اسلام قبل از ورود عثمانی ها در بالکان

This post is also available in: فارسی (Persian)

شفکو عمر باشیچ

 

بسیاری بر این تصورند که حضور اسلام در بالکان از زمان ظهور نیروهای ترک عثمانی آغاز شد. منشا این تصور ، حرکت عثمانی ها در بالکان از اواخر قرن چهاردهم(1384میلادی ) می باشد. ورود اسلام به مناطق مختلف بالکان تحت تاثیر سه جریان تاریخی است. نخست ورود اسلام از اندلس و سیسیل به سمت مناطق حاشیه دریای آدریاتیک در قرنهای 9 تا 13 میلادی. دوم ورود اسلام به بوسنی و کرواسی از طریق مجارستان و تحت تاثیر فعالیت اسماعیلی ها. سومین جریان نیرومند فعالیت دراویش ، مبلغین دینی و تجار از سمت شرق بالکان است که به مدت دو قرن تا ورود عثمانی ها را در برمی گیرد. در این مقاله نقش اسماعیلی ها در گسترش اسلام در بالکان مورد بحث قرار می یگرد.

متاسفانه شواهدی از ارتباط بین اسماعیلیان خلافت فاطمی و اسماعیلی های منطقه مجارستان نداریم ولی با توجه به منابع مجاری ، از حضور اسماعیلی ها در مجارستان باخبریم. در مورد نام اسماعیلی ها در منابع مجاری دو نظریه وجود دارد. اسماعیلی ها از ایالت خوارزم به عنوان مزدوران شاهان مجار به مجارستان آورده شده اند. نظریه اول اسماعیلی ها را پیروان مذهب شیعی اسماعیلیه می داند و نظریه دوم اسماعیلی ها را همان مسلمانان می داند که به این نام در مجارستان نامیده می شدند. هر چه هست در منابع مشخص است اسماعیلی ها مسلمان بوده و در این تردیدی نیست.

شواهد و مدارکی وجود دارد که نشان از حضور اسلام در بالکان بویژه در بوسنی و هرکوین و کرواسی و مناطق مجاور مجارستان قبل از ورود دولت عثمانی می باشد. در مورد حضور مسلمانان در مناطق مختلف کرواسی قبل از ورود عثمانی ها ، منابع تاریخی مجاری تاکید می کنند که آنهای نامهایی  مانند اسماعیلیه ، کالیز ، بورسمان یا بوسونمان داشته و در 30 نقطه ار مناطق سریم و اسلاونیای شرقی واقع در شمال شرق کرواسی ساکن بوده اند. .در این باره ناموس نویسنده و مورخ یونانی در مورد جنگ یونان و مجارستان در سال 1165 میلادی می نویسد :” پادشاه مجارستان در هنگام عقب نشینی از منطقه زمون قلعه بزرگی در منطقه سریم ساخت و مجارهای این منطقه را در آن اسکان داد. در میان آنها افرادی بودند که پیرو دین مجارها نبودند بلکه پیرو دین پارسها بودند.”

قبل از این ایام یعنی در سال 1077 میلادی لادیسلاو پادشاه مجار دستور می دهد که پیروان مذهب اسماعیلیه باید مسیحی شوند. 15 سال بعد در سال 1092 همین پادشاه قانونی را تصویب می کند که بر اساس آن اگر تجار اسماعیلی پس از مسیحی شدن بار دیگر دین خود را تغییر دهند ، از روستایشان تبعید می شوند. در سال 1095 میلادی کلمان پادشاه وقت مجارستان فرمانی صادر می کند که نباید تعداد اسماعیلیان یک روستا  بیش از نصف باشند و  دختران اسماعیلی بایستی با مسیحیان ازدواج کنند. وی صراحتا اعلام می کند اگر یک اسماعیلی بطور علنی روزه بگیرد ، از خوردن گوشت خوک خودداری کند و یا برای نماز وضو بگیرد ، باید این مساله را به اطلاع پادشاه برساند . مجازات این فرد خاطی تصاحب بخشی از املاک او است. در ضمن ، هرروستای اسماعیلی باید دارای کلیسا باشد و هنگامی که کلیسا ساخته شد ، نیمی از اهالی روستا بایداز آن مکان کوچ کنند و بقیه بایستی در مراسم کلیسایی شرکت کنند.

در زمان پادشاهان بعدی مجارستان ، اسماعیلیان به خدمت سربازی درآمدند. پیزه پادشاه مجارستان در سال 1161 میلادی ، سپاهی را برای رکمک به فردریک بربروسه پادشاه آلمان اعزام کرد. پانصد نفر از این سپاه اسماعیلی بودند. بار دیگر در آغاز قرن سیزدهم نام اسماعیلی ها به عنوان کارمندان گمرک و صرافی ذکر شده است. تاثیر و نفوذ اسماعیلی ها در آن ایام در پول مجارستان نیز مشهود است. بر روی پولهای مجارستان شماره های عربی حک شده است. اطلاعات بجامانده بین سالهای1235 تا1270  میلادی نشان می دهد که اسماعیلی ها حتی به پادشاه مجارستان پول قرض می دادند. قتل عام اسماعیلی ها در سال 1241میلادی در زمان تهاجم تاتارها به مجارستان نیز در اسناد تاریخی این کشور ثبت شده است. تاتارها در شهر پرگ pereg دست به کشتار وسیع اسماعیلی ها زدند و سنگرها و کانالها را با اجساد پر کردند. از آن زمان سنگ قبرهایی متعلق به اسماعیلی هاکشف شده که بر روی آنها کلماتی همچون بسم الله ، پیغمبر  و کرامت  حک شده است. بر بضی از قبرهای اسماعیلی ها و کالیزهای آن دوران حکاکی هایی از سنگ قبرها وجود دارد. نوشته هایی از قبیل کیرمیت kirmit ، پشمه لا pesmela ، پجگامبر pedgamber  پیدا شده است. اگر کلمه کیرمیت را کرامت ، پشمه لا را بسم الله و کلمه پجگامبر را به پیغمبر تفسیر کنیم، آنگاه فهم زبان آنها برایمان خیلی آسان تر خواهد بود.

همچنین مورخان اسناد و مدارکی از سال 1196 به زبان مجاری در دست دارند که گویا نخستین مدارک و اسناد کتبی هستد که در آن از شهر اسه کو یا همان شهر اوسیک کرواسی یاد می شود. در این سند امریک شاه مجارستان به سوال سران شهر اسیک پاسخ می دهد. گویا شهروندان این شهر و اسماعیلی ها موظف بودند مصارف آب وزمینی را پرداخت کنند. این سند را ایوو ماژوران مورخ کروات در کتاب خود تحت عنوان ” اوسیک در قرون وسطا و در دوران حکومت ترکها ” آورده است.

حدود سال 1222میلادی دوباره تعقیب و آزار اسماعیلی ها در مجارستان به همراه یهودیان آغاز شد. ولی علیرغم فشارها اسماعیلی ها همچنان مسلمان ماندند. این مسلمانان به شیوه های مختلف دین خود را حفظ کردند. اطلاعات موجود از سالهای1235 و 1270 حاکی از این است که حتی اسماعیلی ها به شاه مجارستان پول می دادند.در قرن چهادرهم در دوران لایوش دبزرگ سالهای 1382 -1342 از اسماعیلی ها به عنوان مسلمان یاد می شود.

گمان می رود اسماعیلی ها در پادشاهی مجارستان در منطقه شرق اسلاونی و غرب سریم ( شمال شرق کرواسی وجنوب مجارستان ) می زیستند. در قرن چهاردهم آنان را بیشتر کالیزم می خواندند تا اسماعیلی . برای این تغییر نام دو فرضیه وجود دارد : فرضیه اول این است که اکثر اسماعیلی ها از طریق رودخانه های ساواو دانوب به داخل بوسنی مهاجرت کردند و در شهر کاله سیا ( قلعه سیاه ) ساکن شدند. این شهر کوچک در سال1345 کوش لات یا قوش لات نامیده می شد. قوش در زبان ترکی به معنای پرنده است. این اعتقاد وجود دارد که آنان به این شهر رسیده و آن را مرکز تجمع خود قرار دادند. فرضیه دوم این است بین مذهب اسماعیلیه فرقه ای به نام خالصیه وجود داشت و به همین دلیل بعدها اسماعیلی ها را خالصیه یا کالسیه یا کالیزی نامیدند. پیروان و اعضای مذهب اسماعیلی خود را اشرافی تلقی کرده و خود را جزو طبقه اشراف می دانستند.

امه ریگ گاشیچ در کتاب ” تاریخ قصبه و شهرک موریچ” که به سال 1936 در جاکووا dakova انتشار یافت ، می نویسد : ” وقتی که موضع مورویچ و رودخانه ساوا و بوسوتا را شرح دادیم ، درک این امر سخت نخواهد بود که در این منطقه کافران حتی پس از ورود مسیحیت به مجارستان وجود داشتند زیرا که به قول سینامو ، در اواسط قرن نوزدهم در سریم ملیتمی زیسته اند که مسیحی نبودند. به نوشته او جاسوسان اطلاع دادند که در آن سوی رودخانه ارتشی مستقر است که اعضای آن نه تنها از دالماتسیهای محلی بوده بلکه تعداد زیادی اسب سوار مجاری و کالیزهای خارجی دین می باشند. مجارها به دین مسیحی روی آوردند در صورتی که بقیه پیرو قانون حضرت موسی و دیگر قوانین باقی ماندند. معتقدم آنهایی که سینامو ، کالیزم یا ایزمایلی و محمدی نامیده ، در فرمانهای شاهان نیز یاد شده اند. شاه مانوئل هنگامی که از آنجا رفت قلعه دیگری را ساخت ومجارهای سریم را به آن قلعه انتقال داد. این مردم را کالیزم یا خارجی دین می نامیدند. این مردم دینی همچون دین مردم ایران داشتند. احتمالا مشرکان در جزیره بوسوتا بازماندگان همان کالیزیا هستند. این مردم در تمام طول قرن سیزهم همانطور کافر باقی ماندند که جای تعجب نمی باشند.

می دانیم که در دوران حکومت آندریای دوم و لادیسلاو کوماناچ یک عده بزرگی از ایزمالیتها و ساراجنها Saracen به مجارستان رسیدند.هنگامی که به استدالهای نادرست و اشتباهات قدیمی دروغهای جدید و آلودگی و پلیدی دین بوگومیلی بوسنی        ( پاتارنان و یا بوگومیلی دین ویژه مردم بوسنی بود) را افزودند. برای هیچکس جای تعجب باقی نخواهد ماند که چرا مردم در طی قرن پانزدهم نیز همانطور کافر و مشرک باقی ماندند.” اسماعیلی ها و کالیزیها تا قرن پانزدهم حضور داشتند. این که اسماعیلی ها و کالیزیها در کنار اهالی دالماتسیا ( جنوب غربی کرواسی ) می جنگیدند ، مطلبی قابل تامل است. وجود عناوین و نامهای اسلامی در گورستان بوگومیلها که در آن ساراجن ها دفن شده اند ، حاکی از وجود مسلمانان در خاک بوسنی و هرزگوین وکرواسی پیش از ورود عثمانی ها بوده است. ساراجن یا ساراتسن نام قدیم برای اعراب در اروپا می باشند.

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close