زبان و ادبیات فارسی در بوسنی و هرزگوین ، قرن بیستم

This post is also available in: فارسی (Persian)

جدایی بوسنی و هرزگوین از امپراطوری عثمانی به سال 1878 میلادی تا عصر حاضر به نوعی انقطاع از پیكره كشورهای اسلامی منجر گردید ولی با این حال ” سنت ” فرهنگی اسلامی از جمله زبان و ادبیات فارسی در ابعاد و گستره محدودتری نسبت به زمان پیشین به حیات خود ادامه داد.
مهمترین حادثه سرنوشت ساز برای بوسنیایها ، اشغال سرزمینشان به دست امپراطوری اتریش – مجارستان بود كه چرخه تمدنی را از شرق متوجه غرب كرد. با این وجود تاثیر مخرب حضور اتریشیها و حكومت پادشاهی یوگسلاوی از جنبه فرهنگی به اندازه كمونیستها در دوران حكومت 45 ساله نبود . در دوران كمونیستی بسیاری از نشانها و نمادهای دینی مسلمانان از جمله مساجد و تكایا تخریب و به جای آنها پاركها ، موزه ها و ساختمانهای اداری و فرهنگی ایجاد شد. در این دوران ، مبارزه با سنت فرهنگی ، ارتباط بوسنیایها را با كشورهای اسلامی از جمله ایران محدود كرد و مبارزه برای بقای فرهنگی در چهارچوب حفاظت از بنای مساجد و تكیه ها و گورستانها ادامه پیدا كرد.
زبانهای تركی ، عربی و فارسی در دوران جدیدی كه از اشغال بوسنی به سال 1878 تا سقوط دولت كمونیستی به سال 1990 ادامه پیدا كرد ، اهمیت تاریخی خود را از دست ندادند و مبارزه فرهنگی بوسنیایها برای استمرار هویت هم تا حدی توانست در مقابل جریان جذب در درون فرهنگ غربی ، بدیل مناسبی ارایه دهد. این مبارزه در ابعاد كوچكتر ادامه دارد ، روحانیون بوسنیایی ارتباط خویش با زبان عربی را از دست ندادند و با اعزام محدود دانشجویان به قاهره و آموزش زبان عربی در مدارس دینی ، حلقه ارتباطی را با زبان دین حفظ كردند. استمرار زبان تركی بیشتر از طریق مهاجرین بوسنیایی و ارتباطات تجاری ادامه پیدا كرد ، وجود مسلمانان ترك زبان مقدونیه هم عاملی مضاعف برای بقای زبان تركی در محدوده یوگسلاوی سابق بود. ولی اوضاع در باره زبان فارسی متفاوت بود.
زبان فارسی در دوره اشغال چهل ساله بوسنی توسط اتریشیها به عنوان واحد درسی در مدارس دینی باقی ماند. در میان مدارسی كه توجه خاصی به زبان فارسی داشت ، مدرسه الچی حاجی پاشینا در تراونیك و مدرسه آت میدان در سارایوو از همه برجسته بود. فارسی توسط عارف صیدكی چند دهه در سارایوو آموزش داده شد . در انجمنی كه عارف صیدكی ارزرومی بنا نهاده بود ، اعضا موظف به گفتگو و مكالمه با زبان فارسی بودند ، آنها عمدتا در شبهای ادبی و با برگزاری اردو در اطراف تپه های سارایوو دور هم جمع می شدند.
استمرار زبان فارسی در دوران معاصر بوسنی عمدتا توسط ، طریقت مولویه انجام شد. مقر اصلی طریقت مولویه سارایوو بود كه تكیه بن پاشا به سال 1462 میلادی در آن بنا گردید. در اواخر قرن نوزدهم این تكیه توسط حاجی عبدالله افندی ساراچیچ اداره می شد كه معلم مدرسه دینی مرحمیچ بود. آخرین شیخی كه از طرف قونیه ، مركز طریقت مولویه ، به رهبری تكیه بن پاشا منصوب گردید ، شیخ روحی افندی شحویچ بود كه به سال 1927 میلادی درگذشت .
نام حاجی محمد جمال الدین چائوشویچ ، رهبر جمعیت اسلامی بوسنی هرزگوین در بین دو جنگ جهانی اول و دوم ، نامی برجسته در استمرار زبان فارسی در این خطه است . چائوشویچ به عنوان شیخ تكیه مولویه ، مثنوی خوانی را در این تكیه ادامه داد. چائوشویچ ( متولد 1878 میلادی ) تحصیلات خود را در استانبول به پایان رسانید و از طرف حاجی محمد اسد دده ، به عنوان مثنوی خوان و معلم زبان فارسی منصوب گردید. وی پس از بازگشت به سارایوو در ” مجلس علمای بوسنی ” پذیرفته و در سال 1914 به عنوان رییس العلمای بوسنی و هرزگوین منتخب گردید.در سال 1930 حوزه فعالیت جمعیت اسلامی سراسر یوگسلاوی سابق را دربرگرفت .علیرغم مسئوولیتهایی كه چائوشویچ داشت وی كانون تكیه مولویه را همچنان گرم نگاه داشت .
پس از جنگ جهانی دوم فعالیت تكیه بن پاشا دچار اختلال شد. خرابیهای ناشی از جنگ ، سیاستهای محدودسازانه دولت سوسیالیستی و نهایتا تخریب تكیه در سال 1957 ، منجر به آغاز دوره ای جدید از مثنوی خوانی در سارایوو شد كه تا زمان حاضر ادامه دارد.
در زمان تدریس مثنوی ، دو دستیار به نامهای حاجی هومان – افندی بایراكتارویچ ، كه امام و كاتب مسجد حاجی علی بود و حاجی مویاگیچ مرحمیچ به چائوشویچ كمك می كردند . هر دو نفر ذكر شده زبان فارسی را از مصطفی آقا نجاتی حاجی حلیل اویچ فرا گرفتند . جلسات خانگی را پس از چائوشویچ ( وفات 1938 میلادی ) ، مویاگیچ در خانه دنبال كرد. مویاگیچ علاوه بر مثنوی به ایراد سخنرانیهایی در باره دیوان حافظ ، بوستان و گلستان سعدی ، بهارستان جامی و پندنامه عطار نیشابوری می پرداخت .
مرحمیچ سنت مولویه را با افزودن ” شب عروس ” در سالگرد فوت مولانا جلال الدین رومی اهمیت بیشتری داد. مولانا در غزلی از شب وفات خویش به عنوان شب عروسی اش یاد می كند و از اینرو اعضای طریقت مولانا در بوسنی و هرزگوین ، شب فوت مولانا برنامه أی خاص اجرا می كنند كه شامل سخنرانیهایی در باره مولانا و سایر موضوعهای صوفیانه است و تا زمان حاضر ادامه دارد. حاجی مویاگیچ ، نخستین شب عروس را به سال 1957 برگزار كرد. آخرین شب عروس سال گذشته در تكیه سید استریك سارایوو برگزار شد . شب عروس همچنین عنوان نشریه سالانه اداره طریقت بوسنی و هرزگوین است كه با مطالبی در باره مولانا ، زبان و ادبیات فارسی ، رساله های عرفانی و آموزه های اخلاقی چاپ می شود.
نام محمدبگ كاپتانویچ ، دكتر صفت بگ باشاگیچ و دكتر محمد بایراكتارویچ دو تن از ادیبان معاصر بوسنیایی ، نامهایی هستند كه پیوند معنوی دو فرهنگ ایرانی و بوسنیایی را نشان می دهد. محمد بگ ( وفات 1893) شاعر و محقق ترانه های مردمی ، علاقه خود را به زبان فارسی دور نگاه نمی دارد. این علاقه تا به آنجا می رود كه وی برای ترویج زبان فارسی ، در سارایوو به سال 1888 ” قرائتخانه ای ” را برای مطالعه كتابهای مربوط به ادبیات مسلمانان ایرانی و عثمانی اختصاص می دهد. محمد بگ از نخستین شاعران دوران معاصر بوسنی است كه به انتقاد از ” غرب گرایی ” تركان عثمانی پرداخته و مطالعه فرهنگ اصیل شرقی را در آثار ادیبان ایرانی به هموطنان خود جستجو می كند. جمع آوری اشعار مردمی راهی است كه محمد بگ را به تجلیل فرهنگ سنتی بوسنیایی می خواند. از محمد بگ چند دیوان شعر بوسنیایی مانده ، او همچنین اشعاری به زبان تركی عثمانی و فارسی دارد ، بیت زیر یكی از نمونه اشعار او است :
گربخواهی تا بماند مملكت مرحمت كن ، مرحمت كن ، مرحمت
باشاگیچ ( 1934-1870)، مهمترین ادیب ربع اول قرن بیستم بوسنی است كه از وی تالیفات زیادی در زمینه تاریخ ادبیات ، شعر ، نقد ادبی و درام برجای مانده است . وی زبان عربی و فارسی را در سارایوو یاد می گیرد و تحصیلات عالی را در وین به پایان می رساند. باشاگیچ در طول زندگی خویش علاوه بر ادبیات به فعالیت سیاسی نیز می پردازد . از مهمترین آثار برجای مانده از او می توان به نخستین ترجمه رباعیات خیام در زبان بوسنیایی اشاره كرد. باشاگیچ از طریق زبان آلمانی و با دسترسی به آثار گوته موفق می شود تا با حافظ آشنا شود.آشنایی باشاگیچ با خیام ، حافظ و فردوسی مهمترین حادثه در زندگی ادبی این ادیب بوسنیایی است ، بطوریكه اشعار باشاگیچ متاثر از جهان بینی خیامی ، رندی حافظ و ناسیونالیسم فردوسی است . عمر خیام ، مهمترین شخصیت الهام بخش به اشعار باشاگیچ است و تقریبا وی نیمی از زندگی علمی خویش را معطوف به ترجمه و تالیف اشعار ، نقد ادبی وجهان بینی خیامی می كند.شاید توجه باشاگیج به خیام در زمانی كه بوسنی تحت سلطه اتریشیها است و اروپا در تب جنگ جهانی اول می سوزد بی دلیل نباشد.
علاقه باشاگیچ به خیام ، فردوسی و حافظ فراتر از تاثیر پذیری كوتاه مدت است . مضمون عمیق اشعار اساتید سخن فارسی ، باشاگیچ را به وجد می آورد و او این را در اشعار خویش بخوبی بیان می كند:
اگر می خواهی كه با روح وجان انسان آشنا شوی
كه چگونه گناه می كند ، چگونه كار خوب می كند
فقط از حافظ بپرس ! او همه چیز را خوب می داند
دكتر فهیم بایراكتارویچ ( 1970-1889) مهمترین ادیب معاصر بوسنیایی در نیمه دوم قرن بیستم و برجسته ترین نماینده ارتباط ادبیات بوسنیایی با ادبیات فارسی است . وی تحصیلات عالی را در وین ، لندن و الجزیره به پایان می رساند. بایراكتارویچ بیش از چهار دهه به تحقیق و پژوهش در زبان و ادبیات فارسی می پردازد كه نتیجه آن ترجمه و تالیف كتابهایی مانند : رستم و سهراب (1928) ، شعر فارسی ( 1971) ، نگاهی به تاریخ ادبیات فارسی ( 1979 )، رباعیات خیام و نگارش بیش از 50 مقاله علمی تحقیقاتی در باره زبان و ادبیات فارسی در حوزه بالكان است .
فعالیت بایراكتارویچ در زمینه ایرانشناسی به سه گروه تقسیمی شود ، نخست اهمیت ادبیات فارسی از جنبه زیبایی شناسانه و جهان بینی آن ، دوم تاثیر زبان و ادبیات فارسی بر زبان و ادبیات تركی و سوم تاثیر ادبیات فارسی در زبان و ادبیات بوسنیایی . ترجمه رباعیات خیام بایراکتارویچ از زمره بهترین ترجمه های ادبی می باشد.
شاکر سیکیریچ متولد 1863 و وفات 1966 یکی از مهمترین نمایندگان تداوم زبان فارسی در بوسنی و هرزگوین ، بویژه بعد جنگ جهانی دوم است. وی شیخ طریقت نقشبندیه، معلم زبان فارسی و عربی و پژوهشگر و محققی بود. سیکیریچ به سال 1918 دکترای خود را از دانشگاه بوداپست در زمینه شرق شناسی کسب کرد. وی در نخستین همایش جهانی ایران شناسی به سال 1966 در تهران شرکت کرد. از وی کتابهای در باره دستور زبان فارسی ، گزیده های از شعر و ادب فارسی و مقالا متعددی برجالی مانده است . سیکیریچ به زبان فارسی عشقی به تمام معنا داشت و غالبا در کلاسهای درس خود در هنگام خواندن اشعار مولوی ، حافظ و سعدی بی اختیار گریه می کرد. سیکیریچ موسس انستیتوی شرق شناسی در دانشگاه سارایوو است.
صالح تراکو متولد 1024 –وفات 2010 یکی از شاگردان شاکر سیکیریچ و مترجم گلستان و بوستان سعدی است. از فعالان سیاسی مسلمان گروه ” جوانان مسلمان ” بود. در سال 1948 دستگیر و به مدت دو سال بخاطر فعالیتهای دینی در زندان یوگسلاوی بود. بارها بخاطر گرایشهای دینی مورد عقیب پلیس مخفی بود و سالهای سختی را بعد از زندان بخاطر بیکاری گرفت. در کار تهیه و تدوین فهرست نسخ خطی کتابخانه غازی خسرو بیک ز دهه هفتدد میلادی و کاهش فشار بر مسلمانها به کار پرداخت. تراکو نسخه شناس ، پژوهشگر و نویسنده ای کوشا بود. در زمینه مسایل دینی و موضوعات مربوط به زبان و ادبیات فارسی مقالات متعددی در فصلنامه های علمی از جمله فصلنامه موسسه شرق شناسی و مجله کتابخانه غازی خسرو بیک به نگارش درآورد. در ترویج فرهنگ مثنوی خوانی جهدی وافر داشت و در برنامه ای سالیانه شب عروس به مناسبت سالگرد رحلت مولای رومی شرکت داشت. چندین بار بعد جنگ در بوسنی و هرزگوین به ایران مسافرت کرد

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close