارد .

این پیام پذیرش حتی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که در نظر بگیریم در طول سالهای جنگ ، خانواده جانسون به اندازه امروز تقسیم شده بودند. پدر وی ، ویکتور ‘فافان’ جانسون ، از هواداران مشتاق آلمان نازی بود و دخترش از دستش به عنوان یک یهود ستیز  عصبانی بود. در همین حال ، تووو و مادرش ، سیگن هامرستن-جانسون ، با ترسیم تصاویر در مجله چپ ستیز ضد نازی ، درآمد کسب می کردند.

استرس ناشی از این امر در خانواده وی به عدم حضور پدرمومی تبدیل شد. او  در داتسان مومی فردی است که برای همیشه در جستجوی بی هدف خود برای چیزی که هیچ کس نمی داند ، بی قرار از جایی به مکان دیگر سرگردان است ”  جانسون بعداً هنگام نوشتن داستان زندگی خود ، بی سر و صدا شیفتگی خود را با این جمعیت عجیب و بی فکر توضیح می دهد.

در جو سیاسی چپ دهه 1970 در سوئد و فنلاند ، لیندگرن و جانسون هر دو وقتی عقب مانده خوانده شدن خود را در معرض انتقاد منتقدان قرار دادند.  هر دو نویسنده از زمان خود جلوتر بودند. حتی امروز ، شخصیت های دختر کمی وجود دارد که به اندازه پیپی قوی ، فعال و با اعتماد به نفس باشند. امروز ، وقتی زنان و دختران زیادی از ظاهر خود احساس بدی دارند ، پیپی عاشق ظاهر ، موهای قرمز ، کک و مک و سایر موارد است.

پیپی در حالی که جلوی آینه لباس می پوشید ، زمزمه می کرد: ” عالی ، عالی “. تامی پرسید: ” که بسیار عالی است. ” ” من هستم، ” پیپی جورابساق بلند ، وقتی وی در ویترین داروخانه آگهی تبلیغاتی را با این سوال دید: ”  آیا از کک و مک رنج می برید؟ “او به زن فرونشده دارو گفت : من به کک و مک صورتم عشق می ورزم.

با این حال مومی ها تا حدودی عادی تر به نظر می رسند. مامان مومی همیشه خانه را تمیز می کند، غذا می پزد ، تزئین می کند. در همین حال ، پدر مومی هر نوع آرزوی مومی کوچک را برآورده می کند ، بنابراین در یک مورد حتی خانواده اش را به دلیل احساس افسردگی به فانوس دریایی منتقل کرد. با این حال ، این بیان انتقادات فمینیستی جانسون بود و خشم خود را از موقعیت مادرش را در قبال پدرش نشان داد

وی برای یکی از دوستانش نوشت: من می بینم که مامان ، بی سر و صداترین و تنگ نظرترین همه ما است . نوعی استبداد در او است.ناراضی است.  همه چیز را می خواهد طبق نظرش باشد ، زندگی را رها می کند و چیزی جز بچه ها پس نمی گیرد.”

ادبیات کودکان کتاب هایی را در مورد شاهزاده خانم ها ، اسب ها و اسب های شاخدار به دختران می فروشند. از سوی دیگر ، به نظر می رسد کثرت کتابهای جدید و مترقی بازگشت به رویکرد اخلاقی است که لیندگرن سعی در فرار از آن داشت. کتابهایی مانند ” داستانهای شب بخیر برای دختران سرکش“منتشر شده در سال 2016و یا بسیاری از مقالات در مورد فعال محیط زیست گرتا تونبرگ ، هدف ادبیات کودکان این است که فرزندان ما عقایدی را که ما می خواهیم داشته باشند . لیندگرن به دنبال ادبیات آرمانی ضد تمامیت خواهی بود.

پیپی و مومیایی ها به ما یادآوری می کنند که طنز و داستان پردازی تخیلی می تواند ایده های انسان گرایانه را به همان اندازه رویکرد مستقیم تری منتقل کند. اما شاید مهمترین پیام آنها این باشد که جهان ، هر چقدر هم که بد شود ، همیشه می تواند دوباره تصور شود.

Izvor

Show More

Leave a Reply

Back to top button