طریقت بکتاشی در بالکان

This post is also available in: فارسی (Persian)

حضور بکتاشی ها در بالکان پس از انحلال سپاه ینی چری در قرن هجدهم میلادی بطور قوی آغاز می شود. هر چند آثاری از تکایای بکتاشی در جنوب آلبانی مبنی بر حضور قبلی بکتاشی ها داریم. پس از شورش ینی چری های بکتاشی علیه سلطان عثمانی ، شورش سرکوب و برخی از جمعیت های بکتاشی به آلبانی تبعید شدند. طریقت بکتاشی در آلبانی ، مقدونیه و کوزو حضوری آزاد دارد و احتمالا در بلغارستان و یونان مخفیانه فعالیت می کند. مهمترین کانون حضور بکتاشی ها در آلبانی است.تخمین زده می شود از جمعیت دو میلیونی مسلمانان آلبانی ، 15 تا 20 درصد آن از اعضای طریقت بکتاشی باشند. بکتاشی ها به ترتیب در آلبانی ، مقدونیه و کوزوو حضور فعال دارند. در بوسنی و هرزگوین نیز آثاری از حضور طریقت بکتاشی در قرنهای 16 تا 17 میلادی وجود دارد. در مونته نگرو به موازات گسترش فعالیت بکتاشی در شهر بار و مناطق مرزی این کشور با آلبانی تکایای بکتاشی وجود داشت.
نخستین تکیه ای که بکتاشیان معتقدند در حوزه زیست مردم آلبانی تاسیس شده، تکیه تسالی در یونان است که توسط دوربالی سلطان بنا شد. از همانجا طریقت بکتاشیه در میان مناطق آلبانی نشین غرب بالکان گسترش یافت .سپس تکیه ها در شهر تتوا در مقدونیه ، کرچوا ، پریزرن و جاکوا بنا شدند. احتمالا نخستین تکیه در آلبانی در شهر جیروکاسترادر قرن هفدهم توسط عاصیم بابا بنا نهاده شد. بعد از آن تکیه شمی بابا در کرویا و تکیه ابراهیم بابا در آلباسان تاسیس شد. بکتاشیان معتقدند ، توسط طرفداران سلطان عثمانی در آلبانی تحت تعقیب بودند. یکی از بزرگترین تکیه های آنها متعلق به بابا علی کو از سوی پیروان سلطان عثمانی در شهر برات به آتش کشیده شد.
با ممنوعیت فعالیت های همه طریقت ها در سال 1925، بکتاشیه محکوم به تعطیل کردن منزل پیر (پیر اوی) در شهر حاجی بکتاش شده و به آلبانی مهاجرت کردند. این دوره که بکتاشیه آن را به عنوان دومین فاجعه خود می نامند، باعث آن شد که این طریقت از طریقتی ترکی به طریقتی آلبانیایی تبدیل شود. دده بزرگ طریقت، یعنی سالی نیازی دده، که آلبانیایی بود در سال 1931 آنکارا را به مقصد تیرانا ترک گفت. دولت جدید التاسیس آلبانی به گرمی از دده استقبال نمود. برای مقدمات تغییر مرکزیت تکیه از آناتولی به آلبانی، بکتاشیان آلبانی کنفرانس بزرگی را در تکیه پریشتای آلبانی تحت رهبری باباکامبر برگزار کردند و اساسنامه جدیدی را نیز برای آن در نظر گرفتند. این اساسنامه که از سوی دولت مردان آلبانی مورد استقبال قرار گرفت موراد زیر را در بر داشت:
الف – بکتاشیان شاخه ای از اسلام اند که در آلبانی توسط موسسه کروجوشات رهبری می شوند.
ب – این طریقت توسط 1 – دده کروجوش 2 – ددها 3 – باباها 4 – درویشان 5 – سایرکارگزاران هدایت می شود.
ج – زبان طریقت آلبانیایی است.
د – طریقت بکتاشی توسط شش دده لیک مدیریت می شود: 1 – دده ی کرویا، 2 – دده ی الباسان، 3 – دده ی کورچا، 4 – دده ی فراشری، 5 – دده ی پریشا، 6 – دده ی جیروکاسترا .
یکی از بندهای اساسنامه این بود که اگر یکی از دده ها با دولت مقابله نماید از سمت خود عزل خواهد شد. دولت جدید آلبانی به دنبال تعریفی از هویت سیاسی و دینی خود در مقابل دولت عثمانی بود و بکتاشی ها در این میان نقش مهمی ایفا کردند. تا جایی که برادران فراشری رهبران فکری ناسیونالیسم آلبانی قلمداد می شوند. مهدی فراشری، یکی از طرفداران مهم ناسیونالیسم اظهار می دارد، در آلبانی از چهار گروه دینی که کشور دارد، کاتولیک ها و بکتاشیان طرفدار ناسیونالیسم اند، در حالی که اهل سنت و ارتدوکس ها ( کلیسای یونانی ) مخالف آن هستند. سامی فراشری به سال 1879 میلادی در کتاب آلبانی چگونه بود و چگونه خواهد بود ؟ می گوید:
” آلبانیهای خوب و واقعی و آنانی که در فکر کشور هستند ، همواره باید ملیت را پیش از دین نهند، برادرانی که از دین آنها نیستند ، هموطن آنها می باشند. آلبانیهای واقعی با همدیگر واقعا برادرند، برادری آنان باید چنان محکم باشد که چیزی نتواند آنها را از هم جدا کند. آلبانیهای واقعی با یکدیگر براستی برادرند.” آرزوی محبان بکتاشی برای تحول بکتاشی از طریقت به عنوان دینی مستقل آنها را بدان سو رهنمون شد تا کنگره های متعددی را برنامه ریزی کنند. در سال 1929، آنها تلاش کردند تا اساسنامه بکتاشیان را از این که به عنوان شاخه ای از دین مطرح شود به کمیته ای دینی تغییر دهند. از آنجا که درویشان بکتاشی این نگاه را رد کردند و ترجیح دادند که به عنوان فرقه ای از اسلام باقی بمانند، آنان در این تلاش ناکام ماندند.
زوگ اول (شاه آلبانی) که علاقمند به میزبانی بکتاشیان در آلبانی بود، نقش مهمی در متقاعد سازی آنان برای مرکزیت دادن امور طریقت در شهر تیرانا پایتخت آلبانی ایفا کرد. تلاش مثبت او بر این قرار گرفت که مرکز جهانی بکتاشیه از شهر حاجی بکتاش در ترکیه در سال 1930 به تیرانا منتقل شود. هنگامی که در سال 1946، کمونیست ها چهارمین کنگره جهانی بکتاشیه را برگزار کردند، اساسنامه بکتاشیان آلبانی آنها را کمیته دینی معرفی کرد. تبدیل بکتاشیه از شاخه ای از اسلام به عنوان یک کمیته دینی مستقل تحت فشار برخی از باباهای بکتاشی چون بابا فیضی عضو حزب کمونیست آلبانی مطرح شد. تغییراتی که دولت کمونیسم تحت نظر بابا های “اصلاح طلب ” با گرایش کمونیستی می خواست به بکتاشیه وارد کند، برای درویشان اصیل قابل تحمل نبود. هنگامی که بابا فیا از مارتانش و بابا فیضی، بابای بزرگ عباس حیلمی دده را در سال 1947 تحت فشار قرار دادند تا به درویشان اجازه ازدواج و تشکیل خانواده دهد، او نخست آن دو بابای اصلاح طلب و سپس خود را کشت. پس از این واقعه، کمونیست ها با تبعید، زندانی کردن و عزل چند بابا از موقعیت خود، طریقت را تخریب کردند.
فعالیت های دینی در سال 1990 در آلبانی آزاد شد و طریقت بکتاشی دوباره خود را احیاء کرد. در آن زمان این طریقت جز مرحوم بابا سلیم کالیجانی(متوفی 2000 ) عالم واقعی دیگری نداشت. او با افرادی که قصد تسلط بر بکتاشیه را داشتند، مبارزه می کرد. بکتاشیان امروزه تکیه های زیادی در آلبانی دارند. رییس کنونی طریقت، ادموند براهیمی و تکیه اصلی نیز در تیراناست. با این که حدود 15% از مردم آلبانی بکتاشی هستند و تکیه ها بیشتر در جنوب آلبانی قرار دارند، طریقت جایگاه مهمی در کمیته مسلمانان آلبانی دارد. بکتاشیان، در کوزوو و مقدونیه نیز تکیه ها و کمیته های مهمی دارند. مهمترین تکیه در مقدونیه از آن خراباتی بابا در تتوا است. بعد از مرگ باباطاهر امینی (1941 – 2006) دده لیک تیرانا تکیه را در اختیار خود گرفت و بابا ادموند براهیمای (بابا موندی) ریاست تکیه توران کورچا را به سرپرستی تکیه بابا خراباتی گماشت. بکتاشیان کوزوو نیز تحت رهبری بابا مومن لامای در جاکوا تکیه دارند.
مبانی نظری بکتاشیان توسط شاعر برجسته ملی نعیم فراشری در زیر خلاصه شده است: بکتاشیان به خدای بزرگ و متعال، محمد، علی، خدیجه، فاطمه، حسن و حسین باور دارند. آنان به دوازده امام که امام علی، امام حسن، امام حسین، امام زین العابدین، اما محمد باقر، امام جعفر صادق، امام موسی کاظم، امام رضا، امام محمد تقی، امام علی النقی، امام حسن عسکری، امام محمد مهدی[عج] باور دارند.
برخلاف جریان اصلی شیعیان، بکتاشیان ارتباط خود با طریقت عرفانی را از طریق امام موسی کاظم می دانند و حاج بکتاش ولی از فرزندان آن امام دانسته شده است. بکتاشیان همانند دیگر شیعیان، برای امام حسین و شهدای کربلا ماتم می گیرند. دوره ویژه ی عزاداری آنان ماتم نام دارد. در این ایام آنان از اول تا دهم محرم روزه گرفته، نوحه سرایی می کنند. جدا از ماتم، بکتاشیان آلبانی برخی جشن ها را نیز بومی کرده اند. یکی از این مراسم بومی زیارت کوه تومور در ماه آگوست است که هر ساله در یادواره حضرت عباس ابن علی به قربانی می پردازند. بکتاشیان باور دارند که حضرت عباس به طور معجزه آسایی با اسب خویش از کربلا به قله کوه تومور آمده است. از دیگر جشن های بکتاشیان، نوروز است که آنان آن روز را میلاد امام علی می پندارند. بکتاشیان چون دیگر مسلمانان، به خدا، روز حساب، ملائک، انبیاء و سایر اعتقادات اساسی باور دارند. اما باور آنان در این زمینه ها بیشتر باطنی است تا ظاهری. این نقطه تفارق بکتاشیان با دیگر مسلمانان است. برخی بکتاشیان معتقد به نوعی تناسخ می باشند. این تناسخ روحی است و نه جسمی. بکتاشیان که عقیده دارند یزید قاتل امام حسین پس از جنگ کربلا به خرگوش بدل شده، گوشت آن حیوان را نمی خورند. از جمله باورهای بکتاشی این است که به دلیل شهادت امام علی در مسجد ، به مسجد نمی روند و غالبا نماز نمی خوانند. در گذشته بکتاشیها به مباحث شریعت نزدیک تر و در ادای فریضه نماز ، روزه و حج سعی و جهد بلیغی داشتند. جریان بکتاشی معاصر آلبانی در اثر اصلاحات کمونیستی دوران انور خوجه از یک فرقه متعصب دینی صوفیانه به یک نوع فرقه مدرن تبدیل شده است.
بکتاشی ها عمدتا عقاید غلوگرایانه ای در باره تشیع دارند. آنها در فکر شیعی خود چنان سخت می نمایانند که به سختی می توانند با اهل سنت مراوده داشته باشند. بکتاشی ها حتی شیعیان دوازده امامی را چندان شیعیان سفت و سختی نمی دانند. در باور بکتاشی علی (ع) برتر از هر شخصیتی و امامت او حتی بر نبوت سبقت گرفته است . علی (ع) در هر دوره ای در قالب احیاگر و مجدد آن دوره و غالبا در قالب رهبر بکتاشی ظاهر می شود. بکتاشی ها معتقدند تمامی دین باطن آن است و نباید اسیر ظاهر آن بود. باطن دین نیز به تبعیت از علی (ع) ؛ فهم حقیقت ، جهاد ، فتوت و رازهای دیگر نهانی دین است. از آن جایی که تاریخ پیدایش و رشد طریقت بکتاشی با جهاد و جنگ شکل گرفته ، طریقت بکتاشی ماهیت نظامی و دارای سلسله مراتب نظامی مانند است. از نظر بکتاشی ها ، فرد ایده آل بکتاشی یک مجاهد و یک جنگجوی تمام عیار است. جنگجوی که با نیروی باطنی و آموزشهای رزمی توانایی جهاد برتر را دارد. از اینرو است که حتی سهم حضور بکتاشیها در جنگ کوزوو به سال 1999 میلادی مهم است . نفرات بکتاشی از اعضای مهم ارتش آزادیبخش کوزوو بودند.ولی بکتاشی ها به دلیل آموزشهای و تعالیم خاص که در تضاد با باورهای عامه مسلمان است ، ناگزیر به مخفی کاری می باشند. آنها غالبا با بیگانگان در باره خلوت و ذکر خود سخنی نمی گویند . بکتاشیها به دلیل مخفی کاری ، در نوشتن نیز از خود میراث گرانبهایی به جای گذاشته اند. بیشتر آثار مهم ادبیبات معاصر آلبانی متاثر از بکتاشیها است. انزوا و مخفی کاری و تقیه آنها را به نوشتن تشویق کرده است. زندگی بکتاشیها در آلبانی ، مقدونیه و کوزوو در خلوت و انزوا عمدتا صورت می گیرد.
اهمیت بکتاشی ها در آلبانی از نظر هویت آلبانیایی مهم است. آنها بخش جدایی ناپذیر از تشکیل دولت مدرن آلبانی و مبانی نظری آن می باشند. هویت بکتاشی بر همزیستی بین مسیحیان و مسلمانان در آلبانی تاکید دارد و این هویت در تضاد با برداشت سلفی و وهابی از اسلام در آلبانی است. بکتاشیها تحمل پذیری و تساهل بیشتری نسبت به مسلمانان افراطی دارند. هویت بکتاشی در تضاد با اسلام عثمانی است. آنها برخی از طریقتهای عثمانی و از جمله نقشبندیه را عامل دولت عثمانی دانسته و چندان روی خوشی با این طریقتها ندارند.
در وضعیت فعلی بکتاشیهای آلبانی ، مقدونیه و کوزوو تحت فشار شدید وهابیهای این مناطق قرار دارند. در آلبانی و مقدونیه تشکیلات اسلامی رسمی آشکارا از اسلام وهابی و سلفی حمایت می کنند. در آلبانی دولت نظر خوبی نسبت به بکتاشیها غالبا دارد و آنها را بدیلی در مقابل اسلام افراطی تلقی می کند. در مقدونیه وضعیت برای بکتاشیها بسیار وخیم تر از سایر نقاط است. وهابیها از سال 2005 میلادی به بعد توانسته اند فشار شدیدی بر بکتاشیها وارد کنند ، تا جایی که تکیه بکتاشی در تتوا به دلیل حملات وهابیها با حمایت جامعه اسلامی دوبار در آتش تاکنون سوخته است. در گزارش دولت امریکا در باره وضعیت آزادیهای دینی در بالکان ، به حمله وهابیها به تتوا در گزارش سال 2007 و2008 میلادی پرداخته شده است.
رهبری کنونی بکتاشیها در آلبانی از ضعف برخوردار است. بابا ادموند براهیما سابقا از اعضای پلیس مخفی دولت کمونیستی انور خوجه بود . وی با زیرکی توانسته تا مقام رهبری جامعه بکتاشی بالا بیاید، هر چند رهبران مناسبی نیز می توانستند این نقش را بر عهده بگیرند. یکی از مشکلات بکتاشی در حال حاضر این است که این طریقت در بالکان به شدت آلبانیایی شده است و از حالت ترکی و آلبانیایی خود خارج شده است. رهبری ضعیف بابا ادموند نیز وضعیت بکتاشی را تضعیف می کند. بابا ادموند روابط خوبی با جامعه آلبانی تبار امریکا از قدیمی ترین جوامع مهاجر مسلمان دارد. اعضای طریقت بکتاشی در یک چشم انداز کلی به طیف گسترده ای از جنبشهای علوی غالی مانند علویها و قزلباشها در ایران و ترکیه ، قفقاز ، سوریه و بالکان تعلق دارند. تشیع آنها باطنی است. جالب این است در طول تاریخ عثمانی بکتاشی ها ینی جری در قلب سپاه عثمانی در حملات متعدد به دولت شیعی صفوی شرکت داشتند. بکتاشی های آلبانی فهم ضعیفی از دین دارند و تلاش آنها برای این که چیزی متفاوت از اسلام سنتی باشند ، موجب تقویت جریانات دین گریز درون بکتاشی می شود. بازگشت بکتاشی ها به دوران فکری و اعتقادات حدال صد سال پیش کاری بس دشوار است ، به خصوص وقتی رهبری ضعیف را داشته باشند.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close