طریقتهای بوسنیایی و زبان و ادبیات فارسی

This post is also available in: فارسی (Persian)

طریقتهای بوسنیایی فعالیتهای فرهنگی گسترده ای دارند و این ویژگی تصوف بوسنیایی ، بدان شکل بارزی می بخشد. اصولا ، میراث فرهنگی مسلمانان بوسنی و هرزگوین در قالب چهار زبان عربی , فارسی , تركی و بوسنیایی شكل گرفته است . آثار ادبی و فكری مسلمانان بوسنیایی در این چهار زبان یك هویت مبتنی بر چهار زبان را تشكیل می دهند كه در این میان فرهنگ ایرانی جایگاه ویژه ای در فرهنگ اسلامی مردم بوسنی دارد . فرهنگ تصوف ایرانی مهمترین عامل در شكل گیری فرهنگ اسلامی بوسنی است. باطنی گرایی ، معنویت و تصوف ایرانی بالاتر و عمیق تر از روحیه نظامی سپاهیان عثمانی به فرهنگی در بوسنی شكل داد كه آن را از سایر سرزمینهای تحت سلطه عثمانیها مجزا ساخت.
حکومت عثمانی عامل انتقال فرهنگ تصوف ایرانی به بالکان بود. فرهنگ ایرانی ، بویژه زبان و ادبیات فارسی در دوره عثمانی نقش عمده ای را در حیات فرهنگی این امپراطوری داشت و تاثیراتی بر سرزمینهای تحت سلطه این امپراطوری گذارد. در میان سرزمینهای غربی امپراطوری عثمانی ، تاثیر بارز فرهنگ ایرانی در بوسنی و هرزگوین و تا حدی در بخشهایی از كرواسی ، صربستان ، مونته نگرو مقدونیه قابل مشاهده است . تاثیر زبان و ادبیات فارسی در هریك از مناطق مختلف جمهوری یوگسلاوی سابق مختلف است ولی می توان در این میان نقش بوسنی و هرزگوین را در مقایسه با سایر مناطق ممتازتر از دیگران دید . فرهنگ ایرانی عمدتا از قرن پانزدهم میلادی تا اواخر قرن نوزدهم به صورت عمیق و ریشه دار در فرهنگ بوسنی و هرزگوین تاثیرات عمده ای گذارد كه البته تاثیرات فرهنگی ایران در بعد معنوی آن عمیق تر از زبان و ادبیات فارسی است.
زبان و ادبیات فارسی طی حاكمیت تركان عثمانی بر بوسنی و هرزگوین در كنار زبان و ادبیات تركی و عربی در مكاتب ابتدایی ، مدارس علمیه و حوزه های علمی و ادبی آن روزگار بوسنی آموزش داده می شد. كتابهای كلاسیك ایرانی همچون مثنوی مولانا ، گلستان سعدی ، بهارستان عبدالرحمان جامی و دیوان حافظ در محافل ادبی و صوفیانه وقت خوانده و مورد تجزیه وتحلیل قرار می گرفت و این كتابها به عنوان كتب اخلاقی و عرفانی مقام ویژه ای داشت . مثنوی مولانا همچون اثری مقدس در خانقاهها و زاویه های صوفیان به عنوان كتاب راهنما مورد استفاده وسیع بود ، بطوری كه مثنوی در كنار سایر آثار صوفیانه مقام و موقعیت ممتازی برای بوسنیاییها كسب كرد. رواج مثنوی را بایستی مدیون اسكندر بیگ یكی از امرای قشون عثمانی دانست كه در سال 1462 یك سال قبل از فتح عمومی بوسنی به دست سلطان محمد فاتح ، با بنای تكیه ای در سارایوو زمنیه آن ترویج فعالیتهای فرهنگی را بوجود آورد ، این تکیه بعدا وقف مثنوی خوانی شد. سنت مثنوی خوانی در بوسنی یكی از قدیمترین سنتهای فرهنگی است كه علیرغم تخریب تكیه به سال 1957 به دست دولت وقت سوسیالیستی یوگسلاوی ، همچنان در تكیه های صوفیانه تداوم خویش را حفظ كرده است .
زمانی كه لشكریان امپراطوری اتریش . مجارستان به سال 1878 سارایوو را اشغال كردند در سارایوو زبان فارسی توسط عارف صدیقی ارض رومی در مدرسه “آت میدان” و مدرسه نظامی تدریس می شد. عارف صدیقی انجمنی از فارسی دانان بوسنیایی ایجاد كرده بود كه در آن تنها به زبان فارسی گفتگو می شد. علاقمندی به فرهنگ ایرانی و زبان و ادبیات فارسی عمدتا در میان دراویش طریقت مولویه و یا دوستداران تصوف بطوركلی نبود بلكه زبان و ادبیات فارسی در میان طبقات علما ، سیاستمداران و نظامیان علاقمندانی داشت و همین اقشار نیز به رواج و توسعه زبان فارسی ، زبان ادبی آن روزگار كمك كردند.
تركی عثمانی , بویژه در شكلهای ادبی آن تا حد زیادی متاثر از زبان فارسی است , زبان فارسی نه تنها مستقیما به زبان تركی عثمانی كمك كرد بلكه این زبان عامل واسطه ای گشت تا لغات عربی وارد این زبان گردد. بنابراین تعجب آور نیست كه مسلمانان بوسنی و هرزگوین نقش فعالی در زندگی فرهنگی امپراطوری عثمانی و گسترش زبان و ادبیات فارسی داشتند و بالكان نیز سرحد یك عرصه فرهنگی بود كه از كاشغر تا سارایوو امتداد داشت و در آن به زبان فارسی گفتگو و نگاشته می شد.اگر زبان عربی زبان علمی امپراطوری عثمانی بود زبان فارسی زبان ادب و معنویت بود. دو مکتب مهم ادبی و فرهنگی در دوره عثمانی در موستار و سارایوو در ترویج تصوف و زبان و ادبیات فارسی نقش مهمی ایفا کردند.
جدایی بوسنی و هرزگوین از امپراطوری عثمانی به سال 1878 میلادی تا عصر حاضر به نوعی انقطاع از پیكره كشورهای اسلامی منجر گردید ولی با این حال ” سنت ” فرهنگی اسلامی از جمله زبان و ادبیات فارسی در ابعاد و گستره محدودتری نسبت به زمان پیشین به حیات خود ادامه داد. مهمترین حادثه سرنوشت ساز برای بوسنیایها ، اشغال سرزمینشان به دست امپراطوری اتریش – مجارستان بود كه چرخه تمدنی را از شرق متوجه غرب كرد. با این وجود تاثیر مخرب حضور اتریشیها و حكومت پادشاهی یوگسلاوی از جنبه فرهنگی به اندازه كمونیستها در دوران حكومت 45 ساله نبود . در دوران كمونیستی بسیاری از نشانها و نمادهای دینی مسلمانان از جمله مساجد و تكایا تخریب و به جای آنها پاركها ، موزه ها و ساختمانهای اداری و فرهنگی ایجاد شد. در این دوران ، مبارزه با سنت فرهنگی ، ارتباط بوسنیایها را با كشورهای اسلامی از جمله ایران محدود كرد و مبارزه برای بقای فرهنگی در چهارچوب حفاظت از بنای مساجد و تكیه ها و گورستانها ادامه پیدا كرد.
زبانهای تركی ، عربی و فارسی در دوران جدیدی كه از اشغال بوسنی به سال 1878 تا سقوط دولت كمونیستی به سال 1990 ادامه پیدا كرد ، اهمیت تاریخی خود را از دست ندادند .و مبارزه فرهنگی بوسنیایها برای استمرار هویت هم تا حدی توانست در مقابل جریان جذب در درون فرهنگ غربی ، بدیل مناسبی ارایه دهد. این مبارزه در ابعاد كوچكتر ادامه دارد ، روحانیون بوسنیایی ارتباط خویش با زبان عربی را از دست ندادند و با اعزام محدود دانشجویان به قاهره و آموزش زبان عربی در مدارس دینی ، حلقه ارتباطی را با زبان دین حفظ كردند. استمرار زبان تركی بیشتر از طریق مهاجرین بوسنیایی و ارتباطات تجاری ادامه پیدا كرد ، وجود مسلمانان ترك زبان مقدونیه هم عاملی مضاعف برای بقای زبان تركی در محدوده یوگسلاوی سابق بود. ولی اوضاع در باره زبان فارسی متفاوت بود.
زبان فارسی در دوره اشغال چهل ساله بوسنی توسط اتریشیها به عنوان واحد درسی در مدارس دینی باقی ماند. در میان مدارسی كه توجه خاصی به زبان فارسی داشت ، مدرسه الچی حاجی پاشینا در تراونیك و مدرسه آت میدان در سارایوو از همه برجسته بود. فارسی توسط عارف صیدكی چند دهه در سارایوو آموزش داده شد . در انجمنی كه عارف صیدكی ارض رومی بنا نهاده بود ، اعضا موظف به گفتگو و مكالمه با زبان فارسی بودند ، آنها عمدتا در شبهای ادبی و با برگزاری اردو در اطراف تپه های سارایوو دور هم جمع می شدند.
استمرار زبان فارسی در دوران معاصر بوسنی عمدتا توسط ، طریقت مولویه انجام شد. مقر اصلی طریقت مولویه سارایوو بود كه تكیه بن پاشا به سال 1462 میلادی در آن بنا گردید. در اواخر قرن نوزدهم این تكیه توسط حاجی عبدالله افندی ساراچیچ اداره می شد كه معلم مدرسه دینی مرحمیچ بود. آخرین شیخی كه از طرف قونیه ، مركز طریقت مولویه ، به رهبری تكیه بن پاشا منصوب گردید ، شیخ روحی افندی شحویچ بود كه به سال 1927 میلادی درگذشت .
نام حاجی محمد جمال الدین چائوشویچ ، رهبر جمعیت اسلامی بوسنی هرزگوین در دو جنگ جهانی اول و دوم ، نامی برجسته در استمرار زبان فارسی در این خطه است . چائوشویچ به عنوان شیخ تكیه مولویه ، مثنوی خوانی را در این تكیه ادامه داد. چائوشویچ ( متولد 1878 میلادی ) تحصیلات خود را در استانبول به پایان رسانید و از طرف حاجی محمد اسد دده ، به عنوان مثنوی خوان و معلم زبان فارسی منصوب گردید. وی پس از بازگشت به سارایوو در ” مجلس علمای بوسنی ” پذیرفته و در سال 1914 به عنوان رییس العلمای بوسنی و هرزگوین منتخب گردید.در سال 1930 حوزه فعالیت جمعیت اسلامی سراسر یوگسلاوی سابق را دربرگرفت .علیرغم مسئوولیتهایی كه چائوشویچ داشت وی كانون تكیه مولویه را همچنان گرم نگاه داشت .
پس از جنگ جهانی دوم فعالیت تكیه بن پاشا دچار اختلال شد. خرابیهای ناشی از جنگ ، سیاستهای محدودسازانه دولت سوسیالیستی و نهایتا تخریب تكیه در سال 1957 ، منجر به آغاز دوره ای جدید از مثنوی خوانی در سارایوو شد كه تا زمان حاضر ادامه دارد.
در زمان تدریس مثنوی ، دو دستیار به نامهای حاجی هومان – افندی بایراكتارویچ ، كه امام و كاتب مسجد حاجی علی بود و حاجی مویاگیچ مرحمیچ به چائوشویچ كمك می كردند . هر دو نفر ذكر شده زبان فارسی را از مصطفی آقا نجاتی حاجی حلیل اویچ فرا گرفتند . جلسات خانگی را پس از چائوشویچ ( وفات 1938 میلادی ) ، مویاگیچ در خانه دنبال كرد. مویاگیچ علاوه بر مثنوی به ایراد سخنرانیهایی در باره دیوان حافظ ، بوستان و گلستان سعدی ، بهارستان جامی و پندنامه عطار نیشابوری می پرداخت . سنت مثنوی خوانی بعد مویاگیچ توسط فیض الله حاجی بایریچ و حاجی مولیچ ادامه یافت. از دهه 70 میلادی تدریس مثنوی در تکیه سنان توسط حاجی بایریچ و یا منزل حاجی مولیچ کانونی برای علاقمندان به عرفان ایرانی بود.
مرحمیچ سنت مولویه را با افزودن ” شب عروس ” در سالگرد فوت مولانا جلال الدین رومی اهمیت بیشتری داد. مولانا در غزلی از شب وفات خویش به عنوان شب عروسی اش یاد می كند و از اینرو اعضای طریقت مولانا در بوسنی و هرزگوین ، شب فوت مولانا 17 دسامبر هرسال برنامه أی خاص اجرا می كنند كه شامل سخنرانیهایی در باره مولانا و سایر موضوعهای صوفیانه است و تا زمان حاضر ادامه دارد. حاجی مویاگیچ ، نخستین شب عروس را به سال 1957 برگزار كرد. شب عروس در تكیه سید استریك سارایوو برگزار می شود . شب عروس همچنین عنوان نشریه سالانه اداره طریقت بوسنی و هرزگوین است كه با مطالبی در باره مولانا ، زبان و ادبیات فارسی ، رساله های عرفانی و آموزه های اخلاقی دارد.
دراویش بوسنیایی در چهارچوبهای مدرن فعالیتها و نقشهای فرهنگی دارند. در حیطه هنر ، سعی دارند تا با ورود مفاهیم و ارزشهای دینی ، هنر موجود را متحول کنند. حوزه هنر خوشنویسی و تهذیب درسالهای بعد از جنگ توسط هنرمندانی چون حازم نعمان آگیچ ، ادیب حسین اویچ و غیره وارد دوره نوینی شده است. سینما تا حدی تحت تاثیر مولفه های و نمادهای صوفیانه قرار گرفته ولی تاثیر مستقیمی ندارد. در حوزه ادبیات ، نشر رمانها و داستانهای دینی و صوفیانه در بوسنی و هرزگوین رواج دارد . سارایوو ، مرکز مهمی در نشر ادبیات و کتابهای دینی و عرفانی حوزه مسلمانان منطقه یوگسلاوی سابق است و با گذشت زمان ، نقش مرکزی این حوزه بیشتر می گردد.
فعالیت فرهنگی طریقتهای نقشبندی و قادری بدوی چشمگیر است . طریقتها معمولا برای اعضای خود کتابهای تدوین و یا ترجمه می کنند. طریقت قادری بدوی ، در ترجمه کتابهای منبع تصوف از غزالی ، شیخ عبدالقادر گیلانی ، مولانا جلال الدین رومی و محی الدین عربی ، اقدامات ارزنده ای انجام می دهدد. طریقت قادری که مرکز آن تکیه سنان است ، عهده دار چاپ سالنامه شب عروس است. مراسم شب عروس در بزرگداتش مولانا جلال الدین رومی در سارایوو برگزار می شود و مجموعه مقالات این مراسم در سال بعد منتشر می گردد. چاپ و انتشارات طریقت نقشبندی متنوع تر و بیشتر است. این طریقت علاوه بر چاپ منظم مجله کلام شفا که در تکیه کواچی منتشر می گردد ، کتابهای زیادی را به صورت ترجمه و تالیف منتشر می کند و سعی دارند تا علاوه بر ترجمه منابع اصیل تصوف ، از کتابهای معاصرین نیز منتشر کننند . انتشارات و محافل وابسته به صوفیان ، در ترجمه آثار عرفانی از نظامی گنجوی ، جامی ، عطار و معاصرینی چون سید حسین نصر ، ویلیام چیتیک ، آنا ماری شیمل ، تیتوس بورکهارت ، توشیهیکو ایزوتسو و غیره فعال می باشند .
بدون بررسی نقش شخصیتهای فکری و فرهنگی نمی توان به نقش فرهنگی تصوف اشاره کرد . در بین شخصیتهای مهم باید از حافظ مولیچ نام برد که اخیرا رخت از جهان فروبست. حافظ مولیچ ، قرآن پژوه، شارح مثنوی و معلمی برجسته در انتقال مفاهیم و ارزشهای دینی به مردم سارایوو بود؛ او یکی از آخرین نمایندگان ادبی و معنوی مکتب مولانا جلال الدین رومی بود و سالها به تدریس مثنوی همراه با تدریس آثار سعدی و حافظ می پرداخت. حافظ مولیچ بخش عمده عمر خود را به تبلیغ تفکر صوفیانه و همراهی علما و صوفیها و آشتی نهاد شریعت و تصوف سپری کرد تا میوه این آشتی و مسالمت، توجه به جنبه های ظاهری و باطنی دین باشد؛ تاکید وی بر وجه ظاهری و باطنی اسلام، توجه به اهل بیت (ع)، استفاده از معارف دینی بدون توجه به تعصبات مذهبی، درس آزادگی و حریت مقابله با دشمنان اسلام و برخوردهای مداراگرایانه با پیروان سایر ادیان بود.
او قلب معنوی سارایوو و صدای زنده و همیشه بیدار تصوف در این منطقه بود؛ مکتب مثنوی خوانی حافظ مولیچ، تاثیر مهمی بر رشد آموزه های مولانا جلال الدین رومی در بوسنی و هرزگوین داشت و رشد و شکوفایی تصوف مبتنی بر شریعت تا حد زیادی مدیون کوششهای ارزنده و سازنده این سالک طریقت بود. خانه حافظ مولیچ به مدت بیش از 50 سال ، محل گردهمایی عاشقان و طالبان عرفان و تصوف بود.
حافظ مولیچ توجه و علاقه خاصی به امام خمینی داشت و از او به عنوان یک احیاگر دینی یاد می کرد. او خود را شاگرد کوچک مکتب احیاگری امام می دانست و روشها وشیوه های او در تربیت نسل جوان ، ماخوذ از آموزه های مولانا و امام خمینی بود. این مولوی شناس برجسته علیرغم برخی از تعصبات و مخالفتهای داخل جامعه اسلامی، از راه و روش صوفیانه دست برنکشید؛ او روحانیون را به عمل کردن به ارزش ها و مبانی اخلاق فردی و اجتماعی اسلامی دعوت می کرد و درک صوفیانه و عارفانه از قرآن و سنت را روشی برای فهم باطنی دین می دانست؛ معتقد بود اسلام صرف درکی روشنگرانه از ماهیت هستی نیست و باید بازیگر این هستی عظیم می بود تا درک درست از اسلام کسب کرد و بر عمل و مداومت بر اعمال ، بویژه بر نماز تاکید می کرد.
می گفت زمان به سرعت می گذرد و در این فرصت کوتاه، نماز انسان را با حیات جاویدان پیوند می دهد. حافظ مولیچ معتقد بود اسلام بدون فهم عرفانی و صوفیانه، تبدیل به ضد خود می گردد و ارزشهای اخلاقی سنتی که صوفیها در آثار خود ارایه کرده اند، باطن و محتوای دین می باشند. حافظ مولیچ همچین توجه ویژه ای به مفهوم ادب داشت و آن را ویژگی برجسته تفکر دینی می دانست و از دوستداران تصوف می خواست تا با ادب و پرهیز از برخوردهای ناروا نسبت به متعصبین و ناآگاهان عمل کنند و اجازه ندهند رابطه بین نهاد شریعت و طریقت خدشه دار گردد.
وی بارها بی مهری هایی از جانب مسوولین جامعه اسلامی در دوران کمونیستی و هم در دوران بعد از کمونیسم دید و بارها برای محدودیت بیان آرا تحت فشار قرار گرفت ولی استقامت، پایداری و صبر وی بر این برخوردهای ناروا، مثال زدنی بود و احترام و توجه به روحانیت را همواره به دوستداران تصوف توصیه می کرد. حافظ مولیچ از این رو، نقش محوری و اساسی در آشتی و همزیستی مردم ، تبلیغ ارزشهای دینی و اخلاقی و نمایش شکل زیبایی از پیوند بین آزادگی ، عرفان و حقیقت نشان داد. حافظ امید زیادی به بیداری اسلامی و بازگشت به حقیقت عرفان و تصوف داشت و کوششهای ادبی و فرهنگی در ترجمه آثار بزرگان تصوف را نشانه خوبی برای این بیداری می دانست. در دوران معاصر ، نقش حافظ مولیچ به عنوان یکی از محوری ترین نمایندگان تصوف در بوسنی و هرزگوین باقی خواهد ماند. بسیاری از شاگردان و مریدان حافظ مولیچ ، نقش محوری در دفاع مردم بوسنی و هرزگوین علیه تجاوز صربها ایفا کردند؛ دوستداران حافظ مولیچ در خط اول نبرد با دشمنان بودند.
حافظ مولیچ ، دوستدار فرهنگ و ادبیات کلاسیک ایرانی بود و از آن به عنوان ادبیات سراسر دینی و انسانی یاد می کرد. تعلق خاطر او به سعدی، حافظ و مولانا چنان قوی و محکم بود که در هر سخنرانی و وعظ او، نشانه ها و علایم متفکران و اندیشمندان ایرانی نمایان بود. حافظ شیفته سعدی بود و گلستان را از بر داشت. خطبه ها و سخنرانی های او بوی ادب، تواضع، مردم داری و قناعت حکایات گلستان را داشت.
این شاگرد مکتب مولوی ، در سال 1916 میلادی در سارایوو بدنیا آمد. پدرش امام و موذن یکی از مساجد بود. وی از کودکی تحت تربیت دینی پدر و مادر قرار گرفت و در جوانی همراه با برادرش، حافظ کل قرآن کریم گردید. در سال 1937 از مدرسه عالی شرعی سارایوو فارغ التحصیل شد و در سال 1942 میلادی رشته زبان های خارجی دانشکده فلسفه زاگرب را به اتمام رسانید. در زمان جنگ، حافظ مولیچ از سازمانده دهندگان مقاومت علیه رژیم فاشسیتی دست نشانده اوستاشا کرواتها در بوسنی و هرزگوین بود و حتی تا پای جوخه اعدام نیز پیش رفت ولی به لطف خداوند از مجازات مرگ رهایی یافت. در دوران بعد از جنگ جهانی او در آر شیو شهر سارایوو و کتابخانه غازی خسرو بیک و اداره اوقاف جامعه اسلامی کار کرد و در تهیه و آماده سازی فهرست کتابهای خطی کتابخانه غازی خسرو بیک نقش موثری ایفا کرد. بعد از جنگ جهانی دوم او همچنین سمت امامت نماز در مساجد مختلف سارایوو را برعهده داشت . دوران 30 ساله وی در امامت مساجد ،نهایتا پس از امامت مسجد سلطانی سارایوو در سال 1994 میلادی پایان گرفت.
حافظ مولیچ شاگرد مکتب قرآن بود و او و خانواده اش همگی از حافظان قرآن کریم بودند. دو برادر، خواهر، مادر، پدر، پدر بزرگ، زن برادر، مادر زن برادر و سایر خویشاوندان نزدیک او حافظ قرآن بودند. وی در همان دوره جوانی برادر بزرگ ، خواهر و والدینش را از دست داد. در دوران قبل و بعد از جنگ جهانی دوم، مسلمانان بوسنی و هرزگوین با سختیها و مصایب زیادی روبرو شدند. روحانیون و روشنفکران مسلمان زندانی ، مکاتب قرآن ممنوع و بسیاری از مساجد تخریب شدند. در این دوره که عمدتا سالهای سخت آن در دهه 50 و 60 میلادی قرن گذشته بود، حافظ، خانه خود را محل گردهمایی علاقمندان به قرآن و مثنوی درآورد و به تربیت نسلهای متمادی همت گماشت. حافظ مولیچ ، فردی متواضع و گوشه نشین بود. بارها از سوی جامعه اسلامی به وی پیشنهاد شد تا عهده دار مسوولیتهایی باشد ولی وی معلمی، تحقیق و ترجمه را به سایر امور ترجیح داد. ادب و بزرگواری حافظ ، نسبت به همه بود و بارها از روی کرم و جوانمردی با معاندین و مخالفانش برخورد کرد.
جهان تصوف بوسنیایی با آثار عرفانی فلسفی و ادبی فارسی مشخص است. علاوه بر افرادی چون رشید حافظ اویچ که بطور تخصصی در زمینه ابن عربی فعالیت می کند ، دهها پژوهشگر همت جدی در فهم عرفان و تصوف دارند و آثار فارسی را مطالعه می کنند. زبان فارسی اکنون بیش از مثنوی خوانی کاربرد در بوسنی دارد و چندین مترجم و نویسنده آثار متنوع از زبان فارسی را ترجمه و نشر می دهند. بیشتر این فعالیتها خودجوش است و نهادهای فرهنگی و علمی ایرانی بعضا به حمایت ازین آثار می پردازند.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close