معرفی کتاب اسلام و مسلمان در کرواسی – تالیف شفکو عمرباشیچ

This post is also available in: فارسی (Persian)

سعید عابدپور

کتاب ” اسلام و مسلمانان در کرواسی ” نوشته شفکو عمرباشیچ نخستین بار در سال 1999 توسط جمعیت اسلامی زاگرب منتشر شد. میزان استقبال ازین کتاب به حدی بود که بار دیگر با اضافاتی در سال 2010 در شکل وزین و آراسته به صدها مدرک و عکس در زاگرب منتشر گردید. کتاب دارای اطلاعات ذیقیمت انسان شناسی ، تاریخی ، جمعیتی ، اجتماعی و سایر اطلاعات مربوط به اسلام و مسلمانها در کرواسی است. این کتاب صرفا در باره مسلمانان کرواسی نیست بلکه محدوده وسیع تر و بخشی از بوسنی و هرزگوین و مجارستان را در بر می گیرد. مولف از منابع کرواسی ، ونیزی ، ترکی ،بوسنیایی ، مجاری و اتریشی در کتاب بهره می برد.
بخش نخست کتاب در باره ورود اسلام به منطقه بالکان غربی در قرنهای 10 تا 12 میلادی است. در آن زمان در شمال کرواسی و جنوب مجارستان مسلمانها تحت عنوان اسماعیلی ها و خالصی ها سکونت داشتند. یک نظریه این است اسماعیلی ها از خراسان ایران ، خوارزم به این ناحیه مهاجرت کردند. بر اساس منابع تاریخی این دوره از 960 تا 976 میلادی است. در کتاب در 22 قسمت در باره ورود اسلام به کناره های دریای آدریاتیک نیز بحث می شود. مولف از نوشته مورخ ایتالیایی آلفرد چیامپیا استفاده می کند. بر اساس این مورخ در شهر پولا ، اعراب مسلمان مدتی حکومت کردند. وقتی که فریدریش دوم توانست بر سیسیل سلطه پیدا کند ، در زمان حکومت او مساجدی بنا شد. همچنین منابع از وجود اسلام در شهر بندری لوچری از کرواسی سخن می گویند.
نقش صغلب ها در تاریخ اسپانیای مسلمان بسیار جالب است. صغلب یا ثغلب مسلمانان اسلاو بودند. در بین مشهورترین ثغالب می توان از ابو حسن جعفر بن ثقلبی نام برد. او بنیانگذار دانشگاه الازهر است و بنای قاهره را او آغاز کرد. مورخین کرواسی معتقدند که جعفر اهل دالماسی بود و اسم او قبل از اسلام آوردنش بلاژ ودوپیچ بود.
آثار وجود اسلام در اسلاوونیا و سرم به سال 1077 باز می گردد. در این سال لادیسلاو حاکم وقت دستور مسیحی کردن اسماعیلی ها را می دهد. ابوحمید غرناطی از سال 1151 تا 1153 با اقامت در بین آنها می نویسد که این افراد در خانه به صورت مخفغی عبادات اسلامی را بجا می اوردند ولی بطور علنی مسیحی بودند. در حدود سال 1222 دستور تعقیب مسلمانها به همراه یهودیها در مجارستان صادر شد. اسماعیلی ها از وضعیت خوب اقتصادی برخوردار بودند و در ضرب سکه ، گمرک و پست فعالیت داشتند. بزرگترین نسل کشی را اسماعیلی ها در این مناطق به سال 1241 در زمان تاتارها تجربه کردند. در قرون 13 و 14 میلادی اسماعیلی ها تحت عنوان خالصی مشهور بودند. امروزه مسلمانان مجارستان اعتقاد دارند از اعقاب اسماعیلی ها ، خالصی ها و کومانها می باشند.
مولف در بخش اول کتاب ، وضعیت مسلمانها را در دولت قدیم مجارستان بر اساس ابوحمید غرناطی بررسی می کند. او سه سال در مجارستان اقامت کرده بود. مشاهدات غرناطی جالب است و شرحی از قومیت ها ، پیروان ادیان و سایر اطلاعات را بیان می کند. براساس نوشته غرناطی ، اسماعیلی ها یا خوارزمی ها در دستگاه دولتی مشغول بکار بودند. آنها ظاهرا مسیحی ولی باطنا مسلمان بودند و در خانه های خود عبادات اسلامی بجا می اوردند. خالصی ها در قشون مجارستان به عنوان نظامی خدمت می کردند و دین خود را علنی اعلام می کردند.
یوزف کالر ،مورخ کلیسا از قرن هیجده در باره مسلمانان جنوب مجارستان مطالبی را نوشته است. او به با استناد به گزارش ایوان پیناموسا مورخ مشهور بیزانس در میانه قرن دوازدهم ، شرحی از سکنه دولت قدیم مجارستان ارایه می دهد. او می نویسد سواره نظام مجارستان از خالصی ها و دالماسی ها تشکیل شده بود. همچنین مولف با استناد به نوشته های امریک گاشیک ئچند مورخ دیگر مینویسد ، چگونه در ناحیه ای به نام مورویچ فردی به نام ایوان ، زمین خود را در منطقه والپور گسترش داد ، در این منطقه به سال 1397خانواده مسلمان سولیاگیچ حکومت محلی داشتند.
بخش دوم کتاب تحت عنوان اسلام و مسلمانان در کرواسی در قرنهای 16 و 17 ( دوره عثمانی ) شرح دقیقی از تعداد فتوحات عثمانی در کرواسی است. نحوه پذیرش اسلام در این مناطق و دوره ضعف ترکها نیز آورده شده است. اطلاعاتی در باره تعداد ساکنان مسلمان ، کروات و صرب در مناطق سرم ، اسلاوونیا ، لیچی و دالماسی نیز موجود است . بعد از جنگ وین 1683تا 1699 که ترکهای عثمانی شکست خوردند ، نزدیک به 150 هزار نفر از مسلمانان مناطق اسلاوانیا و لیک به بوسنی مهاجرت کردند وبسیاری در کناره رودخانه ای اونا و درینا ساکن شدند. بعد 1718 دومین مهاجرت برگ مسلمانها صورت گرفت زمانی که اتریشی ها منطقه پوساوینا را اشغال کردند. تعقیب مسلمانها از پوژگا ، ویرویتسه ، اسلاتینا ، پاکاراچا ، گرادیشکا موجب شد تا مسلمانها به مناطق نزدیک رودخانه ساوا مثل دوبیچا و یا مناطقی در کناره درینا و یا در عمق بوسنی چون دوبوی ، تشان ، تسلیچ ، کوتور ، یائتسا و غیره مهاجرت کنند.
بخش سوم کتاب در باره وضعیت مسلمانها در اواخر قرن نوزدهم تا زمان حاضر بحث می کند. در بخش چهارم فعالیتهای و مشارکت سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی مسلمانها در کرواسی بررسی می گیرد. اسلام اکنون در قانون اساسی کرواسی مورد شناسایی قرار گرفته و دولت و مسلمانها تعامل خوبی با هم دارند.

مساله محوری کتاب گرچه در باره تاریخ اسلام و مسلمانان در کرواسی است و مولف توجه عمده ای به چگونگی راههای ورود اسلام به کرواسی و حتی بخشهایی از بوسنی و هرزگوین کرده است. کتابی که حقیقتا در نوع خود یک شناسنامه تاریخی برای مسلمانان کرواسی است. آنچه در این کتاب مهم است نقش شهرها و مناطق سواحل دریای آدریاتیک در تعامل مردمان این سرزمیها با اعراب مسلمان می باشد. بنظر می رسد این مناطق جزو اولین مناطقی در بالکان است که تجار و بازرگانان و نیروهای نظامی عرب بدان رسیده اند.
بر اساس نظریه مولف ، اسلام بیشتر از غرب از طریق اندلس، از جنوب از طریق دریاى مدیترانه و سیسیل و از شمال شرقى از راه مجارستان وارد شبه جزیره بالكان شد. در قرن نهم، اعراب بیشتر به شبه جزیره بالكان توجه كردند. فهم این مساله ساده است; زیرا آنها كرت، سیسیل و بخشهایى از جنوب ایتالیا را تصرف كرده بودند. طى سالهاى 41-840، مسلمانان موفق شدند، تارانتو در ایتالیا را فتح كنند. آنها تهاجمات خود به شبه جزیره بالكان را با حمله به Budva ،Kotor ، Rosi و (Rijeka) آغاز كردند. مسلمانان حتى دوبرونیك ( شهر بندری در جنوب کرواسی ) را به مدت 15 سال به محاصره درآوردند، ولى موفقیتى كسب نكردند. این اولین تماسهاى نظامى میان نیروهاى مسلمان با مردمان بالکان بود.
یک مسیر دیگر ورود اسلام به کرواسی و بوسنی و هرزگوین ، از طریق بلغارستان و مجارستان است. اصل و منشا ترکان مهاجر به بلغارستان و مجارستان از ناحیه خوارزم در ماورالنهر است . بلغارهای مسلمان در قرن دهم حکومتی داشتند و در جنوب مجارستان ، روستاها و مناطق مختلف مسلمانی وجود داشت این مناطق در نزدیکی بوسنی و هرزگوین ، صربستان و کرواسی بود . ابن فضلان در سفرنامه خویش می نویسد حاکم بلغاری از خلیفه بغداد خواست تا دانشمندان علوم اسلامی را برای آموزش دین به این مناطق بفرستد. از این موارد و نمونه های بسیار آقای شفکو عمرباشیچ در کتاب خویش آورده است ، بویژه روایاتی که ابوحمید غرناطی از این مناطق می کند.
مسیر سوم و مهم ورود اسلام به بالکان تصوف است. تصوف به دوشکل متفاوت در گسترش اسلام در بالکان عمل کرد. بخشی از صوفیان در راستای استقرار دولت عثمانی به عنوان پیشقراولان و زمینه ساز نفوذ عثمانی وارد بالکان شدند وبخشی دیگر در شورش علیه سیاستهای ظالمانه این دولت ، بالکان را منطقه ای بکر برای استمرار فعالیتهای خویش یافتند. این صوفیان گروه اول به روایت پاشازاده چهار گروه عمده دینی و نظامی عبارت از : غازیان روم، آحیان روم، خواهران روم و ابدالان روم بودند. به عنوان نمونه ابدالان تنها به فعالیت در حیات اجتماعی اکتفا نكردند و در فتوحات نیز عملاً شرکت داشتند؛ مثلاً افرادی چون «گه‌یکلی بابا»، «ابدال موسی» و «ابدال مراد» که همگی از شخصیت‌های منسوب به طریقت بکتاشی هستند‌ در فتوحاتی چون فتح بورسا‌ (1326) در ‌کنار اورهان‌بیگ بودند‌ . بایزید اول (1389-1402) مانند سلاطین اولیه عثمانی چنان متکی به کمک صوفیان بود که برای ابواسحاق و درویش‌هایش تکیه‌ای بنا كرد . این طریقت که به نام طریقت اسحاقیه شناخته می‌شود به جهاد اهتمام می‌ورزیدند. اما گه‌یکلی بابا که اصلش از خوی ، در غرب ایران است ، مهم‌ترین شخصیتی است که در تاریخ عثمانی و در دوره تأسیس این دولت در زمینه دینی و اجتماعی ظهور کرد. سلسله‌های باباییه، وفاییه، بکتاشیه و قلندریه به او ختم می‌شوند. پس از وفاتش عثمان‌بیگ قبه‌ای بر روی قبر وی بنا كرد و در کنار قبرش خانقاه و مسجد ساخت. وجود یكصد و بیست مزار مربوط به شیوخ طریقت، چهل قبر مربوط به اهل حال، دویست و دوازده قبر مربوط به مدرسان، و سی و دو قبر متعلق به افراد معروف به کمال تقوا در شهر بورسا ــ که در ابتدای تأسیس دولت عثمانی پایتخت آن دولت بوده است ــ نشانه اهتمام ویژه به اسلام و شخصیت‌های دینی ممتاز در آن دوره است. اساساً دولت عثمانی مشروعیت خود را از این گروه متدین و آرمان‌خواه کسب كرده بود.
در این میان باید به نقش «ساری‌سالتوق بابا» که نام اصلی‌اش محمد بخاری است اشاره كرد. ساری سالتوق ؛ شخصیت افسانه ای از پیران خراسان و از طریقت بکتاشیه است، به دستور حاج بکتاش به همراه کیچی ابدال و اولو ابدال با هفتصد نفر از طریق شهر سینوب به گرجستان رفت و پس از موفقیت در دعوت گرجی‌ها به اسلام، وارد دوبروجا گردید. او در قلعه کالیگرا ساکن شد و به ترویج اسلام پرداخت .
و اما همانطور که ذکر شد ، تصوف همچنین نقشی شورشی ، انقلابی و در مخالفت با دولت عثمانی ایفا کرد.بروز قیام‌های مردمی متعدد در دوره سلطان سلیمان قانونی، این ادعا را كه این دوره، دوره شکوه و عظمت دولت عثمانی است مخدوش می‌كند. قیام‌های «بابا ذوالنون» ، «قاضی خواجه بابا»، و قیام «قلندر» (در آناتولی مرکزی رخ دادند.
رشوه‌گیری آشكار از مردم به بهانه تمدید اعتبار اسناد اراضی، ظلم روزافزون متصدیان امر قضاوت توهین به بابا ذوالنون و دیگر مشایخ ترکمن و تراشیدن ریش معترضان به وضعیت حلب، شورش مردم و قتل مأموران دولت توسط ایشان را رقم زد . به دستور حاکم حلب، قاضی و داروغه شهر را جلو مسجد كتك زدند و زیر پا له كردند. از این رو اغلب مردم حلب به صورت دسته‌جمعی به جزایر رودوس تبعید شدند . قیام بابا ذوالنون نیز با کمک نیروهای کرد عثمانی سرکوب شد . در حالی که سلیمان قانونی در اندیشه توسعه قلمرو حاکمیت خود در مجارستان بود. در آناتولی جنگ‌های داخلی میان دولت و مردم رخ داد. در اثر این جنگ‌ها دهها هزار انسان مظلوم کشته شدند و سیل خون به راه افتاد. در پایتخت (استانبول) خانه‌ها مورد تعرض واقع شدند و اموال مردم به سرقت رفت. دولت بر اساس این احتمال که ممکن است سارق‌ها افراد بیکار و فقیر باشند، هشتصد نفر را از میان اقشار ضعیف جامعه مثل نانوا، هیزم‌شکن، موم‌ساز و غیره از کوچه و بازار جمع كرد و در میدان شهر گردن زد. تا به‌اصطلاح درس عبرتی برای مردم فقیر باشد. احمد دده منجم‌باشی این عمل بی‌اساس و دلیل را مخالف شرع دانست و با آن مخالفت کرد و به شورش برخاست.
یکی از قیام‌های مهم در این دوره (1528) قیام قلندر چلبی ، نوه حاج بکتاش ولی، برای نجات اسلام و خلافت، و کوشش برای اعتلای آنها بود . وی با همراهی گروههای مختلف مردم، همچنین عاشیق‌ها و ابدالان که بالغ بر سی هزار نفر می‌شدند قیام كرد. عثمانی‌ها در این جنگ بسیاری از فرماندهان خود را دست دادند و مردم غنایم بسیاری به دست آوردند .
سولاق‌زاده مردم محروم را که حامی این قیام بودند، به دلیل فقرشان مورد تحقیر قرار می‌دهد و می‌نویسد: «شورشیان افرادی عریان بودند و در وضعی پریشان قرار داشتند که با به دست آوردن اموال سپاهیان دولت لباس‌های فاخر پوشیدند»
صدراعظم عثمانی در پی ناتوانی از جنگ با قلندر، از راه حیله اطرافیان وی را فریب داد و قیام شکست خورد.. با وجود این قلندر تا آخرین رمق مردانه با سپاهیان دولت جنگید .پس از قیام شیخ بدرالدین، قیام قلندر دومین قیام فراگیر انقلابی بود.
دولت عثمانی که با ازدیاد قیام‌ها بر فشار خود می‌افزود در سال 1576 با صدور فرمانی رسمی، جمع‌آوری کتب رافضه و دستگیری و فرستادن صاحبانشان به استانبول را در دستور كار قرار داد. حتی با این بهانه كه ممکن است کسانی از راه تقیه خود را مخفی نموده باشند مأموران مخفی‌ای را برای شناسایی شیعه‌ها و باطنی‌ها به مناطق مختلف اعزام كرد و جان بسیاری از مردم بی‌گناه را مورد تعرض قرار داد. در سال 1581، توسط این مأموران، فضای ارعاب و ترور در سطح کشور ایجاد شد ، ولی با همه این فشارها، ارعاب‌ها و تعصب‌ها، قیام‌ها ادامه یافتند. عشیره داوداوغلو که در تورگوتلو مستقر بودند به دلیل ظلم و بیدادگری و انحراف عثمانی‌ها از راه صحیح قیام كردند . در سال 1593 یک نفر از سپاهیان عثمانی به نام شاه‌باغ که به علت شرکت نداشتن در حمله به ایران جیره‌اش قطع شده بود به‌جانبداری از شاه ایران شورش كرد. وی می‌گفت که شاه ایران از نسل اهل‌بیت است و هر که با وی بجنگد مسلمان نیست .
شفکو عمر باشیچ در کتاب ارزشمند خود برای نخستین بار توانسته تا حد زیادی به برخی از سوالها درباره تاریخ اسلام در این مناطق پاسخ دهد. او در کتاب طرح سوالات بسیار یرا می کند که نیازمند دهها رساله و طرح تحقیقاتی برای پاسخ دادن می باشد.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close