Trending

اسلام گرایی در بوسنی و هرزگوین

This post is also available in: فارسی (Persian)

تفکر دینی و سیاسی در بوسنی و هرزگوین تحت تاثیر تحولات ژئوپولتیک و جهان بینی بسته اسلام گرایی نوع اخوان المسلمینی قرار دارد. البه گرایشهایی به وهابیت و گروهای دیگر سلفی دیده می شود ولی هسته اصلی گرایشهای سیاسی و دینی به سمت اخوان و مدل ترکیه است. مسلمانان بوسنیایی از نظر دینی خود را در چارچوبهای اسلام عثمانی می بینند. مهمترین مشخصه جریان اسلام گرای بوسنیایی که از ملادی مسلمان تا حزب اقدام دموکراتیک و جامعه اسلامی را شامل می گردد تاثیر عمیق این جریان از اخوان المسلمین است. گرایشهای اخوانی غالبا رفتارهای سیاسی و دینی مسلمانها را تعیین می کند و این امر خود موجب تاخیر در همکاری و مشارکت بین اقوام موجود بوسنی و هرزگوین را فراهم می سازد.

اسلام گرایان بوسنیایی هیچگاه نتوانستند رابطه خود با اندیشه های شکیب ارسلان ، قطب ، حسن بنا وسایر نمایندگان جریان اسلام گرای سنی را قطع کنند. توجهی که این جریان به انقلاب اسلامی ایران نشان داد به دلیل تغییر ژئوپولتیک اسلام بعد وقوع انقلاب اسلامی ایران و تحت فشار کمونیستی بود. در سالهای دهه 60 امواج انقلاب به سرعت به بوسنی رسید ، تاثیرات فکری و نهضتی انقلاب برجمعیتهای مسلمان محصور در کمونیبسم قابل توجه بود. اقبال علی عزت بگویچ به انقلاب اسلامی ایران و همفکران او به خاطر بن بستهایی بود که اندیشه اخوانی داشت و هیچگاه راهکاری مانند مدل انقلاب اسلامی ایران برای کسب قدرت را تجویز نمی کرد. اخوانی ها به دلیل غلبه تفکر سنتی سیاسی اهل سنت نتوانستند از راه حلهای صلح آمیز به هدف برسند. تفکر اخوانی به همین دلیل زمین گیر بود و بعدها رویکرد به خشونت سازمان یافته رهیافتی برای خروج از بن بست سیاسی گردید. حضور صدها سازمان نظامی سنی نظیر داعش ، القاعده ، نئوبندی ، طالبان ، بوکوحرام و غیره ریشه در تفکرات اخوانی و وهابی قرار دارد.

عامل ژئوپولتیک ایران در بوسنی و هرزگوین تا چند سال بعد جنگ قوی بود ولی با فروکش کردن احساسات دوران جنگ ، بازگشت به اندیشه های سلفی و وهابی در جامعه اسلامی و حزب اقدام فزونی گرفت. بستر فرهنگ دینی و سنتی بوسنیایی نمی توانست با مدل انقلاب اسلامی و تشیع رابطه تنگاتنگی داشته باشد. انقلاب اسلامی ایران و مدل رابطه دین و سیاست ایران برای اسلام گرایان بوسنیایی جذابیت نداشت ، چرا که این مدل برگرفته از تشیع و رابطه بین رهبری و مردم و ناشی از اعتقادات شیعی امامت بود. این امر تا حد زیادی طبیعی بود. اندیشه سیاسی اهل سنت بر محور اندیشه خلافت شکل گرفته و این اندیشه ، تفکر امام خمینی و انقلاب اسلامی را تا حد زیادی خروج از اندیشه سنتی اسلامی می دانست. به جز گروههای کوچکی از دراویش بوسنیایی و اعتقاد به ولی و امام ، جامعه اسلامی و احزاب سیاسی مسلمان به دنبال ایدئولوژی متناسب با تفکر اهل سنت ( مذهب حنفی ، مکتب ماتریدی ) بودند و این امر می تواند توجیهی به گرایشهای اسلام بعد از جنگ بوسنی و هرزگوین به سمت اندیشه سلفی باشد. اسلام گرایان بوسنیایی به مدل اخوانی به عنوان راه حل بینابین بین تشیع و وهابیت نگاه کردند و به دنبال تحکیم این دیدگاه رفتند.

از سوی دیگر سیاست امریکا برای مواجهه با ایران به سمت حمایت از گروههای اسلام گرای سنی افراطی تمایل یافت. امریکاییها هر چند آگاه از مخاطرات همکاری و کار با افراطیون تند سنی بودند ولی برای مقابله با ایران و ژئوپولتیک آن این مخاطرات را پذیرفتند. تقویت اسلام گرایی سنی در بالکان و از جمله بوسنی و هرزگوین سدی در مقابل پیشرفت ژئوپولتیک روسیه بود و امریکا برای موجه ساختن حضور خود در بالکان ، نیاز به این پایگاه بومی ضد روسی و ضد کمونیستی داشت. در فروپاشی یوگسلاوی احزاب ناسیونالیست قومی و افراطیون دینی هر دو به سهم خود نقش موثری ایفا کردند .

اگر به رفتار و عملکرد معمر زوکورلیچ ، مفتی سابق سنجاک و نماینده کنونی مجلس صربستان بنگریم ، حضور عنصر ضد ارتدوکسی ، اسلام گرایی خشن و حمایت امریکا را در دیدگاههای وی مشاهده می کنیم. زوکورلیچ نماینده تمام عیار اسلام گرایی سنی خشن در سنجاک صربستان است. فردی که به مدد سرمایه اعراب ، امپراطوری کوچکی در نووی پازار بهم زده و خار در چشم صربها است. همین زوکورلیچ در نهان پیوندهایی با احزاب رادیکال صربستان دارد.
پیشتر مصطفی سریچ ریییس العلمای سابق بوسنی و هرزگوین بعد از فوت علی عزت بگویچ در سال 2003 میلادی ، نقش فعال تری را برای کسب رهبری سیاسی و دینی بوشنیاکها بر عهده گرفت. او در طی این سالها بارها از طرف نهادهای غربی مورد تشویق و حمایت قرار گرفت و حداقل سعی کرد سیاست نزدیکی ظاهری به غرب و گرایش عمیق به اعراب را دنبال کند.او که گرایشهای خود از سمت ایران را به سمت عربستان ، قطر ، کویت و امارات تغییر داده بود ، حمایتهای کافی مالی را کسب کرد و فضا را از نظر نهادینه و فکری برای گسترش وهابیت و سلفی گری گشود. سیاستهای او بوسنی را به یکی از کانونهای مهم تفکر وهابی و اخوانی در بالکان تبدیل ساخت. سریچ مهره مهم اعراب در منطقه بود ولی با انتخابات جامعه اسلامی و عدم توفیق وی برای مادام العمر سازی ریاست ، نقش وی به مقدار بسیار زیادی کاهش یافت. او همچنان یکی از مهره های مورد اعتماد اعراب حساب می شود.

یکی از مهمترین نقاط اشتراک اسلام گرایان اخوانی و از جمله نمونه های بوسنیایی آن ، مخالفت با تشیع به عنوان عنصر افراطی می باشد. اسلام گرایان ماهیتا دیدگاه تشیع را به عنوان اندیشه انحرافی از سنت مورد بررسی قرار می دهند. در این بین مصطفی سریچ کمتر به طرح علنی این موضوع پرداخته است و او هیچگاه شخصا چنین موضع یرا علیه تشیع نگرفت . حملات علیه تشیع و در حقیقت علیه ایران از جانب کادرهای جامعه اسلامنی یا دانشکده اسلامی در گذشته توسط جمال الدین لاتیچ ( دوست سابق ایرانی ها ) ، انس کاریچ ، محافل سنتی بوسنیایی ، سایتهای اینترنتی نظیر صف ، اسلام بوسنا و غیره در دوران بعد از جنگ تاکنون بیان شده است. مهمترین تغییر در تفکر سیاسی مسلمانان بوسنیایی نسبت به ایران مساله سوریه بود. با سوریه ، دوستان دوران جنگ و علاقمندان به ایران بتدریج با مواضع ایران فاصله گرفتند. فعالان مسلمان با همدلی از جنبش ها و حرکتهای ضد حکومت بشار اسد با شدت هر چه تمام تر وارد گفتمان اخوانی ترکیه شدند. ترکیه با مساله سوریه توانست در بالکمان ، قفقاز و آسیای مرکزی همدلی و مشارکت جوانان را برانگیزد و برای ارتش شورشیان مخالف حکومت بشار اسد نیرو جمع کند.

یکی از عوامل تضعیف گفتمان ایران در بالکان و بویژه بوسنی و هرزگوین تناقض در ارایه پیام و محتوای ارتباط فرهنیگ و دینی ایران با این مناطق است. فعالیتهای فرهنگی، دینی و سیاسی کشورمان در این متاطق دارای یک وحدت گفتمانی نیست. از سوی به درستی تاکید بر وحدت دینی و همبستگی سیاسی داریم و در این باره نیز همواره صادقانه به دفاع از مسلمانان بالکان و بویژه بوسنی پرداخته ایم. ولی از سوی دیگر برخی گروههای طرفدار ایران با علاقه به دنبال ترویج تفکر شیعی در بالکان هستند و گاه نیز دجار افراط می گردند و در اینترنت به تفاوتها و تضادها با گروههای افراطی دامن زده و این شبهه ایجاد می شود که تشیع عنصری افراطی است. متاسفانه در بین نهادهای اسلامی عناصرافراطی به خوبی حضور دارند. چندی قبل با نظارت جامعه اسلامی در توزلا ، همایشی برای امامان مساجد با عنوان خطر افراطی گری برگزار شد و در این همایش به نقش مخرب وهابیت و تشیع اشاره شد.
با این تبلیغات و دلارهای عربی هدف ضربه زدن به جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه است. از اینرو هر نوع تبلیغ تشیع در این شرایط به مصلحت سیاسی ایران در بالکان نیست و موجب واکنش ها و تحریک افراطی ها و نهادهای اسلامی می شود. ماهیت فعالیتهای دینی و فرهنیگ بایستی به سمت تاکید بر اشتراکات دینی ، فرهنگی و تمدنی باشد .

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close