آخرین فریاد بوشنیاکها علیه حکومت عثمانی

112 سال پیش ، 26 فوریه 1909 ، ترکیه رسما الحاق بوسنی و هرزگوین به اتریش-مجارستان را به رسمیت شناخت. پیش از این ، حاکم اتریش-مجارستان اسناد الحاق را در 5 اکتبر امضا کرد ، که مطبوعات در 6 اکتبر گزارش دادند. اعلامیه خطاب به مردم بوسنی و هرزگوین در 7 اکتبر 1908 در سارایوو منتشر شد.
نمایندگان سازمانهای مردمی بوسنیایی و صرب که در زمان اعلام الحاق در بوداپست بودند ، در تاریخ 11 اکتبر با انتشار پیامی مشترک به مردم بوسنی و هرزگوین اظهار داشتند که آنها از استقلال بوسنی و هرزگوین دست نمی کشند . این همچنین آخرین اقدام سیاسی مشترک بوسنیایی ها و صرب ها در بحران الحاق بود.
وقتی صحبت از واکنش کرواسی در مورد الحاق می شود ، کاملاً متفاوت از واکنش صرب ها و بوسنیایی ها بود. نیکولا مندیچ ، اسقف اعظم یوسیپ اشتادلر و لازار دیمیتریوویچ با شور و اشتیاق هیئت را که به وین می رفت هدایت می کردند تا رسماً از تصمیم سلطنت حمایت کنند.
سازمان مردم مسلمان رئیس خود علی بیگ فردوس را به قسطنطنیه فرستاد تا دستورالعمل هایی را درباره کارهایی که بوسنیایی ها باید انجام دهند ، یعنی ساکت نشستن ، جابجایی یا موافقت با الحاق و سایر خواسته ها و پیشنهادهای دولت ، دریافت کند. از طرف ترکان جوان به فردوس توصیه شد که بوسنیایی ها را آرام نگه دارد و آنها همه تلاش خود را برای ایستادگی در برابر بوسنی و هرزگوین در کنفرانس آینده انجام دهند که فردوس امید زیادی به آن نداشت. در اواخر دسامبر 1908 ، رهبران MNO جلسه ای را در موریچ هان در سارایوو برگزار کردند و نتیجه گرفتند که بوسنیایی ها هنوز آرام خواهند بود و آنها دیگر با صربها درگیر اقدامات مشترک نخواهند شد. رهبران بوسنیایی تصور می کردند که بهار سال آینده صربستان و مونته نگرو به جنگ اتریش می روند که صرب های بوسنیایی با آرامش آن را تماشا نخواهند کرد و بوسنیایی ها نباید این ماجرا را شروع کنند ، با این حساب که در پایان همه چیز توسط سران بوسنیایی مدیریت خواهد شد .
با پایان یافتن بحران الحاق ، دولت به دنبال شناخت غیر مستقیم از رهبری سیاسی بوسنیایی ها و صرب ها بود. به همین منظور ، وزارت دارایی مشترک در اوایل فوریه 1909 یک نظرسنجی قانون اساسی را تشکیل داد. قرار بود مشارکت در آن به نوعی پذیرش دولت تازه ایجاد شده باشد. این نظرسنجی برای بحث در مورد قانون اساسی آینده بر اساس پیش نویس تهیه شده توسط دولت استانی در سارایوو به دستور وزیر بوریان بود. افراد برجسته ای دعوت شدند ، یعنی هشت صرب ، ده بوسنیایی ، پنج کروات و یک یهودی. پنج نماینده صرب ، اعضای حزب خلق صربستان که در 8 فوریه 1909 در این نظرسنجی شرکت کردند ، روز بعد از اولین جلسه اعلام کردند که در کارهای بعدی شرکت نخواهند کرد چرا که از آنها بعنوان نماینده مردم دعوت نشده اند بلکه به عنوان افراد معمولی دعوت شده است
از میان بوسنیایی های دعوت شده ، سه نفر از اعضای سازمان مردم مسلمان بودند ، در حالی که بقیه از چهره های طرفدار دولت بودند. اعضای MNO با بهانه آوردن دلایل شخصی خود ، در کار نظرسنجی مشروطه شرکت نکردند. در گزارشی که به وزارت دارایی مشترک ارسال شد ، بارون بنکو اظهار داشت که مخالفان بوسنیایی و صربستان می خواهند فعلاً از نظرسنجی قانون اساسی دور بمانند. بنابراین ، تلاش دولت برای به رسمیت شناختن غیرمستقیم الحاق از سوی دو حزب بزرگ سیاسی کشور ، با استفاده از جذابیت ایده قانون اساسی آینده ، ناکام ماند. MNO امیدهایی به پارلمان عثمانی داشت که در ژانویه 1909 تشکیل جلسه داد. رهبر قدیمی جنبش خودمختار ، مفتی جابیچ که از سال 1902 در استانبول زندگی می کرد ، اواخر ژانویه 1909 طوماری را به پارلمان عثمانی ارائه داد.
توافق نامه بین وین و استانبول در 26 فوریه 1909 ، ضربه بزرگی جدید برای بوسنیایی ها بود. در تفاهم نامه آنها که به پارلمان عثمانی ارسال شد ، آنچه بوسنیایی ها به دولت عثمانی داده اند و ایده تاریخی آن به طور گسترده بیان شده است. بی اعتقادی ناامیدانه ابراز شد که امپراتوری عثمانی با پرداخت چند میلیون پوند 1400000 نفر از وفادارترین رعایای خود را به عنوان برده های غیرقانونی بدل خواهد کرد.
این تأیید دیگری بود مبنی بر اینکه بوسنیایی ها خواهان حاکمیت اتریش-مجارستان در سال 1909 و همچنین در سال 1878 نبودند ، بنابراین آنها از همه ابزارهای موجود استفاده کردند و یکی از آنها این یادداشت بود ، به عنوان “فریادی” خطاب به امپراتوری در حال مرگ عثمانی.
نگرش منفی نسبت به الحاق از زمان اعلام آن ، سیاست بوسنیایی را شکل داده است. بوسنیایی ها نارضایتی خود را از طریق مهاجرت ابراز کردند ، که می تواند به عنوان آخرین نشانه مقاومت در برابر مردم ناراضی شناخته شود. اگرچه مهاجرت بلافاصله پس از اشغال در سال 1878 آغاز شد ، اما به گفته پروفسور ادین رادوچیچ ، بزرگترین موج آن پس از اعلام الحاق ثبت شد. این داده ها نشانگر کافی اندیشه بوسنیایی ها در مورد دولت جدید است و تصمیمات سیاسی بخشی از نخبگان بوسنیایی بیانگر نگرش کل جامعه نیست. اگرچه سیاستمداران بوسنیایی ، با وجود مخالفت های اولیه ، هنوز الحاق را پذیرفتند ، اما بیشتر بوسنیایی ها مخالف بودند.
در پایان ، الحاق منجر به تحولات بزرگی در جامعه بوسنی و هرزگوین شد و جدا از مهاجرت و عواقبی که به بار آورد ، قطعاً بزرگترین تغییرات در یک زندگی سیاسی فعال تر در بوسنی و هرزگوین منعکس شد.
منبع : https://stav.ba/vijest/posljednji-vapaj-bosnjaka-osmanskom-carstvu/1114

Show More

Komentariši

Vaša email adresa neće biti objavljivana. Neophodna polja su označena sa *

Back to top button
Close
Close