تاریخ

نبرد سخت بین نیروهای سازمان ملل و صربها در جنگ بوسنی

در روزهای 1 و 2 ماه می 1994 ، تعدادی از روزنامه های دانمارک خبر از درگیری تانک های دانمارکی در قالب نیروهای بین المللی سازمان ملل متحد علیه نیروهای ارتش جمهوری صربسکا در بوسنی و هرزگوین دادند. این اولین باری بود که نیروهای سازمان ملل در جریان تجاوز ، از چنین قدرت تخریبی علیه واحدهای صرب استفاده می کردند. در تاریخ نگاری دانمارک ، این واقعه عملیات (شکستن شورشیان) نامیده شد.

مشارکت نظامی دانمارک در بوسنی و هرزگوین از طریق نیروهای بین المللی به رهبری سازمان ملل متحد مربوط است . مداخله ارتش دانمارک در یوگسلاوی سوسیالیست سابق در سال 1991 با شروه جنگ در کرواسی آغاز شد ، کشوری که مورد تجاوز و شورش صربستان قرار گرفت.

مجلس ملی دانمارک پس از مشاهده فیلم های وحشتناک و نگران کننده ای از بوسنی و هرزگوین ، در پاییز 1993 تصمیم گرفت که از نیروهای سازمان ملل و عملیات سازمان های بشردوستانه در شرایط بسیار دشوار جنگ حمایت کند که مواد غذایی غیرنظامیان را تامین می کردند. به همین منظور ، مجلس ملی دانمارک چراغ سبز را برای ارسال یک گردان تانک به همراه واحدهای کمکی به بوسنی و هرزگوین ارسال کند. بعد از یک سری تأخیرهای کوتاه به دلیل مسالی اداری ، تانک های دانمارکی نهایتا در فوریه 1994 به نیروهای نوردبت ( واحد شمال ) ملحق شدند ، این نیروها در منطقه شمال توزلا و سارایوو. شامل نیروهای سوئدی ، دانمارکی و نروژی بودند.
در آوریل 1994 ،گردان تانک دانمارکی در بوسنی و هرزگوین توسط اعضای هنگ (اژدهای جیتی لند) تشکیل شد. این گردان متشکل از ده تانک بود که به 3 دسته سه تایی تقسیم شده بود ، به علاوه “تانک اصلی جنگی” که فرمانده لشکر را در خود جای می داد. این فرمانده تا بهار سال 1994 کارستن راسموسن بود. فرماندهی دسته های دیگر توسط کلاوس آندرسن (اولین گروه) ، اریک کرک (گروه دوم) و H.L. کریستنسن (گروه سوم ) بود. استقرار تانک ها با پشتیبانی فنی و اداری متشکل از 125 سرباز انجام می شد. گردان تانک دانمارکی از تانک ) نام داشت . DANSQN شامل تانکهای Leopard 1A5 آلمانی بود که قبل از ارسال به بوسنی و هرزگوین نوسازی و مدرنیزه شده بودند.

در آغاز آوریل 1994 ، نیروهای ناتو یک سری حملات هوایی به مواضع صرب ها ، به ویژه در اطراف گورازده انجام دادند ، جایی که نیروهای صرب حمله سختی را برای تصرف آن شهر انجام دادند. در واکنش به حملات ناتو ، صرب ها تعداد زیادی از پرسنل سازمان ملل را گروگان گرفتند و آنها را در نزدیکی تأسیساتی که قرار بود توسط نیروی هوایی ناتو هدف قرار گیرد ، به تیرک ها بستند. این امر منجر به ایجاد جو بسیار متشنج بین نیروهای سازمان ملل و صربها شد.
هر چندواحد تانک DANSQN در برخی از نبردها در شمال توزلا در 4 آوریل 1994 شرکت کرد ، این نبردها منجر به کشته شدن چندین عضو صربهای بوسنی شد . برداشت نظامی واحدهای تانک دانمارکی این بود که از هر حادثه جدیکه منجر به جنگ بزرگتربین نیروهای ارتش بوسنی و هرزگوین و صربها بشود ، خودداری کنند. صرف نظر از این واقعیت که هر روز منطقه پست های دیده بانی NORDBAT در اطراف توزلا توسط صربها گلوله باران می شد. به عنوان مثال ، چندین بار به فرودگاه دوبراوا حمله خمپاره ای صورت گرفت، این فرودگاه تحت حفاظت نیروهای سازمان ملل بود. با این حال ، به عنوان یک اقدام پیشگیرانه ، برای جلوگیری از یک حادثه مهم احتمالی ، NORDBAT طرحی با نام رمز “Bøllebank” تهیه کرد که شامل دخالت DANSQN در دفاع از فرودگاه در برابر حمله احتمالی صربها بود. تقریباً کل ماه آوریل با حوادث جزئی در اطراف فرودگاه سپری شد .
در تاریخ 29 آوریل 1994 ، واحد دیده بان تانگو 2 سوئدی ، واقع در نزدیکی کالیسیا ، در ساعت 10 شب درخواست کمک فوری کرد زیرا نیروهای صرب 28 بار مقر آنها را گلوله باران کردند. واحد دیده بانی سوئدی درخواست کمک کرد ، پس از آن هفت تانک دانمارکی و یک نفربر زرهی اعزام شدند که در نزدیکی روستای ساراچی ، ده کیلومتری پایگاه رصد “تانگو 2” با نفربرهای زرهی سوئدی ملاقات کردند. آنها توسط لارس مولر ، معاون فرمانده هدایت می شدند. طبق اظهارات وی ، آنها فقط قصد ترساندن صربها را داشتند که معمولا در این مواقع فرار می کردند. ولی این بار چنین نبود.

اندکی پس از رسیدن واحدهای دانمارکی به حوالی ساراچی و پس از برافراشتن پرچم های دانمارک روی تانک ها و روشن شدن چراغ ها ، اولین موشک صربها به یک تانک دانمارکی اصابت کرد. ساعت 11:15 شب بود. به دنبال اولین موشک ، یک سری موشک روی سربازان دانمارکی افتاد. مولر بلافاصله دستور داد “تانک اصلی” و اولین گروه به سمت ایستگاه دیده بانی “تانگو 2” سوئدی حرکت کنند. پس از حدود بیست دقیقه ، زیر آتش مداوم تیپ شکویچ از ارتش جمهوری صربسکا ، واحد اعزامی به نزدیکی پایگاه رصد رسید. ناگهان آتش ضد تانک علیه اولین واحد تانک اعمال شد. موشک اول به پشت مخزن تانکی که متعلق به دسته اول بود برخورد کرد ، در حالی که موشک دوم به خرابه ای خورد که “تانک اصلی” در پشت آن مخفی شده بود . سومین موشک مستقیماً به سمت تانک پیشرفته (پلنگ اول ) شلیک شد ولی راننده تانک موفق شد مانع از برخورد با موشک شده و راکت به جاده برخورد کرد.

برای همه روشن بود که آنها باید به آتش صربها پاسخ بدهند. دید بسیار کم بود و تنها نور ناشی از شلیک توپهای صربستان و سلاح های ضد تانک دیده می شد. پشتیبانی هوایی درخواست شد اما رد شد. در این بین ، اولین گروه به سفر پرشور خود به سمت “تانگو 2” ادامه داد. خمپاره های سنگین و توپخانه منطقه ای صربها ، تانک های دانمارکی را بطور مداوم گلوله باران می کرد.

فرمانده گردان کارستن لحظه ای فکر نکرد که خدمه تانک دانمارکی نباید به آتش صربها پاسخ ندهد ، اگر هدف زنده ماندن بود گریزی از پاسخ به صربها نبود.کارستن پس از پایان جنگ گفت: “هنگامی که ما توسط موشک های ضد تانک مورد حمله قرار گرفتیم ، فکر کردم ،” دیگر کافی است! “و به تانک ها دستور دادم که به مواضع صربها شلیک بزنند. در همان زمان ، مولر نیز همین فکر را می کردد. او به کارستن و واحد دوم دستور خنثی کردن آتش صربها را داد.

ابتدا تانکهای واحد دوم از فاصله زیادی از روستای ساراچی ، سنگرهایی را که از آن سلاح های ضد تانک شلیک می شد ، منهدم کردند. در حالی که تانک های دانمارکی زیر آتش بودند ، مولر و سربازانش به سمت مواضع صربها در تپه ویس آتش گشودند و همزمان دو تانک دانمارکی موفق شدند به پست رصد “تانگو 2” سوئد برسند. فرمانده کلاوس ، که توسط تیپ زورنیک ارتش صربها مورد حمله قرار گرفته بود ، پس از دستیابی به موفقیت در رسیدن به پایگاه رصد ، دو تانک را مستقر کرد که وظیفه آنها ایجاد موقعیت در اطراف پایگاه رصد “تانگو 2” در صورت حمله جدید بود.

مولر اظهار داشت که او و راسموسن توافق کردند با عقب نشینی به سمت ساراچی و گروه دوم تانکها کمی صبر کنند. آنها به سختی توانستند بازگردند و آتش صربها دوباره از سوی تپه ویس به سمت آنها گشوده شد. مولر دستور جدید و نهایی صادر کرد. او به گروه دوم دستور داد پاسخ آتش را بدهند تا عقب نشینی را پوشش بدهند. ظرف پانزده دقیقه تانک های دانمارکی تقریباً همه گلوله های خود را شلیک کردند. اکثر راننده های تانکها گزارش دادند تپه ویس از آتش تانکهای دانمارکی سراپا آتش بود .گروه مولر بدون آسیب به ساراپی بازگشتند ، زیرا سرباز یعقوب که تیرانداز تانک دوم از گروه دوم بود ، با آخرین گلوله ، انبار مهمات صربها را هدف قرار داد و بعد آن انفجار بزرگی رخ داد.

در حوالی ساعت 1 بامداد 30 آوریل 1994 ، همه تانک های دانمارکی با موفقیت بازگشتند ، به جز دو تانک که برای امنیت پایگاه رصد تانگو دو ماندند. در طی دو ساعت جنگ ، تانک های دانمارکی 72 گلوله شلیک کردند که آخرین گلوله به یک انبار مهمات اصابت کرد که بدون شک بیشترین تلفات را در بین سربازان صرب ایجاد کرد. هر چند ارتش صربها گزارش داد نه نظامی صرب کشته شدند ولی ناظران خارجی تخمین می زنند نزدیک به 150 سرباز صرب در این عملیات کشته شد. دانمارکی ها تلفاتی نداشتند و فقط یک تانک کمی خسارت دید.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close