جنگ کوسوو

This post is also available in: فارسی (Persian)

جنگ کوسوو در سال 1389 میلادی بین اشراف زمیندار صرب و نیروهای عثمانی در دشت کوسوو ، محلی نزدیک به پنج کیلومتری شهر پریشتینای فعلی به وقوع پیوست. مهمترین سند تاریخی در باره این نبرد نوشته ادریس بدلیس تحت عنوان هشت بهشت است. وی از ملازمان سطان مراد در این جنگ بود و تاریخ این نبرد را به زبان فارسی نوشته است. با این وجود کمبود منابع دیگر و اسطوره سازی صربها از این نبرد بعدها بر جریان تاریخ نگاری صربها تاثیر عمیقی نهاد . مهمترین منبع صربها ، نوشته ماورو اوربینی ( اوربین ) از دوبرونیک در کتابی تحت عنوان پادشاهی اسلاوها است که به سال 1601 میلادی به زبان ایتالیایی نوشته است. بعد از این کتابهای دیگری توسط صربها در باره نبرد کوسوو نوشته است و همه این کتابها خصلتی حماسی در باره قهرمانان صرب دارند.
وقوع جنگ در نزدیکی پریشتینا به این علت است که پریشتینا مرکز پادشاهی صربستان بود . این شهر در دوره حکومت شاه میلوتین از سال 1170 تا 1196 و همچنین در زمان شاه استفان اروش پنجم از سال 1255 تا 1271 مرکز صربستان بود و اهمیت خود را به عنوان محل تقاطع راهها ی ارتباطی مهم بالکان حفظ کرد.

جنگ کوسوو را می توان پایانی بر پادشاهی صربها نهاد ، بعد این جنگ به مدت کوتاهی صربها به صورت خراج گذار عثمانی در آمدند و بعدا تمامی قسمتهای صربستان تحت اشغال عثمانی تا چهارصد سال بعد در آمد. پادشاهی کهن صرب از قرن هفتم میلادی تا قرن چهاردهم بطول می انجامد.
زمان حمله عثمانیها به قلمرو پادشاهی صرب مهم بود. از سال 1355 و مرگ دوشان پادشاه صربها ، قلمرو این پادشاهی دچار مشکلاتی شد. پیشتر از همه جانشین او ، استفان اوروش نتوانست در مقابل قدرت زمینداران صرب ، اقتدار خود را نشان بدهد و به ناگزیر قدرت او تا سال 1371 ، بیشتر قدرت پوشالی بود و قدرت در دست زمینداران صرب بود. با مرگ وی ، یک بخش از حکومت خاندان نمانیچی از بین رفت. برادر ناتنی دوشان سعی کرد تا پسر ش را به عنوان پادشاه جدید صربها بر تخت بنشاند ولی در این کار ناموفق بود . در نتجیه بعد مرگ استفان اوروش ، قلمرو صربها دچار اختلافات سر جانشینی گردیده و قدرتهای فئودال صرب بر جان یکدیگر افتاده و بخشی از قلمرو صربها در جنوب آن بین قئودالها تقسیم شد. بدینگونه بخشهای از مقدونیه ، سنجاک و جنوب صربستان بین چند قدرت فئودال تقسیم شد که این نیز با خود به جنگهای داخلی بین صربها دامن زد. در پاییز سال 1371 ، بخشی از قدرتهای محلی صرب و بلغار برای بیرون راندن ترکها از شبه جزیره بالکان متفق شدند. در این سال حاکمان جنوبی قلمرو پادشاهی دوشان ( پادشاه درگذشته صربها ) به سمت ادرنه در سمت راست رودخانه ماریچه حرکت کردند. ترکها در حمله شبانه موفق شدند ضربات سختی بر لشکر صربها و بلغارها آورده و برادران مریانویچ ، فرماندهان این قشون کشته شدند. نتیجه این حمله نظامی این بود که ترکها نه تنها از بالکان بیرون رانده نشدند ، بلکه توانستند اول در مقدونیه جایگاهی برای خود پیدا کنند و از آنجا به سایر مناطق حرکت کنند. ترکها در سال 1372 به عمق مقدونیه و یونان حمله کردند. حکومتهای کوچک مقدونیه و سپس یونان و حکومت اوگلیش نابود و به جای آن ترکها بر این مناطق حکومت کردند. بدنی ترتیب این وضعیت مناطق جنوب غربی بالکان به حالت تزلزل در حکومت صربها بود.
جنگ کوسوو با انگیزه های سلطان عثمانی مراد اول برای گسترش سرزمینهای این حکومت آغاز شد. عثمانی ها در انتقام آنچه که از دست دادن اندلس بود و بسط قدرت مطلق خود در آناتولی و سرزمنیهای فراتر ، خود را محقق به حمله به قدرتهای مسیحی به عنوان قدرتهای کافر برای بسط حکومت عثمانی می دانستند. مراد برای بدست گرفتن سرزمینهای بیشتری در بالکان ، نیروهای خود را در فیلیپوپلیس ( پلودیو در بلغارستان کنونی ) در بهار 1389 جمع آوی کرد و از آنجا به سمت آیهتیمان در غرب بلغارستان حرکت کرد. بعد از سه روز پیاده روی او از طریق ول بوجد ( کیوستندیل ) و کراتوو حرکت کرد ، راهی که طولانی تر از مسر صوفیا و دره نیشاوا بود، وی از این راه به سرزمینهای لازار رسید. این ابتکار مراد از نظر نظامی به نفع او در برقراری موضع نیروهایش در دشت کوسوو بود. مراد با سپاهیانش در دشت کوسوو بود و از این طریق می توانست قلمرو لازار و یا ووک ، دو تن از اشراف حاکم صربستان را مورد حمله قرار دهد. مراد ابتدا مدتی در کراتوو درنگ کرده و سپس از طریق کومانو ؛ پرشوو و گنیلانه به پریشتینا ، پایتخت صربها رسید. زمان ورود او به پرشتینا 14 ژوئن سال 1389 بود و جنگ بردای آن روز 15 ژوئن برابر با 25 خرداد 1389 میلادی رخ داد.
لازار در این هنگام نیروهای خود را در نزدیک شهر نیش جمع آوری کرد. احتمال دارد محل گردهمایی قشون صربها در کناره جنوبی رود خانه موراوا بوده باشد. وقتی خبر عبور سپاهیان مراد از سرزمینهای بلغار به کوسوو به گوش لازار رسید ، وی نیز سپاهیان خود را از طریق پروکوپلیه به کوسوو رسانید. لازار بعد از مراد به کوسوو رسید. مراد ابتکار عمل را به عهده گرفته و در موقعیت مناسبی سپاهیان خود را در دشت کوسوو سازماندهی کرده بود.
تعداد دقیق سپاهان دو طرف شخص نیست. این تعداد در مطالعات تاریخی از 20 هزار تا چند صد هزار نفر ذکر شده است. سپاهیان مراد بین 27 هزار تا 40 هزه نفر تخمین زده می شوند. این تعداد شامل 5 هزار ینی چری ، 2500 نفر از نیروهای نخبه مراد ، 6 هزار نفر سپاهی ، 20 هزار نفر پیاده نظام و 8 هزار نفر از نیروهای مختلف از جمله مبلغان دینی بودند. در مقابل از تعداد 25هزار نفر نیروی صرب ، 15 هزار نفر تحت فرماندهی لازار ، پنج هزار نفر تحت فرماندهی ووک و بقیه تحت فرماندهی ولاتکو بودند. از این تعداد چند صد نیروی ویژه صرب نیز وجود داشت.
در قشون هر دو طرف نیروهای خارجی نیز بودند. در بین صربها ، نیروهای پادشاهی کروات بان ایوان پالیژنا با تعدادی از نیروها و احتمالا به عنوان نیروهای کمکی از بوسنی را با خود داشتند و در حالی که ترکها از حمایت نیروهای کنستانتین دیانویچ صرب برخوردار بودند. یک منبع صربی اشاره دارد که تورتکو شاه بوسنا چون از طرف مادر از سلسله صربی ” نمانیچ ” بود ، در سال 1377 تاجگذاری و خود را پادشاه صربستان و بوسنی خواند. او گروهی از شوالیه های تحت فرمانش را به متحدش لازار فرستاد تا در مقابل دشمن مشترک جنگ کنند.

دو قشون در دشت کوسوو با هم وارد درگیری شدند. مرکز سپاه عثمانی را مراد فرماندهی می کرد و پسرانش ؛ بایزید قسمت راست و یعقوب ، سمت چپ نیروهای عثمانی را فرماندهی کردند. تخمین زده می شود هزار نفر تیرانداز با کمان در مقابل نیروها ی عثمانی بودند که شامل آزاپها و سپس پیاده نظام می شد. ینی چریها در مقابل و وسط نیروهای عثمانی مستقر بودند. مراد از طرف نیروهای نخبه خود محافظت می شد .
در مقابل در سپاه صربها ؛ لازار در وسط نیروهای صرب قرار داشت و ووک در بخش راست و ولاتکو در سمت چپ فرماندهی نیروها را بر عهده داشتند. در مقابل نیروهای صرب ، شوالیه ها و در پشت سرشان پیاده نظام بودند.
جنگ زمانی آغاز شد که تیراندازان ترک به سمت شوالیه های صرب تیراندازی کردند و بعد این تیراندازی فرمان حمله صادر شد. نیروهای صرب قصد حمله به قشون ترک از سمت چپ را داشتند ولی موفق نشدند و نبرد در تمامی جناح ها در گیر بود.

مرگ مراد در اولین روز نبرد رخ داد. در ابتدای نبردها صربها توانستند به خوبی در قلب قشون ترکها پیشروی کنند و در این پیشرو یکی از شوالیه های صرب به نام میلوش اوبلیچ ، به سلطان مراد رسیده و خنجر زهر آگین خویش را بر پیکر مراد فرو کرد. زخمی که او بر مراد زد موجب مرگ سلطان شد. با این همه ، پسر ش بایزید جنگ را ادامه داد و توانست در نیمه دوم نبرد ، نیروهای صرب را به عقب رانده و تعداد زیادی اسیر صربی بگیرد. در آخر روز تفوق نیروهای ترک مشخص بود. بایزید برای انتقام از کشتن پدرش ، زندانیان صرب را به قتل رسانید.
در ابتدای نبرد و به واسطه کشته شدن مراد ، نیروهای ترک از ائتلاف نیروهای صرب و بوسنیایی متحمل ضرباتی در جناح میانی و چپ شدند ولی بایزید توانست از قسمت راست نیروهای ولاتکو را کناری بزند و در آخر روز تفوق نیروهای ترک بر صرب مشهود بود.
نتیجه جنگ دقیقا مشخص نیست. ترکها در پایان روز ، بخاطر مرگ سلطان ترکها تصمیم گرفتند به آناتولی بازگردند تا به تعیین سلطان جدید بپردازند، مرگ سلطان مانع از آن شد تا ترکها کار خود را ادامه بدهند. هر چند ترکها ، نیروهای صرب را واردار به عقب نشینی کردند ولی نتوانستند بلافاصه کوسوو را تسخیر کنند. بایزید بایستی در پایتخت عثمانی ها تاجگذاری می کرد و نگهداشتن حکومت عثمانی مهم تر از نبرد کوسوو بود. صربها بعد جنگ چون خود را شکست خورده می دیدند ، شروع به جمع آوری خراج برای عثمانی ها کردند. ترکها سه سال بعد اسکوپیه ( اسکوپلیه ) را در سال 794/ 1392 فتح کردند و قلمرو خود را تا مرزهای حکومت صرب و بوسنی گسترش دادند. همچنین بخشهایی از بوسنی به تصرف عثمانیها درآمد. این واقعه به تضعیف پادشاهی صربستان منجر شد و عثمانی ها بعد این واقعه بر کوششهای خود برای فتح بالکان افزودند و درسال 1459 صربستان کاملا تحت اشغال عثمانی در آمد و این اشغال تا چهارصد بعد ادامه پیدا کرد.
از نظر نظامی هر دو طرف متحمل تلفات زیادی شدند ولی تلفات نظامی صربها سنگین تر بودند. شاهزاده لازار دستگیر و سپس به مرکز عثمانی برده و اعدام شد. این جنگ در منابع صربی به عنوان یک اسطوره معرفی و پیروزی معرفی می شود. جایی که شاهزاده لازار ، به عنوان نماد مسیحیت در مقابل عثمانی ها ، یعنی قاتلان مسیح ، ظاهر می شود. از اینرو اسلاوهایی که مسلمان می شوند به عنوان خائنان به مسیحیت شناخته می شوند. در این منابع لازار نماد مسیحیت و فردی است که در میدان شهید شده و در شهادت او نه تنها عثمانی ها ، بلکه نسل ها یی که بعدها می آیند و در طرف عثمانی و قرار دارند و یا مسلمان هستند ، شریک می باشند. لازار در این روایت تاریخی ، یک شاهزاده پیر شکست خورده نیست ، بلکه شاهزاده جوانی است که شهادت او خون به ملت صرب می دمد و این ملت را آسمانی می کند. تاریخ نگاران صرب معتقدند که در جنگ کوزوو عملا صربها پیروز شدند ولی توضیحی ندارند چرا بعد نبرد ، به عثمانی ها باج و خراج دادند تا قلمرو پادشاهی خود را نگه دارند. از سوی دیگر علیرغم برتری ترکها از نیمه دوم نبرد ، مرگ سلطان مراد کار ترکها را ناتمام گذاشت .
اسلوبودان میلوشویچ ، رییس جمهور یوگسلاوی در سال 1989 و در مراسم ششصد مین سالگرد جنگ کوسوو ، اعلام کرد که ملت صرب با نبردهای جدیدی روبرو است که بدون فداکاری ، شهامت و هوشمندی نمی توان در این نبردها مانند نبرد کوسوو پیروز شد. سخنان میلوشویچ در آستانه حمله به کرواسی و بوسنی و هرزگوین نشان می دهد چگونه این واقعه تاریخی دست مایه سیاستمداران صربستان برای تهییج احساسات و وارونه جلوه دادن تاریخ شده است.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close