جنگ و تصوف در بوسنی و هرزگوین

This post is also available in: فارسی (Persian)

طریقتهای صوفیانه و صوفیها از روزهای آغاز تجاوز به بوسنی و هرزگوین ، کارایی و نقش موثر خود را در دفاع مسلمانها نشان دادند. در زمان جنگ ، ذکر دسته جمعی و برگزاری نماز جماعت ، مهمترین انگیزه و عامل تقویت روحیه مسلمانها در جبهه های نبرد بود. صوفیان در سازماندهی مقاومت و جنگ مشارکت فعالی داشتند. در سارایوو ، فرماندهی گردان فاتح به عهده شیخ ذاکر بکتیچ ، رهبر طریقت قادریه بدوی بود. مدحت چلبیچ ، خلیل برزینا ، مصطفی چولاکویچ ، مسعود حاجی میلیچ ، صالح آقا و سایر رهبران تصوف ؛ در شهرهای توزلا ، ویسوکو ، زنیتسا نقش موثری در دفاع نشان دادند. خلیل برزینا فرمانده تیپ هفتم بود. بسیاری از صوفیها با رده های مختلف نظامی در جنگ شرکت داشتند. قلب معنوی سارایوو حاجی مولیچ بود. این استاد اخلاق و مثنوی خوان مرکز توجه جوانان رزمنده بوسنیایی بود. شبها تا دیرقت در زمان جنگ خانه این روحانی سالخورده ازدحام جمعیت تشنه به معرفت دینی بود. حافظ قرآن مولیچ شبها در سخنانش به حافظ ،سعدی و مولوی عمدتا استناد می کرد و از حقیقت وجودی انسان در جهان سخن می گفت. معنویت و سادگی و تواضع تمامی وجودحافظ مولیچ بود.
در مناطقی که تکایا حضور داشتند ، مردم این مناطق و سازماندهی خوبی در جنگ داشتند . و مناطقی که در آن تکیه ای و فعالیت صوفیانه ای نبود ، مردم مقاومت کمی نشان دادند. در شرق بوسنی و در شهرهای کناره رودخانه درینا به جز زورنیک ، هیچ تکیه ای نبود. مساجد هم موقع نماز باز و بسته می شد .نه عقلانیت سیاسی بود و نه معنویت و شناخت دینی . جامعه اسلامی بوسنی و هرزگوین در مناطقی جز شهرهای اصلی ، دارای تشکیلات ضعیفی بود. کلاسها ، سخنرانی ها و انتشارات دینی در جاهایی مانند سارایوو ، توزلا ، زنیتسا و موستار از فعالیت خوبی برخوردار بودند ولی در شهرهای بسیاری با اکثریت صربها نه فضای کافی برای فعالیتای دینی اسلامی بود و نه روحانیون و یا روشنفکران مذهبی مطلعی در این مناطق بود. جامعه اسلامی نقش کمی در بیداری دینی مردم دوره یوگسلاوی داشت و فعایت معدودی از علمای آگاه جامعه اسلامی با بی مهری و طرد و گاه حذف آنها در جامعه روبرو بودند. بیداری دینی در بوسنی محصول فعالیتهای جریان سیاسی دینی جوانان مسلمان بود . با این وجود در جنگ روحانیونی مانند نظیم حلیل اویچ کم نبودند که سلاح به دست گرفتند تا از بوسنی دفاع کنند. بگذریم ازین که روحانیون بورکراتی هم در ایام جنگ به خارج گریختند و سر و کله آنها بعد جنگ پیدا شد. در مقابل روحانیون ، دراویش همت و عزم جدی در جنگ با متجاوزین داشتند. نیروی معنوی جنگ بر دوش دراویش و سازماندهی ذکر و دعاهای دسته جمعی در نوحی مختلف و در بین واحدهای ارتش و مردم بود. روحانیون و سیاسیون نیز اگر فرصتی می یافتند در تکایا جمع می شدند تا حداقل شاهد برگزاری مراسم ذکر باشند. با این وجود این دستگاه روحانیت بوسنیایی بود که بعد جنگ افتخارات را به نام خود ثبت کرد و بتدریج با اعمال فشارها طریقتهای مستقل صوفیانه را به حاشیه راند.
از زمان تجاوز که نقش مهم تعلیمات صوفیانه در تقویت روحیه و استواری رزمندگان در دفاع از بوسنی و هرزگوین مشخص شد؛ تصوف با یک تقاضای ناگهانی و بدون آمادگی قبلی ، عهده دار نقشهای مهمی گردید. پس از جنگ ، بازسازی نهاد تصوف و طریقتها به شکل وسیعی آغاز گردید، بطوریکه نقش تصوف در ارایه معنویت دینی ، مقابله با گرایشهای مبتذل فرهنگی ، مبارزه با افراطی گری و تندروی دینی و تعلیم و آموزش دینی اقشار مختلف اجتماعی بارز است.
بررسی زندگی و مبارزات صوفیها در جنگ ، نشانگر حضور جدی و مهم آنها است. شیخ مصطفی چولیچ ، از شیوخ ویسوکو در تربیت دهها مرید و سازماندهی آنها برای حضور در جنگ تلاش فراوانی داشت و دهها شیخ جوان را تربیت کرد. به عنوان نمونه باید از شیخ حاجی محمد حافظ اویچ ، شیخ نقشبندیه یکی از رهبران صوفی نام برد که در جنگ و در منطقه سربرنیتسا ، سرگرد ارتش بوسنی و هرزگوین بود . وی سال 1980 به امامت مسجد در شهرک زورنیک منصوب شد . شیخ محمد مجلس ذکر را در مسجد بر اساس اصول طریقت نقشبندیه انجام می داد. وی بتدریج دایره فعالیتش را از مسجد زورنیک تا شهرهای دیگر گسترش داد و در مناطقی چون دیویچ ، مقبره شیخ حسن کایمی و سایر مناطق حضور جدی داشت. در اوایل جنگ ، به دلیل حملات ناگهانی صربها به شهرها و روستاها ، وی با همسر و دو دخترش مدتی به خارج رفت ولی نهایتا توانست در اواخر سال 1992 به بوسنی بازگردد و سازماندهی دفاع را در منطقه اطراف سربرنیستا هدایت و رهبری کند. گروهانی که شیخ محمد در توزلا تشکیل داد از مریدان و جوانان مومن بود. شیخ محمد در یکی از سخنرانیهایش در دسامبر 1992 میلادی گفت :” دراویشی که در این گروهان جمع شده اند ، مسلمانانی معتقد می باشند. شما برای دفاع از اسلام ، ولایت بوسنا اینجا جمع شده اید. ما باید در خط اول مبارزه با دشمنان ، در میان سنگرها تکیه های خودمان را بنا کنیم تا جایی برای عبادت ما باشد. مهمترین سلاح ما در جنگ عبادت ما است .” شیخ محمد در ماه می سال 1994 ، در عملیات آزادسازی ولاسنیچ ، به شهادت رسید.
شهید آلمیر سارایلیچ ، یکی دیگر از جوانان مکتب تصوف بوسنیایی و از شاگردان حافظ مولیچ ، معلم وارسته تصوف بود. آلمیر حافظ قرآن کریم و یکی از دهها جوانی بود که با تربیت و ارشاد حافظ مولیچ ، در جنگ حماسه هایی آفریدند. آلمیر پس از عملیات و پیروزی بر متجاوزان صربی ندای تکبیر را سر می داد و اذان می خواند. از رزمندگان دلیر ارتش بود. او برای آخرین بار در زمستان سال 1993 ، در جریان عملیات آزادسازی محله پوفالیچ در شهر سارایوو به سارایوو رسید.
شیخ سنان آرنائوت از زینتسا درزمان جنگ قطب معنویت در بوسنای مرکزی بود. او و وکلایش در واحدهای ارتش و دفاع مردمی حضورزی فعال داشته و نه تنها به تبلیغ می پرداختند خود نیز جزو رزمندگان بودند. در شهر موستار ، سناد میچی اویچ ، صوفی ، نیسنده و پژوهشگر تاریخ معنویت در هرزگوین نقش بسیار فعالی در زمان جنگ ایفا کرد. او به تنهایی حافظ خاطره جمعی بوشنیاکها در این مناطق بود. در توزلا شیح احمد مشیچ ، مثنوی خوان سالخورده این شهر قطب و مرکز معنویت بود. او تربیت شده مکتب مولوی بود و تمامی زندگی اش تدریس مثنوی مولانا بود. خطبه های عرفانی نماز جمعه حافظ مولیچ در مسجد سلطانی سارایوو ؛ الهام بخش رزمندگان بود و صدها جوان با شیفتگی به سخنان او گوش می دادند . ازدحام جمعیت در مسجد سلطانی و سایر مساجد در زمان جنگ بی نظیر بود. شیخ ذاکر بکتیچ از طریق سازماندهی مدافعان ، بطور عملی فعالیتهای انجام داد. جامعه نیز علیرغم جنگ و نبرد با متجاوزین از آرامش و صبر برخوردار بود . پس از جنگ ، روند بازسازی نهاد تصوف وارد دور جدیدی گردید و این امر با تالیف و ترجمه دهها کتاب مختلف در باره عرفان و تصوف ابعاد وسیع و عمیقی بخود گرفت.
نقش بارز تکایا در زمان جنگ چنان بود که مقامهای سیاسی و نظامی ، از تکایا دیدار می کردند. علی عزت بگویچ ، بارها به تکیه چلی گویچ و تکیه های ویسوکو و زنیتسا برای تقویت روحیه جوانان سر می زد. فرماندهان ارتش و پلیس ، از دراویش و سخنرانان مذهبی در واحدها و یگانهای خود استفاده می کردند. حضور گسترده صوفیها در جنگ ، یکی از نشانه های بارز جنگ و مقاومت اخیر بوسنی و هرزگوین است. یکی از نکات مقاومت مردم بوسنی و بویژه تکایا و جامعه اسلامی ارتباطی بود که در جریان کمکهای مهم و حیاتی ایران با ایرانی ها حاصل شد. مربیان نظامی ، کارمندان سازمانهای انسان دوستانه و هلال احمر و مبلغین دینی اعزامی از ایران با تکایا ارتباطی قوی ایجاد کرده بودند. این پیوندها به شناخت بیشتر دراویش از تحولات داخل ایران ، تصوف و عرفان ایرانی و تفکرات جدید منجر گشت. شناخت بهتری که در تکایا بوجود آمد ، البته بخاطر روحیه باز دراویش و محبت به اهل بیت ع و شیفتگی به عرفان ایرانی و بزرگان آن بود. برای دراویش بوسنیایی حافظ ، عطار ، سعدی و مولوی به عنوان اولیا الله شناخته می شدند. برای صوفی ها امام خمینی یک احیاگر دینی ، مجدد و بیشتر از همه صوفی و عارفی بی نظپر بود. افتخار اکثر شیوخ این بود که در دهه 80 میلادی عکس امام را در خانه نگه می داشتند. شیخ مدت چلبیچ از یک زن صوفی به نام خانم ربیعا ، نقل می کند. در سال 1977 میلادی یک سال پیش از پیروزی این انقلاب خانم ربیعا خوابی برای ایشان نقل کرد. در این رویا او نقل می کرد که در ایران یک نور بزرگی در حال شکل گیری است و تمامی نورهای عالم به آن سمت می رود. شیخ مدحت می گوید ما در زمان پیروزی انقلاب اسلامی می دانستیم این انقلاب و امام خمینی ، انقلاب نور است. او می گوید تلقی اکثر شیوخ این بود که انقلاب اسلامی تحول بزرگ دینی و سیاسی به نفع همه مسلمانان جهان است.
معنویت تکایا و شیوخ برگرفته از منابع دینی قرآن ، احادیث و کتابهای صوفیانه دیوان حافظ ، گلستان سعدی ، فصوص و فتوحات ابن عربی و مثنوی مولوی بود.

سعید عابدپور

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close