“دیوار زنده” و پدیده ایوان پرنار در کرواسی

This post is also available in: فارسی (Persian)

در سال 2012 زمانی که پلیس کرواسی در شهر زادار به دنبال اجرای حکم اخراج خانواده وکولیچ از آپارتمان خویش بود ، بیست و چهار نفر از شهروندان مانع اجرای حکم شدند. این عده خود را دیوار زنده ای در مقابل تصمیم پلیس شدند و این عنوان بعدا تبدیل به یک حزب سیاسی شد. علت حکم اخراج خانواده وکلیچ از منزلشان بدهکاری بانکی و مالیاتی بالغ بر 288 هزار کونا ( 40 هزار یورو ) بود. بعد این ماجرا تمامی بیست و چهار نفر برگه جریمه از پلیس دریافت کردند. چند ماه بعد این عمل حزب سیاسی دیوار زنده živi zid تاسیس یافت. هدف اصلی تاسیس این حزب مبنی بر مخالفت با نظام مالی وابسته و تحمیلی و غیر مستقل است، نظامی که بر اساس سیستم بهره کار می کند. در کرواسی عامل اخراج بسیاری از خانواده ها از منازلشان عدم توانایی مالی در بازپرداخت وامهای بانکی است. حزب دیوار زنده از اینرو یکی از جریانهای سیاسی ضد جهانی شدن و ضد حاکمیت نظام سرمایه داری است.
حزب دیوار زنده کرواسی بر هدف تقویت حاکمیت ملی در مقابل نفوذ مالی خارجی ، نظارت دولت بر فعالیت بانکها در راستای منافع ملی و مردم ، مبارزه با اختلاس و فساد ، بررسی دوباره روند خصوصی سازی رو بازگرداندن اموال دولتی ، اصلاح سیستم قضایی ، خروج از ناتو و اتحادیه اروپا ، اتخاذ سیاست خارجی بی طرف ، همه پرسی در موارد مهم ، ترویج ارزشهای اخلاقی و مسیحی ، حمایت از سرمایه های کوچک ، احیای اقتصاد از طریق تقویت پول ملی و افزایش تولید و صادرات ، بهداشت و آموزش رایگان ، قطع مالیات بر رادیو و تلویزیون دولتی و موارد دیگر مهم استوار است.
برخی جنبش دیوار زنده را یک جنبش پوپولیستی می خوانند و در موفقیت این حزب تردیدهایی دارند. در بسیاری موارد دیوار زنده بیانگر دیدگاههای مردم نسبت به سیستم فعلی سیاسی و اقتصادی کرواسی است. سیستمی که بیشتر مشروعیت خود را در پیوند با ناتو و اتحادیه اروپا تعریف کرده و بخاطر این مساله حمایت از منافع ملی کرواسی با ضعف هایی همراه است. تعطیلی بنگاههای بزرگ تولیدی، خصوصی سازیهای مشکوک با هدف از بین بردن تولید ، فساد و اختلاس در سیستم دولتی و موارد دیگر از جمله ضعف های کنونی کرواسی است.
در انتخابات مجلس کرواسی به سال 2015 ، حزب دیوار زنده با کسب 94808 رای توانست ایوان ولیبور سینچیچ ، پرنار و بونیاتس را روانه مجلس کند. موسس حزب ایوان پرنار ، دبیر حزب تیهومیر لوکانیچ و رهبر حزب ایوان ولیبور سینچیچ می باشند. اخیرا با توجه به انتخابات 2019 حزب دیوار زنده موفق شد تا سهمیهاذرسال یک نماینده را به مجلس اروپا کسب کند. ولی عدم توافق بر این که چه کسی از طرف دیوار زدنه به مجلس اروپا برود موجب اختلاف بین ایوان پرنار و تیهومیر لوکانیچ شده است. این اختلاف موجب شده تا ایوان پرنار و برانیمیر بونیاتس از حزب جدا شوند و متقابلا حزب دو نفر را به نام خانم اسنیژنا سابولاک و دامیان وچلیک را به جای دو نفر نماینده دیگر روانه مجلس نمایندگان کند.
در بین اعضای دیوار زنده ایوان پرنار 35 ساله سخنورترین آنها است. وی با برانیمر بونیاتس حزب نوینی راتاسیس می کند. پرنار از اعضای شاهدان یهوه ، جنبش تبلیغی مسیحی است . علیرغم این که تحصیلات رسمی پرنار دیپلم دبیرستان است ، آگاهی شناخت و مطالعه و قدرت بیان او موجب شده تا تبدیل به یک شخصیت جنجالی سیاسی شود.. پرنار در باره نفوذ فراماسونرها در دولت و مجلس سخن می گوید . از لزوم خروج از ناتو و از مشارکت بیهوده کرواسی در این اتحادیه نظامی و از ارسال سلاح و تجهیزات تو.سط دولت کرواسی به گروههای تروریست در خاورمیانه و از بی اختیاری و بی تحرکی سیاستمداران سخن می گوید. . وی می گوید بیان حقیقت اکنون رسالت ما است. زندگی امری گذران است و ما باید به وظیفه خود یعنی دفاع از حقیقت بپردازیم. مرگ سرانجام محتوم هر فردی است ولی باید ایستاد ، برای آزادی جنگید و از بیان حقیقت نترسید. برخی از مواضع او در سالهای اخیر به شرح زیر نقل می شود :
– وظیفه و رسالت دولت و ارتش کرواسی حفاظت از مرزها و تامین امنیت است. کرواسی حق ندارد به جایی نیرو بفرستد که اصلا طرف دعوا نیست و دخالت در مورد یک کشور دیگر می کند. این اعزام نیرو نتیجه بندگی دولت کرواسی به واشنگتن و بروکسل است. این امریکا است که می خواهد با روسها درگیر شود و از کشور ما استفاده می کند. این همه تبلیغات علیه روسیه ، دروغین و ناروا است. روسیه به دنبال تسخیر منطقه ما نیست.
– ما چه سودی از عضویت در اتحادیه اروپا داریم ؟ به جز حق پرداخت عضویت چند صد میلیونی در اتحادیه ، ما چه سودی از عضویت در اتحادیه داشته ایم؟ ما امروز تعداد افراد شاغل ما در تولید و صنعت کمتر از زمانی است که وارد اتحادیه نشده بودیم. در بخش کشاورزی نه تنها به بازارهای جدیدی راه نیافتیم بلکه تولید کشاورزی ما هم کمتر شده است. آیا یک نشانه مثبت وجود دارد که بگویم با ورود به اتحادیه اروپا می توانیم بدان مباهات کنیم. تنها چیز سالیانه خروج بیش از صد هزار جوان از کرواسی به کشورهای اروپای غربی است و این دستاورد عضویت ما در اتحادیه اروپا می باشد.
– سیاست کرواسی در طی 25 سال گذشته سیاست بردگی در مقابل قدرتهای بزرگ را انتخاب کرده است. آنهایی که در باره وطن دوستی صحبت می کردند اینها مجری قدرتهای بزرگ بودند و اینها حاکمیت کشور ما را در مسایل داخلی و خارجی تضعیف کرده اند. همه روزه مردم ما به غرب می روند. چه کسانی مسوول وضعیت کنونی هستند.
– مشکل بنیادی کرواسی ، سیاست مالی بانک مرکزی کرواسی است که نه سیاستش مردمی و نه دولتی است. این بانک در خدمت سیاست بانکهای دیگر جهان می باشد. پولی که ما در بانکها داریم ،بانکهای دولتی و یا خارجی به ما وام می دهند با بهره مشخص. ما اکنون در وضعیتی هستیم که قدرت پرداخت بهره بانکها را نداریم. بانک مرکزی قدرت کامل بر اجرای سیاستهای بانکی خود را ندارد و باید به واشنگتن و بروکسل گوش بدهد. زمانی که دولت حاکمیت کامل بر بانک داشته باشد ، رابطه بین مردم و بانکها بهتر می شود. سرمایه داری جهانی اجازه نمی دهد تا کرواسی چنین حقی را داشته باشد. مردان دولت همگی بنده قدرتهای بزرگ شده اند و حق تغییر سیاستهای مالی را ندارند. بانکهای خارجی اکنون با بهره های بالا پول وام می دهند و مردم هم می دانند قدرت پرداخت این بهره های بالا را ندارند و از اینرو بتدریج اموال خود را از دست می دهند.
– من دوستدار بوسنی بخاطر ماهیت چند ملیتی و چند قومی آن هستم. سیاستمداران بوسنیایی بجای پرداختن به حل مشکلات مردم مرتبا یکدیگر را متهم می کنند. اینها کاری به مسایل بنیادی ندارند و مردم نیز ساده هستند. مشکل اولیه بوسنی این است که غرب فردی را به نام نماینده جامعه بین الملل گذاشته که بالاتر از قوانین و نهادهای بوسنیایی است. مشکل اساسی این است و این فرد به جای متوجه ساختن نهادهای قانونی ، نقش حفظ منافع غرب و منافع بانکها ی خارجی دارد.
– مشکل بوسنی ، کرواسی و صربستان یکی است. در این کشورها سیاست مستقل مالی وجود ندارد. دولت همه ساله از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول وام می گیرد و در این در حالی است که بانک مرکزی باید محلی باشد که وام در اختیار بانکهای دولتی قرار دهد. ولی غرب این اجازه را نمی دهد.
– رابطه روسیه و امریکا در صحنه جهانی با دوستان خود متفاوت است. سیاست امریکا ، ایجاد بردگی ، تقلیل حاکمیت ملی بویژه در امور مالی و استفاده از کشورها در جهت اهداف استعماری خودش است ولی روسها رابطه برابر با سایر دولتها دارند. آنها می گویند ما حاکمیت ملی خودمان را داریم و متعرض کشوری نمی شویم.
– علت حمله امریکا به عراق در این نکته بود که صدام حسین گفت از این به بعد نفتش را به ارز دیگری غیر از دلار می فروشد. اکنون ارزش دلار با نفت تعیین می شود و از اینرو برای امریکا غیر قابل قبول بود که عراق با این تصمیمش به تزلزل دلار کمک کند. وضعیت لیبی و سوریه نیز چنین است. امریکا با کمک اسراییل علیه سوریه عمل کردند . تمامی تلاش امریکا به بندگی کشاندن جهان است.
– اگر روسیه در سوریه مداخله نکرده بود ، اکنون شاهد بمباران دمشق توسط امریکا بودیم و پرچم داعش نیز در این کشور به اهتزاز درآمده بود. روسیه نقش مثبتی را ایفا می کند. امریکا طالبان را به قدرت در افغانستان رسانید و بعد هم امریکا به بهانه مقابله با طالبان به خاک این کشور تجاوز کرد.

سعید عابدپور

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close