جامعه سکولار ، جامعه مدنی و جامعه دینی در بوسنی و هرزگوین

This post is also available in: فارسی (Persian)

انس کاریچ
استاد دانشکده علوم اسلامی سارایوو

مفاهیم سکولاریسم ، جامعه سکولار و حکومت سکولار و غیره اکنون تبدیل به چالشهای جوامع مسلمان شده است . ما وظیفه فهم و پاسخ به این مفاهیم را داریم. در برخی موارد ما آگاهی به محتوا و اهمیت این مفاهیم نیستیم و سطحی آنها را می فهمیم. در بوسنی و هرزگوین همه در باره مفهوم جامعه سکولار متفاوت فکر می کنند . برخی از دینداران ناآگاه فکر می کنند که این مفهوم یعنی مترادف با ضد خدایی و جامعه بدون خدا است . کمونیستهایی از نسل قدیمی فکر می کنند که این سیستمی است که دیانت و دین را تحت یک نظارت دقیق می گذارد ، و دین را به حداقل تقلیل می دهد. همینطور وقتی می گوییم جامعه دینی در بوسنی و هرزگوین ، در آن زمان تفکرات مختلفی در باره آن می توان کرد. به عنوان نمونه می توانیم تصور کنیم که جامعه دینی شامل سلسله مراتب نهادهای دینی از مدارس ابتدایی تا سلسله قدرت مذهبی ، سازمانهای دینی ، انجمنها و رسانه ها است .
جامعه دینی ، از طریق سلسله مراتب و نهادهای درونی به مواجه با مسایل بیرون از آن جامعه می رود . لذا وقتی عبارت جامعه دینی در بوسنی و هرزگوین را بکار می بریم ، آن وقت می توانیم فکر کنیم که ما مسلمانها ، ارتدوکسها ، کاتولیکها و یهودیها براساس باور به اصول دینی مان در درون جامعه دینی زندگی می کنیم . این مفهوم به این عنوان نیست که نمی توانیم به صورت فردی مستقل در تنهایی خویش ، یا در میان خانواده و یا در حلقه دوستان بر اساس باورهای خود زندگی کنیم . البته ما به عنوان یک موجود اجتماعی ، دین خود را در تعامل و تماس با دیگران تجربه می کنیم .
بنابراین جامعه دینی در درون خود از سلسه مراتب ، تنوع ، طبقه بندی ، سطح بندی برخوردار است که در تماس با واقعیتهای درون و بیرون شکل می کیرد. لذا جامعه دینی می تواند در اشکال مختلف چه به شکل فرهنگی ، فولکولوریک ، تمدنی و حتی سیاسی مطرح گردد. گرچه گفته می شود که جامعه دینی بوسنی و هرزگوین غیر سیاسی است ، ولی این جامعه دارای سنگینی سیاسی است که تنها محصول روندهای امروزه نیست .
این مفهوم جامعه دینی به این مفهوم است که ما امروز در بوسنی و هرزگوین با نوع دیگری از جوامع روبرو هستیم که لزوما نوع دیگری شکل بندی اجتماعی است و ناشی از نوع دیگری سازمان بندی اجتماعی مثل مفهوم جامعه سکولار است. مفهوم جامعه سکولار ، مفهوم دیگری است که باید ببینیم جامعه دینی در مقابل این مفهوم در چه جایگاهی است .
وقتی می گویید ” جامعه دینی بوسنی و هرزگوین و جامعه سکولار ” ، فکر نمی کنم که اینجا جامعه سکولار در مخالفت با جامعه دینی بوسنی و هرزگوین است . بنظر من اینجا جامعه دینی و جامعه سکولار به مشارکت خوانده می شوند. این ” و” که این دو مفهوم را به هم وصل می کند ، مفهوم وصل را در جمله ” جامعه دینی بوسنی و هرزگوین و جامعه سکولار ” دارد. لذا در اینجا ” و” از همه مهمتر است . آن پیوند می دهد یا فارق بین دو مفهوم است . این برای ما خوشایند نبود که به عوض ” و” حرف و کلمه ربط ” یا ” را می داشتیم . ما باید عادت کنیم که در بوسنی و هرزگوین جامعه دینی و جامعه سکولار را در مشارکت و همکاری ببینیم . پس همه این ” و ” ها که جامعه سکولار را به مفهوم سکولاریسم و جامعه دینی ربط می دهند ، برای ما لازم و ضروری است . ولی ” یا ” نقش منفی و جدا کننده ای در بین این مفاهیم دارد.

عنوان جامعه دینی و جامعه سکولار در بوسنی و هرزگوین ، به ما امید و باور می دهد به این که در بوسنی و هرزگوین ، مشارکت بین جوامع دینی است و مشارکت این جوامع دینی با دولت سکولار. چون ما امروز از عنوان جامعه دینی در بوسنی و هرزگوین و جامعه سکولار استفاده می کنیم ، من فکر نمی کنم که این مفهوم و کلمه جامعه سکولار در برگیرنده اشتباهی باشد.
بیاد بیاوریم که امروزه در جهان ، کشورهای زیادی وجود دارند که دین را از دولت جدا می کنند. دراین کشورها ، دین دولتی هم وجود دارد. البته دولتهای هم است که دین را به رسمیت می شناسند و یا به رسمیت نمی شناسند. بوسنی و هرزگوین امروزه در وضعیت الیتام زخمهای ناشی از جنگ است و خود را با توجه به قانون دولت و جامعه سکولار آماده برای ورود به اتحادیه اروپا می کند. این را قانون مصوبه مجلس مبتنی بر ” آزادی دین و موقعیت حقوقی کلیسا و جوامع دینی در بوسنی و هرزگوین ” اثبات می کند.
در بین ما ، بعضا تفسیر و برداشتهای نادرستی از سکولاریسم وجود دارد که ناشی از عدم اطلاعات و عدم برداشت صحیح از وضعیت جوامع سکولار اروپای غربی است . قائلین به این برداشتها معتقدند که سکولاریسم به مفهوم ضد دینی و حتی به شدت ضد دینی است . این نوع برداشت نادرست را می توان در بین بنیادگراهای سکولاریست هم پیدا کرد. لذا این خوب است که ما معتقدان به دیانت ، تلاش خود را برای ارایه برداشتهایی بهتر از سکولاریسم و جامعه سکولار ارایه دهیم . برداشتهای نادرست به مقدرار زیادی بر افکار عمومی تاثیرات منفی می گذارند.
سکولاریسم بر اساس تعریف آن ، به مفهوم سکولار بودن در ارتباطات عمومی در اروپای غربی ، نشانه مهم جوامع این کشورها ، سیستم های اجتماعی و به مفهوم غیر کلیسایی و غیر دینی است . لذا سکولاریسم محیطی است که در آن فعالیتهای اجتماعی از طریق نهادهای کلیسای و دینی و یا سلسله مراتب دینی و از طریق فتاوای امامان و مفتی ها انجام نمی گیرد.
اجازه بدهید تا به علت اهمیت موضوع ، با زبان ساده ای به بیان این مشکل بپردازم . دولت سکولار و جامعه سکولار بطور کلی در زمینه ها و حوزه های نیازهای عمومی شهروندان به فعالیت می پردازند که شامل ارتباطات ، اقتصاد ، بهداشت و درمان ، آموزش و غیره می شود. جامعه سکولار با این موارد به شکل ظاهریشان از سایر امور و راهکار جدایی آنها از کارکردشان می پردازد. جامعه و دولت سکولار در همه این موارد فوق حق هدایت ، قانونگذاری ، قضاوت و تشویق و تنبیه را دارند. حقوقی که در جامعه سکولار اجرا می شود ، بر اساس عدالت تعریف شده است در اغلب موارد این قوانین بر اساس معنویت دینی بنا نشده است.
در تمامی حوزه های که جامعه و دولت سکولار فعالیت می کنند ، در آن تمامی مردم مشارکت دارند ، بدون توجه به این که به کدام دین ، ایدئولوژی و آئینی متعلق باشند. در حالت ایده آل ، جامعه سکولار هیچگاه تبعیض بر اساس نژاد ، رنگ ، خون ، نسب ملت و طبقه اجتماعی روا نمی دارد . جوامع دینی می توانند انتقادات خود را علیه سکولاریسم در ذیل آن ابراز کنند ، مثلا علیه استعمال آزادنه الکل ، سقط جنین ، استعمال مواد مخدر ، نمایشهای عمومی همجنس بازها و غیره سخن گفته و زبان به انتقاد بگشایند ؛ ولی این انتقادات همه حالت صرفا اخلاقی دارد و تاثیرگذار در جامعه به منظور ارایه قوانین بهتر . انتقادات یک کارکرد مهم و حفظ جامعه دین باوران را دارد. اگر جامعه سکولار در حالت ایده آلی آن ، که تبعیضی در بروز همه ابعاد آزادی انسانی روا نمی دارد و آزادی اعتقاد به خداوند را روا می دارد ، در نظر بگیریم ، این جامعه اجازه بیشتری برای ” دین بیشتر ” می دهد. امروز در جوامع غربی ، اجازه به جوامع دینی داده است که فعالیتهای خود را به صورت آزادانه انجام دهند. من از دانشگاههای دینی ، دانشکده ها ، بیمارستانها ، انجمنها ، رسانه ها ، هتلها ، رستورانها و سایر نهادها و موسسات اجتماعی در این کشورهای سکولار دیدار کرده ام. همه اینها نشانگر فعالیت مثبت اجتماعی و مشارکت جوامع سکولار و دینی است .
جامعه دینی در بوسنی و هرزگوین ، نباید از پدیده جامعه سکولار وحشت داشته باشد. این جامعه سکولار به شکل وسیع ، ریشه دار ، با احتیاط ، معقول در کشورهای اروپای غربی از 55 سال قبل تاسیس شده است . در این کشورها ، جامعه سکولار و دولت سکولار به معنای ضد دینی و ضد خدا نیست . بلکه در این جوامع حکومت نسبت به همه جوامع دینی حالت مساوی و یکسانی دارد و حکومت خود را صرفا در مقابل شهروندان مسوول می بینند.
جامعه سکولار ، حداقل از 55 سال قبل به این طرف به مفهوم ضد دینی و ضد خدایی نیست . او را نباید به این شکل نگاه کرد. به عکس ، جامعه اروپایی بعد از جنگ دوم جهانی خود را بطور مثبت و همدلانه ، جامعه باز و واقع گرا است . این جامعه بطور واقع گرایانه ای عرصه بازی برای ادیان مهیا کرده است و حتی این جوامع با حالت مثبتی با تفکرات و گرایش های نوین دینی برخورد می کنند. در بوسنی و هرزگوین خیلی مهم است که نهادهای سکولاری تاسیس شوند و یا بازسازی شوند که تبعیضی بین شهروندان بخاطر تفاوتهای دینی ، قومی ، تاریخی اعمال نکنند. بدینگونه سنت اصیل بوسنیایی احیا می شود که در آن شهروندان ، به جامعه ای متعلق اند که بدون در نظر گرفتن جنس و قومیت و رنگ پوست ، به آنها اجازه مشارکت کامل را می دهد. بدون این که توجه داشته باشیم این شهروندان متلق به یک جامعه دینی هستند و یا نیستند.
ما مفهوم پلورالیسم را در کنار مفهوم جامعه سکولار نیز داریم. این مفهوم در پاسخ به نیاز ما به آن ایده ال یعنی نیاز مشترک اجتماعی مان ” بازسازی جامعه بوسنیایی ” قرار دارد. نیاز است که در این جامعه همه مشارکت کنند ، چرا که این جامعه بوسنی و هرزگوین است و همه نیاز دارند بدون توجه به این که به کدام دین و مذهب تعلق دارند ، و بدون در نظر گرفتن ملیت آنها ، جامعه ای بر اساس مفهوم سکولار – مدنی شکل گیرد. این همانی است که در قانون آزادی ادیان و موقعیت قانونی کلیسا و نهادهای دینی آمده است .
اینجا نباید این سوال ” کدام سکولاریسم ” را فراموش کنیم . همچنان که جوامع سکولاریستی ، پدیده های آنی نیستند ( این پدیده در نقاطی رخ داده که در آنجا دارای تجربه دینی غنی بود ) . پدیده سکولاریسم همیشه در طول تاریخ در یک وضعیت فرهنگی و تمدنی و بر اساس نیازها و تقاضاهای آن جوامع رخ داده است . یک نفر غربی ، سکولاریسم ترکیه مدرن را به عنوان حفظ ” اسلام اجتماعی ” می بیند و این همان احساسی است که یک شهروند فرانسوی با سکولاریسم برخورد می کند و آن را نوع ” کاتولیسم اجتماعی ” می بیند.
این سوال باقی می ماند که جامعه دولت سکولار در بوسنی و هرزگوین ، که در آن کرمها یک شبه به هزاران پروانه رنگین تبدیل می شوند ، اجازه آن را می دهد تا جامعه دینی بتواند به انتقاد از مسیرهای غلط و نادرست بپردازد؟ در اینجا دیگر بحث از مسلمان ، ارتدوکس و کاتولیک و یهودی نیست . در اینجا همه بطور آزادانه مجاز و مختارند تا از طریق وسایل ارتباط جمعی به انتقاد اجتماعی بپردازند. همه ما نیاز به مشاکت در جامعه ، ابراز دیدگاههای انتقادی وپیشنهادات برای بهتر شدن جامعه داریم.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close