مكتب زبان و ادب فارسی موستار

This post is also available in: فارسی (Persian)

حامد الگار *

در دوره عثمانی بوسنی و هرزگوین از 1464 تا 1878 میلادی ، ایالت بوسنا شامل بوسنی و هرزگوین کنونی و سنجاک صربستان و مونته نگرو یکی از مهمترین مراکز زبان و ابیات فارسی بود. عثمانی ها ،در ترویج زبان و ادب فارسی و گسترش فرهنگ اسلامی کوشش و تلاشی بیوقفه داشتند. آثار عرفا و سعرای ایرانی عطار ، جامی ، سعدی ، حافظ ، مولوی و دهها متفکر ایرانی در سرتاسر سرزمینهای عثمانی و از جمله بوسنی و هرزگوین تاثیر فوق العاده ای بر جای نهاد. فرهنگ اسلامی که بر گرفته از آثار عرفانی ،شعر و ادب فارسی بود ، ماهیت تمدن عثمانی را شکل داد . در این میان دو مکتب و دو مرکز سارایوو و موستار درترویج زبان و ادب فارسی برجسته بودند.
در باره مکتب موستار باید در آغاز به سودی شارح دیوان حافظ پرداخت. سودی در اوایل قرن شانزدهم میلادی در روستای سودیچ نزدیك چاینیچه در 20 كیلومتری شهر فوچا واقع در شرق بوسنی به دنیا آمد. وی تحصیلات مقدماتی را در سارایوو به پایان و سپس تحصیلات عالی را در سارایوو و دیاربكر گذراند. در دیاربكر , سودی از راهنمایی ومعلمی مصلح الدین لاری ، عالم ایرانی كه در آن موقع یكی از ادیبان برجسته بود استفاده كرد. لاری عالمی بود كه به دلیل فشارهای دولت صفویه به هند مهاجرت كرد و علم و دانش وی باعث آن گشت كه امپراطور همایون به وی تمایل نشان دهد. بعد از مرگ ناگهانی همایون به سال 1555 او مجبور شد هند را ترك كند و آینده خود را در جایی دیگر جستجو كند.
مصلح الدین لاری به مسافرت حج رفت و پس از آن به استانبول سفر كرد. در استانبول وی توانست توجه شیخ الاسلام ابوسعود را جلب كند كه نتیجه آن دریافت مقرری روزانه به میزان 50 آكچی بود لاری از دریافت این مقرری خشنود نشد چرا كه آن را معادل شان خویش نمی دانست . لذا وی استانبول را به مقصد دیاربكر ترك كرد و در آنجا به عنوان معلم خصوصی فرزندان حاكم اسكندر پاشا آغاز به كار كرد. وی پس از آن به سمت استادی در مدرسه خسرو پااشا به تدریس پرداخت و در اواخر عمر مفتی شهر دیاربكر گردید.
لاری آثاری در زمینه صرف ونحو , منطق , الهیات ونجوم به زبان عربی نگاشته است . نوشتارهای وی در زبان فارسی فراتر از نوشتن یك تاریخ مختصر نمی رود .
سودی در محض استادش زبان فارسی را فرا گرفت , سودی به راهنمایی استاد شرحی بر هدایت الحكمه اثر اطهیر الدین ابهری نوشت . پس از فوت استاد به سال 1571 میلادی , سودی دوباره به استانبول بازگشت و به عنوان مدرس در مدرسه ابراهیم پاشا واقع در محله “آت میدان” به تدریس پرداخت . در این دوران سودی به تفاسیر و شرحهایی بر مثنوی مولوی , گلستان سعدی و دیوان حافظ نوشت. شرح وی بر مثنوی در دوران عمر وی و یا بعد از آن با اقبال روبرو نشد. این موضوع به دلیل عدم اطلاع و آگاهی سودی از علوم مختلف در تفسیر مثنوی بود و بخشی نیز به دلیل آن بود كه در دولت عثمانی تفاسیر متعددی بر مثنوی نگاشته شده بود و قلم زدن در این عرصه به مهارت بسیاری نیاز داشت . ولی شرح سودی بر حافظ با اقبال بسیاری در زمان خودش روبرو شد كه تاكنون همان وزن و قدمت خود را دارا است . ویژگی برجسته شرح سودی بر حافظ توجه به ساختار كلمات وتركیبات در اشعار حافظ می باشد. جالب توجه است كه شرح سودی تاكنون به زبان بوسنیایی ترجمه نشده است .
در میان دانشجویان سودی بوسنوی , درویش پاشا بایزیدآگیچ است كه شاعر توانایی از موستار بود. وی به خوبی ادبیات فارسی و عربی را یاد گرفت. درویش پاشا در جوانی به استانبول آمد و نزد سودی به تحصیل پرداخت . وی در باره استادش نوشت :” سودی استاد محترم من بود و با دانشش وجود من را شكفته كرد .” وی همچنین به خدمات سیاسی و نظامی پرداخت . درویش پاشا ابتدا در دربار سلطان مراد سوم به خدمت دولت عثمانی پرداخت و سپس دو بار به سمت فرماندار بوسنی انتخاب شد و همچنین در اردوكشی علیه مجارستان شركت كرد. در جریان یكی از این اردوكشیها در جولای 1602 بود بود كه وی در جزیره كسپل در دانوب كشته شد. درویش پاشا جنگجو , خطیب , صوفی و شاعر برجسته و عضو طریقت مولویه بود و كمتر فردی مانند درویش پاشا بود كه توانست خصلت مرد سیاسی و مرد قلم بودن را در خود جمع داشته باشد. درویش پاشا دیوانی به زبان فارسی سرود. و از خود كتابهایی در شرح مثنوی , دیوان حافظ , گلستان سعدی و سایر دیوانهای فارسی برجای گذاشت .
وقف نامه برجای مانده از درویش پاشا ، اطلاعات دقیق تری در باره این ادیب فارسی نویس بیان می كند. فوزی موستاری دیگر شاعر فارسی گوی بوسنیایی معتقد است كه دیوان كامل فارسی از درویش پاشا به زبان فارسی برجای مانده است. درویش پاشا همچنین مركزی را برای خواندن و شرح مثنوی مولوی در موستار بنیان نهاد .
مرادنامه یكی از آثار درویش پاشا است كه ترجمه أی از بخشهای شاهنامه فردوسی است . او ترجمه بخشی از شاهنامه را به دلیل علاقه سلطان مراد سوم به زبان تركی ترجمه كرد. آثار درویش پاشا عمدتا در كتابخانه ها و مخازن تركیه نگهداری می شود. صفت بگ باشاگیچ , ادیب مشهور بوسنیایی بر آن است كه درویش پاشا یكی از قویترین ادبای زمان خود بود و غزلهای بجا مانده از او موید آن می باشد.
حسن ضیایی (وفات 992هجری قمری ) دیگر ادیب موستاری است كه اشعاری به زبانهای تركی و عثمانی سرود.آثاری همچون منظومه فارسی ورقا و گلشاه و قصه های شیخ عبدالرزاق و شعری در باره داستان شیخ صنعان كه از منطق الطیر عطار برگرفته بود و غزلهایی به دو زبان فارسی و تركی كه جزو آثار مفقوده می باشند.
پسر درویش پاشا به نام احمد بای درویش پاشا زاده با تخلص صبوحی نیز از ادبای موستاری است كه اطلاعات بسیاری كمی از وی در دست است . تنها می دانیم كه وی به مقام عالی در مجارستان منصوب شد و در سال 1641 در بودیم از دنیا رفت . صبوحی مانند پدر خود ادیبی توانا در عرصه زبان فارسی و تركی بود كه تنها ابیات كمی از او برجای مانده است . صبوحی همچنین راه پدر را در دنیای تصوف ادامه داد و وارد طریقت مولویه شد. طریقت مولویه كانونی برای گردهمایی نویسندگان موستاری بود. صبوحی حتی بیش از پدرش خود را وقف طریقت مولویه كرد. پسر وی احمد بن عبدالله با تخلص رشدی هم راه اجداد خود را ادامه داد. رشدی در سال 1637 در موستار بدنیا آمد و مانند بسیاری از بوسنیایی برای تحصیلات عالی به استانبول مسافرت كرد. رشدی پس از اتمام تحصیلات در استانبول , مقامهای متوسطی را عهده دار شد. مرگ پسرش حادثه ای بود كه بطور قطعی مسیر زندگی او را به سمت تصوف و عرفان سوق داد. وی پس از آن كه پسرش را در تكیه مولوی ینی كاپی دفن كرد , گوری هم برای خود در كنار پسرش تدارك دید. وی همه روزه به دیدار قبر پسرش می رفت و متاثر از حادثه فوت پسر , اشعاری در زبانهای فارسی و تركی می سرود. اشعار رشدی به تقلید از عرفی شیرازی به بیان جنبه های غم انگیز زندگی اختصاص یافت . رشدی به سال 1699 میلادی از دنیا رفت و وی را در كنار پسرش , در قبری كه از قبل تدارك دیده بود دفن كردند. دیوان تركی رشدی در چند نسخه خطی در كتابخانه ها محفوظ مانده است ولی از اشعار فارسی وی به جز ابیات اندكی كه فوزی موستاری نقل می كند , چیز دیگری در دسترس نیست .
اوج مكتب فارسی گویان موستاری , شیخ فوزی بلاگایی یا موستاری است كه به ساال 1747 درگذشت . شیخ فوزی در بلاگای , ده كیلومتری موستار بدنیا آمد كه اكنون به داشتن یكی از قدیمترین و زیباترین تكیه های بوسنی معروف است . اطلاعات كمی از اوایل زندگی فوزی در دست است . او تحصیلات ابتدایی را در موستار به پایان رساند. وی همزمان در تكیه گالاتا كه تكیه مولویه بود سكنی گزید تا به عنوان یك صوفی تربیت شود و در این مدت نیز وی زبان فارسی را یاد گرفت .” دارالمثنوی “كانونی كه درویش پاشا برای مثنوی خوانی تدارك دیده بود برای فوزی جوان مكان مناسبی نه تنها برای یادگیری زبان فارسی بلكه مطالعه ادبیات فارسی و آشنایی با اساتید سخن بود بطوری كه وی به نگارش بلبلستان به زبان فارسی روی آورد.
بلبلستان كه به تقلید از گلستان سعدی به زبان فارسی نوشته ودر سال 1737 كامل شده از شش بخش تشكیل یافته است .هربخشی تحت عنوان باغ نامگذاری شده و به درختان و برگها تقسیم بندی گردیده است . بلبلستان همچون گلستان ، بر اساس سبك سیاست نویسی نگاشته گردیده ، این كتاب منحصر بفرد در بخشهایی به : معنای تصوف ، حكایاتی در باره مردان بزرگ ، اندرزهایی به شاهان و شرح زندگی بوسنیاییها و شاعران عثمانی می پردازد كه به زبان فارسی شعر سرودند.بلبلستان البته قابل مقایسه با گلستان به جهت قدرت ادبی آن نیست ولی این كتاب كه با فارسی ساده تری نگاشته شده ، در مقابل ادبای عثمانی فارسی نویس خودنمایی می كند و منبع بسیار خوبی هم برای تاریخ فرهنگی و اجتماعی بوسنای دوره عثمانی و بویژه موستار است.
فوزی علاوه بر بلبلستان ، كتابهای دیگری هم به زبان تركی نوشت كه تا جنگ اخیر در آرشیو هرزگوین در موستار نگاهداری می شد. یكی از این كتابها در باره ” سماع ” رقص آیینی دراویش طریقت مولویه می باشد. فوزی به سال 1747 در گذشت.

* استاد بازنشسته دانشگاه برکلی و صاحب تالیفات متعدد ایران شناسی و اسلام شناسی

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close