پدیده مجوگوریه در هرزگوین

This post is also available in: فارسی (Persian)

مجوگوریه یکی از مکانهای مقدس مسیحیان کاتولیک در منطقه هرزگوین جنوب بوسنی می باشد. همه ساله بیش از یک میلیون زایر مسیحی از این نقطه دیدار می کنند. زایران مسیحی از نقاط مختلف امریکا و کشورهای مختلف اروپایی و حتی افریقا به این مکان می آیند تا در حال و هوای این مکان که گفته می شود ، محل ظهور و مشاهده حضرت مریم ع بوده است ، به عبادت و راز و نیاز بپردازند.
اصل ماجرای مجوگوریه به تابستان 1981 بازمی گردد. در 24 ژوئن نخستین بار زمانی که چند دختر و پسر خردسال مشغول بازی بودند ، متوجه زنی می شوند که در بالای تپه ای ایستاده و به آنها نگاه می کند. این دیدار به مدت شش روز متوالی تکرار می شود و در هر دیداری براساس روایت این شش دختر و پسر خردسال ، حضرت مریم با آنها صحبت کرده و به راز و نیاز پرداخته و از آنها می خواهد در ایمان به خدا ثابت قدم باشند و به جستجوی صلح و آرامش بپردازند. در جریان این دیدارها ، بانویی که بر بالای تپه ظاهر می شد خطاب به بچه ها می گوید” من مریم مقدس باکره هستم.” در جریان یک دیدار دیگر او می گوید : ” فقط صلح ، صلح و تنها صلح “و ” صلح باید در رابطه بین انسان و خدا و بین مردم حاکم بشود ” ، ” روحانیون باید اعتقاد قوی به خدا داشته باشند و باید از دین مردم محافظت کنند ” ، ” خوش به حال آنان که ندیدند و ایمان آوردند “. به گفته شاهدان ، این بچه ها اکنون در سن میان سالی هستند. دیدار با حضرت مریم به گفته برخی از اعضای این گروه تا مدت 25 سال ادامه داشت.
ماریا پولویچ یکی از افرادی است که در روز تولد حضرت مسیح ، می گوید دیداری غیر منتظره با حضرت مریم داشته است. او می گوید :” حضرت مریم با عیسی کوچک در بغل آمد و هیچ پیامی نداد. اما عیسی کوچک سخن گفت و فرمود : من صلح شما هستم، به دستوران من پای بند باشید.” بعد از آن حضرت مریم و عیسی ع به نشان تهنیت و تبرک ، صلیبی کشیدند.”
عده ای معتقدند که جریان ظهور حضرت مریم در این دهکده کوچک هرزگوینی ، یک دام و نیرنگ برای کشانیدن پای جهانگردان و زایران مسیحی به این نقطه است. مایکل دیویس نویسنده کتاب ” تاریخ مطمئن مجوگوریه ” با دفاع از این دیدگاه می نویسد: ” این داستان مشاهده حضرت مریم میلیونها مارک پول برای این افرادی آورده که حضرت مریم را مشاهده کرده اند.” دو دختر خردسال میریانا و ایوانکا که از جمله شاهدان دیدار با حضرت مریم بودند ، می گویند در نخستین شب مشاهده حضرت مریم به دنبال گوسفندان نبودند ، بلکه به دنبال جایی که بتوانند سیگاری بکشند. این ماجرا شبیه به ماجرای فاطمه در پرتغال است، جایی که در 1917 میلادی ، بچه ها و از جمله فاطمه حضرت مریم را مشاهده کردند. در باره صحت و سقم ماجرای مجو گوریه کتابها متعددی نوشته و تحقیقاتی انجام شده است.
تاکنون سه کمیسیون تحقیق کلیسا ، پدیده مجوگوریه را ساخته ذهنیات دانسته اند و حقانیت آن را زیر سوال برده اند. ژان پاپ دوم اعتقادی به پدیده مجوگوریه نداشت و علیرغم دیدارهای مکرر با ایشان وی صدق و درستی ادعای آنهایی که حضرت مریم را دیده بودند ، زیر سوال برد. وی در نامه ای می گوید که مشاهده حضرت مریم در مجوگوریه ، نشانه تخیل ، نیرنگ و عدم اطاعت از کلیسا است و مهمترین انگیزه برای چنین کاری پول است.
این داستان چه درست باشد و چه ساختگی ، تاثیری در اعتقاد میلیونها زایر مسیحی ندارد که همه ساله در عطش ایمان و تجربه دینی به مجوگوریه می آیند و سعی می کنند تا نیاز خویش را پاسخ دهند. مسیحیانی که به مجوگوریه می آیند مانند فاطمه در پرتغال ، با پای پیاده بر روی سنگ و کلوخ و با راز و نیازهای طولانی در جستجو یک پاسخ معنوی می باشند. صف زایرانی که در پشت دربهای اعتراف به گناه در مجوگوریه ایستاده اند ، طولانی است. کلیسای کاتولیک با بحران روبرو است و به جز معدودی در درون این بورکراسی عظیم دینی که در قالب متالهین و فیلسوفانی نقش ایفا می کنند ، کلیسا رابطه خود با مردم را از دست داده است. بحرانهای اخلاقی درون کلیسا ، عدم چالش مناسب با روندهای غیراخلاقی درون و بیرون کلیسا کار را به آنجا رسانیده که پاپ دو سال قبل در بیانیه ای اعلام کرد که” ما باید موضع خودمان نسبت به همجنس گرایان را تغییر بدهیم و آن را گناه ندانیم. ” این یک مورد از انواع مواضع کلیسا است که قدرت معنوی و فکری خود را روز به روز از دست می دهد و برای بقا نیاز به معجزه دارد. حال اگر معجزه نباشد باید آن را ایجاد کرد.
کلیسای کاتولیک در منطقه هرزگوین توانسته از طریق این پدیده قدرت زیادی پیدا کند. مسیحیان این منطقه اغلب کرواتهایی هستند که رابطه خوبی با مسلمانها ندارند. رشد مسیحیت در هرزگوین و در بین کرواتها با مفهوم ناسیونالیسم دینی در ارتباط است و به سختی بتوان مسیحیانی را یافت که فراتر از احساسات قومی می اندیشند. در این بین باید دید مجوگوریه چه خدمتی به آن صلحی کرده که مورد ادعای شاهدان دیدار حضرت مریم ع بوده است. بنظر می رسد مجوگوریه کمکی به صلح نکرده و کمک به دستگاه کلیسایی نموده که تنها از راه گسترش چنین خرافه ها و داستانهایی می تواند در بین مردم جایگاهی داشته باشد. داستان مجوگوریه ، داستان به بازی کشیدن احساسات مردم است. بسیاری مجوگوریه را با لور در فرانسه و داستان برنادت و یا فاطمه در پرتغال مقایسه می کنند. داستان برنادت در فرانسه را باید از دیدگاه دیگری دید. برنادت در طول عمر چند بار موفق به دیدن حضرت مریم ع شد . یکی از نشانه های حقانیت دیدار برنادت با حضرت مریم ، شکافته شدن زمین و جاری شدن چشمه ای بود که اکنون میلیونها نفر همه ساله برای زیارت بانوی لور ، دیدار از پیکر سالم برنادت و نوشیدن چشمه برنادت به آنجا می روند. برنادت و خانواده اش در فقر زیستند و نشان دادن چگونه دختری با اعتقادات پاک و زندگی سالم می تواند موفق به مشاهده یکی از اولیای الهی یعنی حضرت مریم ع بشود.
در باره مجوگوریه داستان متفاوت است. نخست آن که این افرادی که شهادت بر دیدار حضرت مریم می دهند از مردم غایب هستند و اجازه گفتگو ندارند و یا برخی چون مانند ایوان دراگیچویچ که یکی از این افراد است و گاهی برای سخنرانی و ادای پیام حضرت مریم ع به سخنرانی می پردازد ، برای خود ثروتی بپا کرده است. همسر این فرد ، خانم لورن مورفی دختر شایسته سابق ماساچوست اکنون آژانس توریستی را برای زایران مجوگوریه اداره می کند.
البته کلیسای کاتولیک در اوایل مخالفت های زیادی با پدیده مجو گوریه داشت. این تصور وجود داشت ، مجوگوریه نهادی مقابل کلیسا است و از اینرو روحانیون در مقابل آن موضع و واکنش داشتند. ولی بتدریج با ایجاد کلیسای باشکوه در مجوگوریه . ایجاد نهادهای مختلف کلیسایی دیگر کلیسای کاتولیک در منطقه هرزگوین با مجوگوریه آشتی کرد . چه کسی بود چشم از میلیونها مارک عواید ناشی از جهانگردی و در آمدهای ناشی از فروش آب مجوگوریه به عنوان آب مقدس ، تسبیح ، تمثال ها و صدها مورد دیگر را بشود. در مجوگوریه بی آب و علف ، اکنون دهها هتل مدرن ، مراکز آموزشی و دینی بنا شده و سال به سال مشتاق پذیرایی بیش از یک میلیون مسیحی است.
پدیده مجوگوریه و صدها پدیده مشابه در بین مسیحیها ، یهودیها و مسلمانها همگی نشانه هایی از خلا ایمان دینی ، بحران شناخت و حقیقت جویی است. در حالی که نهادهای دینی در بوسنی و هرزگوین و سایر کشورهای بالکان عمدتا درگیر حفظ موقعیت خویش ، دفاع از ارزشهای ناسیونالیستی – دینی می باشند ، خلا معنویت و بحران شناخت از نتایج ضروری این مساله است. رشد سریع و گسترده جنبشهایی مانند شاهدان یهوه و یا پروتستانتیسم در بین کاتولیکهای منطقه و یا رشد وهابیت و سلفی گری را باید از این منظر مورد مطالعه قرار داد. همه این جنبشها ادعاهایی دارند مبنی بر حقانیت خاص خودشان ، نفی دیگران و دستیابی به یک حقیقت خاص و منحصر بفرد.
واتیکان چند سال قبل هیاتی را مامور رسیدگی به کار کشیشیان مجوگوریه کرده است. این اقدام واتیکان را نخستین گام تدریجی برای تایید داستان مجوگوریه نقل می کنند. در واتیکان رسم بر این است که دو نوع هیات به نقاط مختلف اعزام می کنند ، یک هیات بررسی حقانیت و یا عدم حقانیت یک موضوع و دوم هیات برای بررسی فعالیت کشیشیان. اعزام هیات برای بررسی فعالیت کشیشان نشان دهنده این است که رهبر کاتولیکهای جهان در پی بحران کلیسای کاتولیک در جستجوی راه حل های معنوی است.
در هر صورت داستان مجوگوریه ، از جنبه پدیده شناسی دینی جالب است. این پدیده اگر در امریکا اتفاق می افتد ، اکنون برای خودش تشکیلات مستقلی داشت. درامریکا بیش از 9 هزار فرقه مختلف مسیحی فعالیت دارند. دراروپا موضوع متفاوت است. اگر این پدیده مانند لور فرانسه دارای شواهد و نشانه های واقعی بود ، مجوگوریه حقانیتی پیدا می کرد. واکنون مجوگوریه باید به انتظار زمان طولانی بنشیند. زمانی که شاهدان دیدارحضرت مریم بر اثر کهولت از دنیا بروند ، در آن موقع یقینا واتیکان از این همه در آمد و موقعیت دینی مجوگوریه چشم پوشی نخواهد کرد و رسما ظهورحضرت مریم در مجوگوریه را به رسمیت خواهد شناخت. و البته تمامی مدارک و نشانه هایی که می تواند خللی در تصمیم آینده واتیکان ایجاد کند از اکنون بتدریج حالت مخفیفانه و سری پیدا کرده و هیچگاه ، هیچکس نخواهد توانست بر مدارک واتیکان در اثبات یا رد این مکان به عنوان مکان مقدس شبهه ای وارد کند.

سعید عابدپور

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close