نخبگان مسلمان و دولت مستقل کرواسی 1945-1941

This post is also available in: فارسی (Persian)

سعید عابدپور

در سالهای بین 1941تا 1945 ، دولت مستقل کرواسی با رهبری آنته پاولیچ و تحت حمایت حکومت آلمان نازی سرکار آمد. این دولت که اندیشه ها و تفکرات آن برگرفته از ایدئولوژی ناسیونالیستی و فاشیستی بود ، بر کرواسی و بخش عمده ای از بوسنی و هرزگوین حکومت می کرد. در آن زمان ، رهبری دینی و سیاسی مسلمانان کرواسی تصمیم به همکاری با این دولت گرفت و این در حالی بود که در بخشهایی از بوسنی و هرزگوین و سایر مناطق یوگسلاوی سابق ، پارتیزانها با رهبری تیتو جنگ چریکی را علیه نیروهای آلمانی ، چتنیکها ( صربهای تندرو ) و اوستاشا ( کرواتهای تندرو و عوامل دولت دست نشانده کرواسی ) سامان دادند. دولت مستقل کرواسی ، عمر کوتاهی داشت ، ولی این دولت در طی همین عمر کوتاه دست به جنایاتی چون پاکسازی نژادی صربها ، یهودیها و همچنین مسلمانها دست زد. دولت مستقل ، پایگاه مهم آلمان نازی در سرزمینهای یوگسلاوی بود و آلمانیها در دفاع و حمایت کامل از این دولت بودند. این سوال همواره وجود دارد چرا رهبری سیاسی و دینی مسلمانان همکاری با دولت دست نشانده آلمان را انتخاب کرد ؟ و موضع روشنفکران مسلمان نسبت به این دولت دست نشانده چی بود؟
پس از اشغال بوسنی و هرزگوین توسط دولت اتریش – مجارستان به سال 1878 ، در بین مسلمانان روند غرب گرایی فزونی گرفت. نهادهای جدید اروپایی در کرواسی که از مدتها قبل تاسیس یافته بود ، در بوسنی و هرزگوین بتدریج بنیان نهاده شد و گرایش به فرهنگ و تمدن غربی با اقدامات زیربنایی دولت اشغالگر اتریش – مجارستان رنگ و ابعاد عمیقی به خود گرفت. زاگرب و وین در طی سالهای اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، تبدیل به مهمترین محل تردد دانشجویان و فرهیختگان مسلمان گردید. در سال 1911 ، در زاگرب 145 دانشجوی بوسنیایی به تحصیل اشتغال داشت. اکثرا این داشنجویان ، بورسیه مرکز کرواتی “ناپرداک ” و انجمن فرهنگی مسلمانان ” ناردونا اوزدایتسا ” بودند. در سال 1939 ، انجمن کرواتهای بوسنی و هرزگوین به ریاتس چیرو تروهلک ایجاد گردید. در اوایل ماه می 1940 ، انجمن نارودنا اوزداینتسا ، کلوپ آکادمیک کروات را به نام شاعر مسلمان موسی کاظم چاتیچ بنیان نهاد.
ابراهیم کایان ، گرایشهای فرهنگی و تمدنی مسلمانان کرواسی را در قرنهای 19 و 20 به سه دوره تقسیم می کند. دوره اول در زمان حکومت اتریش – مجارستان ، به دوره انطباق روحی و روانی با شرایط موجود ، دوره دوم از 1918 تا 1945 ، دوره تطبیق شهروندی و فرهنگی و دوره سوم از سال 1946 تا 1993 میلادی ، دوران رشد و توسعه فرهنگی و تاریخی و رشد حس ملی اقسیم می کند.
برای این که تا حدی موقعیت نخبگان مسلمان در دولت آنته پاولیچ مشخص شود ، گفتنی است 732 مسلمان با تحصیلات دانشگاهی دراین دولت حضور داشتند که غالبا حضور این عده در بخش اجتماعی و کمکهای انساندوستانه بود. تحصیل کردگان مسلمان ، حضور در دولت اوستاشا را فرصتی برای نوسازی خویش می دانستند. مهمترین افرادی که در دولت کرواسی طی سالهای جنگ جهانی دوم ، دارای مقامهای عالی بودند افرادی چون جعفربگ کلنویچ ، حاکیا هاجیچ ، محمد علای بگویچ و آدم آقا مشیچ بود.
جعفربگ کلنویچ (1956-1891) ، در سال 1941 همکاری خود را با دولت کرواسی آغاز کرد. کلنویچ از روستای رایانویچ از حومه شهر کولن واکوف در بوسنی و هرزگوین بود. وی تحصیلات خود را در توزلا ، موستار و سارایوو انجام داد. در 1911 برای تحصیل در رشته پزشکی در وین ثبت نام کرد. در این سال وی به ریاست کلوپ آکادمیک ” سویست ” انتخاب شد. وی تحصیل را رها و به زاگرب بازگشت تا به تحصیل در رشته حقوق بپردازد و تحصیل در حقوق را با کسب مدرک دکترا به پایان رسانید. کلنویچ به عنوان معاون حکومت آنته پاولیچ از 7 دسامبر 1941 انتخاب شد. وی از سال 1919 ، از اعضای فعال سازمان مسلمانان یوگسلاوی بود و پس از مرگ محمد اسپاهو در سال 1939 ، رهبری این جمعیت را به عهده گرفت.
فعالیت سیاسی وی در سالهای بین 1939 تا 1941 ، دو مرحله مشخص دارد. وی از دسامبر 1939 به عنوان عضو حکومت پادشاهی یوگسلاوی خواهان آن می گردد تا بوسنی و هرزگوین به عنوان یک واحد سیاسی و با مرزهای تاریخی آن به عنوان یک بخش در درون حکومت پادشاهی یوگسلاوی در نظر گرفته شود. در این زمان ، وی از حمایت عامه مسلمان و بویژه سارایوو برخوردار بود. ” اوزیر آقا حاجی حسن اویچ” ، مرشد معنوی و تاجر معتبر سارایووی از وی حمایت می کرد و به پیشنهاد وی بود که کلنویچ به رهبری سازمان مسلمانان یوگسلاوی انتخاب شد.
در این سالها ، شکافی عمیق بین روشنفکران مسلمان وجود داشت ، عده ای هویت خود را در پادشاهی یوگسلاوی و صربها می جستند و عده دیگر ، هویت کرواتی را پاسخی به بحران هویت مسلمانان می دانستند. در سال 1941، کلنویچ متوجه کرواسی می گردد . وی معتقد بود کرواسی اکنون موقعیت بهتری برای مسلمانها برای ادامه حیات سیاسی و اجتماعی فراهم می کند. رژیم پادشاهی یوگسلاوی در فاصله سالهای بین 1918 تا 1941 چنان وضعیتی ایجاد کرد که مسلمان و کروات در بحران عمیقی بسر می بردند و جوانان مسلمان بطور علنی در این بحران به دنبال یک هویت ملی و عمدتا هویت کرواتی می گشتند و تمایل به زاگرب در نخبگان فزونی یافت. کلنویچ بدین ترتیب خویش را در چارچوبهای حکومت کرواسی یافت و با این تفسیر که تقویت مسلمانها از طریق تعامل و پیوستگی با حکومت کرواسی امکان پذیر است. در تاریخ 7 دسامبر 1941 ، به عنوان معاون حکومت کرواسی انتخاب شد و برادرش عثمان به عنوان معاون وزیر خارجه این دولت منصوب گردید . کلنویچ پس از روی کارآمدن دولت کمونیستی ، مانند بسیاری از مقامهای دولت اوستاشا موفق به فرار گردید و در آرژانتین سکونت گزیید.
در اظهارات کلنویچ در فاصله سالهای 1941 تا 1945 این تفکر حاکم است که مسلمانان بایستی حکومت کرواسی و روش لیبرال جدایی دین از سیاست را بپذیرند. او چندان به حرکت و جنبش اوستاشا ( کرواتهای تندرو با هدف ایجاد کرواسی خالص) معتقد نبود بلکه بیشتر در اندیشه دولت و حکومت و ملیت بود و حکومت کرواسی را بهتر از پادشاهی صربها تلقی می کرد. از نظر کلنویچ ، جنبش اوستاشا اهمیت چندانی در مقایسه با دولت نداشت. از همین رو است که پس از دیدار کلنویچ ، حمدیا کوربگویچ ، عصمت بگ گاوران کاپتانویچ ، اوزیر آقا حاجی حسن اویچ به نمایندگی از سازمان مسلمان یوگسلاوی با آنته پاولیچ ، رییس دولت کرواسی وی می گوید : دیدار و گفتگوی ما با پاولیچ به معنای عضویت در جنبش اوستاشا نیست. ما در این حرکت از همان روزهای اول حضور داریم و با آن در سیاست و اداره حکومت مستقل کرواسی در تمامی ابعاد همکاری می کنیم. در مقابل ما مسلمانان کرواسی این رسالت نسبت به حکومت مستقل وجود دارد و همواره با قدرت از آن دفاع خواهیم کرد.
دردوران حکومت مستقل کرواسی ، اوستاشها دست به جنایاتی علیه صربها ، یهودیها و مسلمانها در خاک این حکومت زدند. با برپایی اردوگاههای مرگ به شیوه آلمان نازی ، هزاران صرب ، یهودی و مسلمان از کرواسی و بویژه از بوسنی و هرزگوین به این اردوگاهها اعزام شدند ، راهی که بدون بازگشت بود. دفاع کامل کلنویچ از حکومت کرواسی ، هر چند برای تامین امنیت مسلمانان کرواسی بود ، ولی به دلیل نادیده انگاشتن نقش این دولت در پاکسازیهای قومی ، بعدها با انتقاد از سوی سایر مسلمانها مواجه شد. بسیاری چون آلای بگویچ ، دوست و همکار کلنویچ ، نقش وی را مخرب برای مسلمانها پنداشتند. شکی نیست کلنویچ به عنوان رهبری سیلسی مسلمانان کرواسی کاملا در جریان رقابتهای حزبی بود و می خواست سهم بیشتری برای مسلمانها در صحنه سیاسی و اجتماعی کسب کند.
شعار وی این بود ، همانگونه که در نامه هایش مندرج است و می گفت ، ” باید با حکومتها مشارکت کنیم ، ولی هیچ کمکی را به حکومتها نکنیم. ” ولی در عمل چنین نبود و او ناگزیر بود از حکومت دفاع کند و می کرد. و همین نقش کلنویچ در دولت اوستاشا را برجسته می کند. وی تحت فشار نخبگان دیگر مسلمان برای خروج از دولت بود.
کلنویچ ، هر چند خود را سکولار می نامید ، وی به برتری اسلام بر مفهوم دولت معتقد بود، اسلام را دینی جهانی می دانست و بر لزوم تقدم ارزشهای دینی به عنوان اخلاق در راس دولت معتقد بود. وی می نویسد :” اینجا سخن از این نیست که ما پیرو چه دینی هستیم . ما همه معتقد به دین خود می باشیم و بدان احترام می گذاریم. البته دین ما را از همدیگر تا حدی جدا می کند ، ولی ملت ما را یک چیز طبیعی به هم وصل می کند که آن چیز طبیعی است و بایستی تفاوتهای دین را کنار گذاشت تا متوجه شد که حکومت مستقل کرواسی ، نه اسلامی و نه کاتولیک است و نیمی تواند متعلق به یک دین دیگر باشد، بلکه این این حکومت ، کاملا کرواتی و صرفا متعلق به کرواسی است . در این حکومت همه پیروان ادیان مختلف ، همه آزادی در اجرای مراسم مذهبی دارند.” کلنویچ ادامه می دهد : ” مردم برای عبادتگاهها جنگ نمی کنند بلکه این جنگ برای آزادی کشور است.
حضور کلنویچ در دولت اوستاشا ، تاییدی بر نظریات نژادپرستانه بنیانگذاران آن دولت نبود بلکه هدف او استفاده از فضا و فرصتی برای حفظ موقعیت مسلمانها در کرواسی بود. او سیاستمدارای میانه رو بود. مبارزه کلنویچ برای مسلمانها را می توان در سالهای آخر عمر و در زمان تبعیدش در سوریه دید. در سال 1952 ، کلنویچ راه حل خروج مسلمانان از بن بست سیاسی را در اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی می بیند. وی خوشحالی خود را از مبارزه ملتهای مسلمان علیه استعمارگران پنهان نمی کند و امریکا و شوروی بی دین را دو عامل بزرگ انحطاط و استعمار مسلمانان می دانست.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close