منافع ملی یا منافع قومی ، کدام گزینه در بوسنی و هرزگوین ؟

This post is also available in: فارسی (Persian)

سنادین لاویچ
( استاد جامعه شناسی سیاسی دانشگاه سارایوو)

فرهنگ سیاسی در بوسنی و هرزگوین در مخالفت با ملیت بوسنیایی طراحی شده و مفهوم قومیت برجسته و محوری شده است. باید تفکیکی بین مفاهیم کرد. ما از واژه ها و مفاهیم سیاسی بدون توجه به معانی آن به صورت ابزاری استفاده می کنیم . وقتی صحبت از زبان ،فرهنگ و تاریخ بوسنبایی می کنیم ، بوشنیاکها ( مسلمانها ) به مرکز گرایی و انحصارگرایی متهم می شوند. بوشنیاکها به دنبال زندگی در یک کشور و یک حکومت واحد می باشند . ولی برخی می خواهند سه حکومت قومی در بوسنی برقرار باشد و این حکومتهای قومی را حکومتهای ملی و قانونی می نامند. در بوسنی و هرزگوین با هوشمندی مفهوم قومیت و ناسیونالیسم قومی را به جای ملیت و ناسیونالیسم ملی نشانده اند. و بخاطر تایید نظریه قومیت می گویند که بوشنیاکها یا صربها و کرواتها راهی جز قوم گرایی ندارند تا منافع قوم خود را حفظ کنند.
ما در علوم سیاسی مواجه با دو مفهوم گروههای مردمی یا قومی و ملت هستیم. در جهان ۶ تا ۷ هزار گروه قومی یا مردمی داریم. این مردم در طول تاریخ از طریق اتحاد و یا تجزیه خانواده های بزرگ و اقوام بوجود آمده اند. مردم یعنی گروههای مردمی و اقوام قدیمی تر از ملت می باشند. گروههای قومی بر اساس زبان ، دین و نژاد از یکدیگر متمایز و قابل شناسایی می شوند. ما در بوسنی و هرزگوینی زندگی می کنیم که ۹۵ درصد مردم مثل هم صحبت می کنند و آن وقت مرزبندیهای مصنوعی بوجود آورده ایم تا ملت بوسنیایی شکل نگیرد. صربها ، کرواتها و بوشنیاکها زبان مشترک دارند ، در یک سرزمین زندگی می کنند و عناصر مشترک زیادی دارند. این که می گوییم این سه قوم سه زبان مختلف دارند ، کوششی بیهوده برای نفی واقعیتهای زبانی و ملی است.
شکل گیری یک ملت نیاز به یک پروسه طولانی و نیاز به زمان و عناصر مشترک دیگری دارد. ما در گذشته هیچگاه نتوانسته ایم خودمان باشیم ، همواره تحت حکومتهای دیگری زندگی می کردیم. در قرن نوزدهم به جای آن که به دنبال وحدت و یکپارچگی و تقویت عنصر ملی باشیم ، به سمت تقویت هویت قومی و ناسیونالیستی رفتیم. ما به جای کشورهای آلمان و فرانسه که مفهوم ملت را با زمین و جغرافیا و تفکر شکل دادند ، برای تعریف هویت به سراغ عناصر دینی و نژادی رفتیم. از اینرو ناسیونالیسم در منطقه یوگسلاوی ، ناسیونالیسم قومی شد.
در بحث هویت بایستی بین ناسیونالیسم مدنی با ناسیو نالیسم فرهنگی تمایزی نهاد. ناسیونالیسم فرهنگی نمایانگر ناسیونالیسم قومی می شود و مفهومی کاهنده است. ما باید از ملیت بوسنیایی صحبت کنیم. بسیاری از ناسیونالیسم به عنوان گروه قومی دینی صحبت می کنند. همین مشکل باعث شده تا نهاد های دینی به دنبال مسایل سیاسی و نهادهای سیاسی به دنبال مسایل دینی باشند و در این داد و ستد چیزی که به نام دین مطرح است ، دین تشریفاتی و ظاهری است و ناسیونالیستهای قومی که خود را مفتخر به مسجد و کلیسا رفتن می کنند ، اعتقادی به ارزشهای دینی و اخلاقی ندارند و از دین استفاده ابزاری می کنند. در جریان تجاوز به بوسنی و هرزگوین دیدیم چگونه از دین برای نسل کشی مسلمانها استفاده شد.
ناسیونالیسم قومی صرب و کورات بطور فزاینده ای مبتنی بر قومیت و استفاده از دین یعنی نهاد کلیسا برای مشروعیت بخشیدن بدان است. این مساله تاریخ چندان طولانی ندارد و محصول دیدگاههای ناسیونالیسمی اواخر قرن نوردهم و ضدیت با مسلمانها است. بوشنیاکها نیز تحت فشار صربها و کرواتها و در ضعف سیاسی ناسیونالیسم قومی را اخذ کرده اند. تجاوز به بوسنی و هرزگوین و سیاستهای نسل کشی صربستان و عوامل اخلی آن شاید مهمترین علت چنین عکس العملی از سوی مسلمانها باشد. ما نیاز داریم به مفهوم ملیت که در برگیرنده بوشنیکها ، رصبها ، کوراتها و سایر اقوام است ، بازگردیم. بدون این از نظر تاریخی و فرهنگی رو به عقب می رویم و کانون بحران خواهیم ماند.
نهادهای آموزشی و سیاسی باید از ملیت بوسنی دفاع کنند و ارزشهای ملی را در مدارس و دانشگاهها به کودکان و جوانان یاد بدهند. . حکومت باید بر مبنای منطق دفاع از منافع بوسنی و هرزگوین عمل کنند. مسایل قومی را باید در حد مسایل فرهنگی نگاه داشت و نگذاشت تا عنصر قومیت بر عنصر ملیت غلبه پیدا کند. نهاد دینی را از ابزار قومی شدن نجات داد و بدان جایگاه اصلی اش را بازگرداند.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close