مشا سلیم اویچ ، نویسنده مسلمان بوسنیایی

This post is also available in: فارسی (Persian)

مشا سلیم اویچ ، نویسنده بوسنیایی ( 1982-1910) خالق رمانهای درویش و مرگ ، قلعه . بدون شک مهمترین نویسنده بوسنیایی و یکی از قله های ادبی دوران یوگسلاوی بود. موضوع رمانهای او رابطه بین افراد و حکومتها ، زندگی ، مرگ و مسایل دیگر اساسی بود. او به دلیل نگاه اعتراضی خود در دوران یوگسلاوی مورد فشارهای حکومتی و سایر نویسندگانی بود که دیدگاههای او را بر نمی تافتند. حتی مورد حسادت برخی نویسندگان مسلمان حزبی ( حزب کمونیست یوگسلاوی ) سارایووی بود ، چرا که او به مشکل هویت بوسنی و مسلمانها توجه اساسی داشت و این مقبول مقامهای حزبی و سیاست یوگسلاوی نبود . سلیم اویچ در نوشته هایش راوی سرنوشت غم بار مسلمانان ، هویت ، سرگردانی و درماندگی آنها بود . قطعات ادبی زیر از کتاب درویش و مرگ گرفته شده است. موضوع رمان درویش و مرگ ، بررسی دوران بحرانهای سیاسی و نظامی در بوسنی قرن هیجدهم و رویارویی درویش وار با موضوع زندگی و مرگ است :

پس ما چه هستیم ؟ مردم ؟ بدبختها ؟ منفورترین مردم در جهان ؟ تاریخ با هیچکس چون ما چنین شوخی را نکرده است.تا دیروز چنان بودیم و امروز دوست داریم آن را فراموش کنیم. ولی ما چیز دیگری نشده ایم. ما در میانه راه مانده ایم. گیر کرده ایم. جای دیگری نمی توانیم برویم. زمین گیر شده ایم و ما را قبول نکرده اند. مانند مصب رودخانه ای هستیم که از سرچشمه جدا مانده ایم ، نه جریان رودی در درون ما است و کوچکتر از آن ایم که دریاچه بشویم و بزرگ تر از آنیم که جذب خاک بشویم. با تیرگی از اصل خویش خجالت می کشم و خود را مسوول عقب ماندگی می دانم ، دوست نداریم به عقب بنگریم و جایی را نداریم تا به آن نگاه کنیم ، بخاطر آن زمان را نگه داشته ایم و ترس از هر نوع راه حلی داریم. ما را برادران و مهاجران تحقیر می کنند ، ما با افتخار و تنفر از خودمان دفاع می کنیم. خواستیم تا خود را حفظ کنیم و چنین همه چیز را از دست دادیم، طوری که نمی دانیم چه هستیم. بدبختی این است ما دلباخته این زمین مرده و بی حاصل هستیم و از آن بیرون نمی رویم. و همه چیز بهایی دارد، حتی این عشق . آیا تصادفی است که چنین در مقابل رخدادها نرم و بیش از اندازه ناپخته ، له شده و سخت ، خوشحال و غمگین و آماده ایم تا همه و از جمله خودمان را متعجب کنیم؟ آیا این تصادفی است به عشق کرنش می کنیم ، تنها رفتار مشخص در این اوضاع نابسامان؟ آیا بدون علت اجازه می دهیم تا زندگی از روی ما رد بشود، چرا که بدون علت آن را نابود می کنیم، متفاوت از دیگران ولی با اطمینان این کار را انجام می دهیم. چرا این کار را می کنیم؟ چرا که برای ما همه چیز یکسان نیست. و وقتی برای ما همه چیز یکسان نیست ، پس ما مردم خوبی هستیم. وقتی ما مردم خوبی هستیم، پس درود بر این دیوانگی ما.

این مردم عاقل اند. از جانب شرق بیکاری و از جانب غرب راحت طلبی را می پذیرند ، برای رفتن به جایی عجله ای ندارند ، زندگی خود شتاب دارد و آنها را می برد ، علاقه ای برای فهمیدن بعد فردا ندارند، آنچه تقدیر است می شود ، آینده خیلی کم به اینها بستگی دارد ، وقتی در جمع اند مشکل دارند ، از اینرو دوست ندارند زیاد با هم باشند ، خیلی کم به کسی اعتماد می کنند ، به راحتی با سخنان دلفریبی گول می خورند ، به قهرمانان شباهتی ندارند ، به سختی با ترس تهدید می شوند ، مدت درازی است به این نوع تهدیدات پاسخ نمی دهند ، برایشان فرقی نمی کند چه برسر اطرافشان می افتد ، و آنگاه یهو همه چیز برایشان مهم می شود ، همه چیز را مرتب و منظم می کنند، پس دوباره گنگ خواب آلود می شوند ، دوست ندارند گذشته را به یاد بیاورند، از تغییر می ترسند ، این تغییرات معمولا بدبختی برایشان آورده، خیلی زود از یک نفر خسته می شوند ، حتی اگر براشون خوبی کرده باشد.

دنیای عجیبی است ، می گوید تو را دوست دارد ، صورتت را می بوسد ولی ازت متنفر است ، به کارهای فاخرت با تمسخر می خندند و کارهای ضعیف را به خاطر می سپارند . با امید و صواب زندگی می کنی و نمی دانی چه چیزی فراتر از همه است و کی به سراغت می آید. شر ، خوبی ، نرمی ، سختی ، بی تحرکی ، بی آرامی ، گشادگی ، پنهان کاری ، همه آنها هستند و همه چیز بینابین هست. و در راس همه چیز متعلق به من و من متعلق به آنها ، مانند رودخانه و دروازه ، هر چیزی را می گویم ، مانند این است که با خود سخن می گویم.

ما متعلق به هیچ کس نیستیم، همواره بر گرده و میراث کسی بوده ایم. آیا آن موقع تعجب می کنید که چرا فقیر هستیم؟ ما قرنها است بی فایده می جوییم و شناسایی می کنیم. بزودی نخواهیم دانست که چه هستیم، ما آنچه را که به دنبالش هستیم فراموش کرده ایم ، دیگری به ما افتخار می دهد تا به زیرپرچم آنها برویم چرا که پرچم خودمان را نداریم ، وقتی به ما نیاز دارند ما را فریب می دهند و وقتی که نیازشان به ما تمام شد ما را رها می کنند، ما غم بارترین ولایت جهان هستیم ، بدبخت ترین مردم جهان ، چهره های خودمان را از دست می دهیم و غیر را نمی توانیم بپذیریم ، از دیگران قطع شده ایم و ما را نمی پذیرند ، ما به هر کس و حتی خویشاوندانمان بیگانه ایم و بیگانه برای کسانی که ما را به خویشاوندی نمی پذیرند.بر گرده های ما امواج تاریخ خرد می شود ، مانند سنگهایی که از صخره ای جدا می شوند. قدرت موجب بی حوصله گی ما شده و از بلاها ، فضیلت کسب کرده ایم ، ما از بدبختی هوشیار شده ایم.

می تونم به آنچه می خواهم فکر کنم ولی کاری نمی توانم بکنم. در این دنیای امروزی تنها دو راه داریم ، یا با آن خود را تطبیق بدهیم و یا قربانی خودمان را بدهیم. مبارزه با آن امکان ندارد ، حتی اگر بخواهی ، در همان گامهای اول ما را ناتوان ساخته اند و این گام ما خودکشی بیش نیست، بدون جنگ ، بدون فکر ، بدون نام و نشان. آنچه در قلبت می گذرد نمی توانی بیان کنی ، پس بعد این هم از بین خواهی رفت. چنان تو را خواهند زد تا چیزی نگویی و بعد تو فقط خجالت و سکوتت بماند.

سه شهوت بزرگ در زندگی وجود دارد ، الکل ، قمار و قدرت. از دو تای اول تا حدی می تونی خود را نجات بدی ولی از شهوت قدرت هرگز. حکومت بزرگترین اعتیاد است. بخاطر آن کشته می شوند و بخاطر آن انسانیت رنگ می بازد. قدرت مانند سنگ جادویی است. آن همان دیو برخاسته از چراغ جادویی علاالدین است ، او در خدمت هر احمقی است که آن را در دست دارد. جدا از آن هیچ ارزشی ندارد ، ولی با هم ، سرنوشت این جهان را رقم می زنند. حکومت خوب و حکیمانه وجود ندارد، چرا که تمنای قدرت بدون حد و مرز است. انسان در حکومت ، ترسوها را له می کند ، چاپلوسان را می پروراند ، دزدها را نگاه می دارد ، و نمایش قدرت از خود قدرت همواره زیباتر از حقیقت است.

مرگ یقین است ، آگاهی مطمئن ، تنها چیزی که می دانیم به ما می رسد . استثنایی وجود ندارد، غافلگیری هم ندارد ، همه راهها به او ختم می شوند ، همه کاری که می کنیم آمادگی برای مرگ است ، آماده است وقتی با ضربه ای ما را نقش زمین می کند ، همیشه نزدیک است و هیچگاه دور نیست. پس اگر یقین است ، چرا وقتی می آید تعجب می کنیم؟ اگر این زندگی مرحله کوتاهی است که فقط یک لحظه یا یک روز به طول می کشد ، چرا مبارزه می کنیم تا آن لحظه و روز را طولانی تر کنیم. زندگی زمینی فریبنده است و زندگی جاودان بهتر است.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close