سیا و یوگسلاوی

This post is also available in: فارسی (Persian)

مارکو لوپوسینا *

امریکا در جمهوری سابق یوگسلاوی ، دو ماموریت دیپلماتیک داشت ، یکی در سفارت در بلگراد و دومی در کنسولگری در زاگرب . در بلگراد ، کارمندان سفارت 70 نفر بودند که 35 نفر از آنها ، مصونیت دیپلماتیک و گذرنامه سیاسی داشتند. این سفارت همچنین 220 کارمند محلی یوگسلاوی را به خدمت گرفته بود که در استخدام دایم سفارت بودند. امریکاییها با توجه به وضعیت و تجربه سیاسی ، همواره افرادی را به یوگسلاوی می فرستادند که آموزش کافی دیده و با تاریخ و فرهنگ اروپای شرقی ، بالکان و یوگسلاوی بخوبی آشنا بودند. بسیاری از مامورین قبل از رفتن به سفارت بلگراد ، در کنسولگری زاگرب کار می کردند تا تجربه کافی کسب کنند. از نظر امریکاییها ، بلگراد چیزی به مثابه پنجره ای رو به سوی مسکو بود.
سفارت امریکا در بلگراد به سال 1945 میلادی افتتاح شد. امریکاییها بطور معمول از طریق پوشش دیپلماتیک ، با شبکه ای از نخبگان سابق ، احزاب رقیب ، ناراضیان و منابع اطلاعاتی ارتباط داشتند. مسوولین دولت یوگسلاوی طی سالهای 1945 تا 1947 میلادی ، سفارت امریکا را متهم به دست داشتن در برخی از عملیات براندازی از قبیل کمک به افراد ناراضی برای ترور مقامات دولتی و ایجاد اعتصابات و کارشکنی ها در دولت جدید سوسیالیستی کردند. این فشارهای بین المللی و لو رفتن ، برخی از ارتباطات باعث شد تا امریکا شیوه خود را در ایجاد ارتباط با منابع و ناراضیان تغییر دهد.
در سال 1947 میلادی ، سازمان سیا مقر عملیاتی خود را از یوگسلاوی به خارج انتقال داد و وظیفه گردآوری اطلاعات را در نزدیکترین کشور غربی به یوگسلاوی سامان داد. جان گابوت ، یکی از مدیران سیا در گزارش خود به دفتر مرکزی به سال 1947 میلادی ، از شیوه های راهزنانه در برخورد با یوگسلاوی انتقاد می کند. او در گزارش خود نوشت : من احساس می کنم که می توانیم به حجم بالایی از اطلاعات از طریق اعتماد به منابع اطلاعاتی رسمی در دولت یوگسلاوی دست یابیم.” بدین ترتیب در ماجرای رسوایی اطلاعاتی سفارت امریکا ، دو تن از اعضای آن سفارت پریدونوف و کلاوس به سال 1947 از یوگسلاوی اخراج شدند.
براساس ارزیابی ژنرال ویدان مارکویچ ، کارشناس ضد اطلاعاتی وزارت داخلی صربستان ، امریکا از سال 1952 شروع به گردآوری اطلاعات از طریق منابع رسمی کردند. آنها دریافتند که این روش مطمئنی برای دستیابی به اطلاعات صحیح است تا متکی بودن به اطلاعاتی که از طریق مهاجرین و یا فراریان و نارضایان رژیم یوگسلاوی به دست آنها می رسید .
در بین مامورین سفارت امریکا ، عده ای از کارمندان سازمان سیا بودند که از مصونیت دیپاماتیک برخوردار بودند. اینان ، افرادی تعلیم دیده بودند . مهمترین ماموریت آنها ، جاسوسی و دستیابی به اطلاعات دقیق از درون رژیم یوگسلاوی بود. مامورین سیا قبل از اعزام در آلمان – ایالت باواریا – در اردوگاهی به نام پارمیش – پارتن کیرچن آموزش می دیدند. در کنار افراد حرفه ای ، بقیه افراد سفارت نیز در کار گردآوری اطلاعات سهم داشتند. ماموریت آنها یافتن یوگسلاوهایی بود که مایل به ارتباط با سفارت و مسافرت به امریکا و نهایتا خواهان کار با سازمان سیا و “دیا” بودند. این افراد عمدتا از بین ورزشکاران ، روشنفکران ، متخصصین علوم و خبرنگاران انتخاب می شدند. همکاران سیا بدین ترتیب در صورت انتخاب ، وظیفه ارسال اطلاعات و یا دریافت دستورالعمل از سازمان سیا را داشتند. یک وظیفه عمده این افراد ، رفتن به مناطق حساس و عکس برداری و ارسال آنها به کارمندان سیا بود. همچنین سیا مامورین تحلیل گری در سفارت داشت که در باره موضوعات مختلف فعالیت می کردند.
نخستین سفیر امریکا در یوگسلاوی ، کاوندیش دبلیو کانون به سال 1947 میلادی به بلگراد آمد. او مراقب ارتباطات روسی – یوگسلاو و حضور سیاسی طرفداران کمینترن بود. وی وظیفه دشواری برای شناسایی عوامل و پایگاههای جنگ سرد در یوگسلاوی داشت . در سال 1950 ، جوروج -و- آلن و در سال 1953 ، جیمز دبلیو ریدرمایر به عنوان سفرای امریکا انتخاب شدند. ریدرمایر شاهد پیوند دوباره روسیه و یوگسلاوی بود. در سال 1953 ، خروشچف به دیدار تیتو آمد. در سال 1958 ، کارل ال رانکین به عنوان سفیر امریکا در بلگراد منصوب شد . او ناظر برگزاری نخستین کنفرانس جنبش عدم تعهد در سال 1961 بود. تحلیل امریکا از جنبش عدم تعهد این بود که یوگسلاوی ار ارتباط با امریکا گریخته و اکنون به صورت یک فاکتور ضد امریکایی درجهان سوم در آمده است . مهمترین سفیر امریکا در یوگسلاوی ، جورج اف کنان از سال 1961 تا 1963 بود. وی جرم شناس و نظریه پرداز معروف جنگ سرد بود.
چارلز آلبریک در سال 1963 به عنوان سفیر امریکا منصوب شد. وی به مدت 6 سال دراین مقام ماند. در زمان سفارت وی ، روابط مسکو و بلگراد بعد از بهار چک و اولین شورش و ناآرامی در بین دانشجویان یوگسلاوی ، باردیگر رونق گرفت . دراین زمان در بین کادر جوان سفارت ، وارن زیمرمن به عنوان مامور سفارت خدمت می کرد. در ماه ژوئن 1969 ، کمپتون لونهارت ، سفیر امریکا شد. او تنها یک اولویت داشت و آن آماده سازی شرایط برای دیدار نیکسون از یوگسلاوی به سال 1970 بود. سفیر بعدی مالکوم توون بود ، که دیپلماتی جدی بود. لورنس هیرش سیلبرمن ، جانشین بعدی او چنین سرنوشتی نداشت .
سیلبرمن در سال 1975 میلادی ، به عنوان سفیر امریکا انتخاب شد. او به صورت علنی شروع به انتقاد از روابط درون حکومت یوگسلاوی و نقض حقوق بشر پرداخت . انتقادات وی در محافل دولتی یوگسلاوی به عنوان ، تحریک دولت و ایجاد بی ثباتی ارزیابی شد. تیتو به صورت علنی ، سفیر امریکا را به دلیل دیدگاههای ضد یوگسلاوی مورد خطاب و انتقاد قرار داد. سیلبرمن تغییرات محسوسی در شیوه فعالیت سفارت داد. او ، اشتاینر را به عنوان رایزن نظامی سفارت داشت و از دولت امریکا تقاضا کرد تا فردی را برای موارد اطلاعاتی رسما اعزام کند. اقامت وی در واشنگتن ، به برکناری وابسته های نظامی ، کالاس و بعد از آن “ماحر” منجر شد . ولی پس از سیبلرمن بود که فعالیتهای اطلاعاتی سفارت بر اساس دیدگاههای او شکل گرفت .
تلاش سیلبرمن در برپایی مقدمات سفر جرالد فورد به بلگراد در سال 1975 میلادی ، با تقدیر واشنگتن همراه بود ، ولی با این وجود ، واشنگتن او را در سال 1977 از کار برکنار کرد. سفیر بعدی امریکا ، لورنس اگلبرگر بود. وی کوشش زیادی برای ایجاد ارتباط امریکا با یوگسلاوی داشت ، به نحوی که در جریان صادرات خودروی ” یوگوی فلوریدا ” به امریکا خود وی سرمایه گزاری در این زمینه کرد. او کارشناس صحنه سیاسی بلگراد ، زاگرب و لوبیانا بود. پس از مرگ تیتو به سال 1980 میلادی ، سفیر جدید امریکا در بلگراد ، دیوید آندرسن بود. او 5 سال در این مسوولیت انجام وظیفه کرد. تجربه او از زمان سفارت باعث شد تا وی پس از بازگشت به عنوان کارشناس بالکان در انستیتوی آسپن برلین به کار پردازد. در سال 1985 ، جان اسکان لن ، سفیر شد. وی قبلا در بلگراد خدمت کرده و زبان صربی را خوب می دانست . وی همچنین مسوولیت اداره سیا بود.
وارن زیمرمن ، آخرین سفیر امریکا به جمهوری یوگسلاوی سابق است . او بخوبی زبان صربی – کرواتی را می دانست . بنظر می رسد او ارتباط کمی با صربها و بلگراد بر خلاف پیشینیان خود داشت . او پست سفارت را سال 1989 بدست گرفت و در سال 1992 یوگسلاوی را به انتخاب خود ترک کرد. از آن پس در بلگراد ، امریکا سفیر نداشت و واشنگتن فقط فردی را برای تصدی روابط عمومی سفارت امریکا فرستاد. زیمرمن دیپلمات آزموده ای بود . او در کاراکاس ، مسکو ، مادرید ، پاریس ، ژنو ، وین و بلگراد از سال 1965 تا 1968 خدمت کرده بود. بعد از سفارت بلگراد ، توسط دولت امریکا مسوول اداره مهاجرین این کشور شد ولی پس از دو سال دوباره به دنیای استادی و خبرنگاری بازگشت . او در کتابش ، بنیادهای یک تراژدی در باره ارسال گزارشهایش به سیا می نویسد :
” در اواخر سال 1990 ما دیگر هیچ تردیدی در باره آِینده نداشتیم . می دانستیم که اگر یوگسلاوی نتواند موجودیت خود را حفظ کند ، در دریای خون ناپدید خواهد شد. ما تلاش برای یک راه حل دموکراتیک برای بقای این جمهوری کردیم . حمایت از همگرایی داخلی و دموکراتیزه سازی وضعیت ، موضع ما در قبال تحولات بود. ما می دانستیم که هر گونه تلاش برای همگرایی بدون دموکراسی ، اشتباه است . به عنوان مثال ، وحدت و همگرایی از نظر صربها بدین معنا بود که ارتش یوگسلاوی کنترل همه نقاط را به هرقیمتی شده ، حفظ کند. ما می دانستیم که جدایی اسلوونی و کرواسی در آن موقعیت ، اقدام مناسبی برای ارزشهای دموکراسی نیست . لذا بدون توجه به نیات خیر ، نتیجه عمل به جنگ منجر شد و این نتایج ، دموکراسی را ببار نیاورد. به نام دموکراسی ، یوگسلاوی از هم پاشید . تنها می توان گفت که اسلوونی و مقدونیه تا حدی در روند دموکراتیزیه شدن گام برداشتند.”
زیمرمن به عنوان سفیر امریکا ، وظیفه رسمی برای مدیریت و تنظیم فعالیتهای اطلاعاتی داشت . بر اساس ارزیابی اطلاعاتی مسوولین یوگسلاوی ، سه سطح فعالیت اطلاعاتی داخل سفارت امریکا در بلگراد در جریان بود. کار این سطوح توسط کمیته اطلاعاتی هماهنگی می شد. کار مامورین سیا ، توسط سفیر و کمیته اطلاعاتی هماهنگ می شد ، بدین ترتیب سیا و وزارت خارجه مشترکا بخش غیر نظامی مرکز اطلاعاتی را کنترل می کردند. در سطح دوم ، مرکز اطلاعاتی نظامی داخل سفارت قرار داشت ، که توسط نماینده وزارت دفاع انجام می شد. در این مرکز ، فرستاده های مختلفی از ارتش ، نیروی هوایی و دریایی و نیروهای اداری حضور داشتند. در بخش سوم ، مامورین اداره اطلاعات امریکا ( اف بی ای ) بودند که کار حفاظت از سفارت و پرسنل آن را بر عهده داشتند.
نقش زیمرمن در جنگ بوسنی هم چندان مشخص نیست . یک مورد آن ، زمانی است که وی به عزت بگویچ گفت که قرارداد لیسبون 1992 را نپذیرد. این قرارداد در سال 1992 میلادی توسط جامعه اروپا پیشنهاد شد. از خلال نوشته زیمرمن می آید که وی عزت بگویچ را تشویق به برگزاری انجام همه پرسی برای استقلال بوسنی و هرزگوین کرد.
در برخی موارد سیا و دیا در باره مسایل حقوق با هم اختلاف داشتند ، اما این مسایل در کمیته اطلاعاتی و در سطح بالای سفارت حل می شد. البته این دو سازمان اطلاعاتی موازی اختلافات عمیق با هم نداشتند ، اختلافات بیشتر به نحوه نگرش مربوط می شد. بویژه وقتی که با وضعیت جدید یوگسلاوی در حال فروپاشی روبرو بودند.
ماموریت وابستگی نظامی سفارت امریکا در بلگراد ، اهمیت زیادی برای شبکه جاسوسی این کشور داشت . در انتهای سال 1975 ، این ماموریت 9 افسر شاغل در سفارت داشت . سه نماینده از سه بخش نیروهای نظامی ، یک سروان ، یک منشی برای بخش وابستگی نظامی ، یک فرد اداری و یک منشی اداری .
سیا و سایر بخشهای ادارات ضد اطلاعاتی امریکا ، علیه یوگسلاوی از داخل و خارج فعالیت می کردند. در داخل یوگسلاوی ، توجه ویژه به فعالیتهای اطلاعاتی بود که از طریق افسران دیپلمات – مشاور انجام می گردید. در سال 1986 ، ریاست جمهوری یوگسلاوی و فرماندهی ارتش به این نتیجه رسیدند که جنگ ویژه علیه یوگسلاوی در اسلوونی آغاز گردید . سیا با پشتیبانی از احساسات ناسیونالیستی جوانان اسلوونی و کرواسی به این کار مبادرت کرد.

* گزارشگر ندلیا تلگراف بلگراد

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close